کتاب «رویکردهای مختلف به الگوی توسعه پیشرفت اسلامی» نوشته صغری صالحی منتشر شد.

رویکردهای مختلف به الگوی توسعه پیشرفت اسلامی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۲۵هزار تومان توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات اسلامی منتشر شده است.

«سنت‌گرایان ایدئولوژیک و الگوی توسعه؛ با تاکید بر آرای مهدی نصیری»، «هایدگری‌ها و الگوی توسعه؛ با تاکید بر آرای رضا داوری‌اردکانی»، «رویکرد موافقان و الگوی توسعه» و «نتیجه‌گیری» از فصل‌های این کتاب هستند.

در نوشته پشت‌ جلد کتاب آمده است: رویکردهای متفاوت و متناقض به پیشرفت، تبعاتی برای سیاست‌گذاری فرهنگی به دنبال داشته است که شناسایی آن‌ها، به کاهش آسیب‌ها در این حوزه کمک خواهد کرد. در کتاب پیش‌ رو با هدف واکاوی انتقادی پیشینه موضوع پیشرفت و نظریه‌های متفکران معاصر ایران، سه رویکرد «سنت‌گرایان ایدئولوژیک با تاکید بر آرای مهدی نصیری»، «هایدگری‌ها با تمرکز بر نظرات رضا داوری‌اردکانی» و «موافقان الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت» تبیین و بررسی می‌شود؛ همچنین با رهیافتی تحقیقی و با تکیه بر متن آثار آنان، به شناخت اندیشه‌های‌شان درباره غرب و غربزدگی و اخذ و اقتباس از توسعه غربی خواهیم پرداخت.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...