به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، کتاب «دیار خوابگردی»[Terra sonâmbula] اثر «میا کوتو»[Mia Couto] نویسنده سفیدپوست موزامبیکی با ترجمه مهدی غبرایی از سوی انتشارات افق منتشر شد.

دیار خوابگردی[Terra sonâmbula] میا کوتو» [Mia Couto

میا کوتو، در ۵ ژوئیه ۱۹۵۵ به دنیا آمد. او تاکنون جایزه کاموس، یعنی مهم‌ترین جایزه ادبی زبان پرتغالی و جایزه نیواشتات انترناسیونال برای ادبیات را در ۲۰۱۴ دریافت کرده است.

موزامبیک کشوری است واقع در جنوب شرقی قاره آفریقا که از قرن شانزدهم میلادی مستعمره پرتغال شد. در ۱۹۷۵ استقلال به دست آورد و با نظام کمونیستی تشکیل دولت داد. بی‌ثباتی سیاسی در کنار نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی سبب شد که این کشور، با گذشت چهار دهه از استقلال، همچنان از آرامش دور بماند.

یکی از مهم‌ترین آثار این نویسنده، رمان دیار خوابگردی است که در جنگ داخلی موزامبیک می‌گذرد و زندگی مویدینگا، پسری دچار فراموشی را در جستجوی گذشته نشان می‌دهد. میا کوتو یک‌درمیان با تعریف هر رشته داستان تصویر هولناکی از کشوری به دست می‌دهد که جنگ، قحطی و قساوتِ بی‌معنا بدل به ویرانه‌اش کرده است. زندگی روزمره‌ی شخصیت‌هایش آکنده از نومیدی، جنون، بیم، توطئه‌های کوچک برای بقا، تجاوز و گسستگی روابط انسانی است.

کتاب «دیار خوابگردی» در قطع رقعی و ۲۷۲ صفحه با قیمت ۴۸ هزار تومان از سوی انتشارات افق در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...