از کتاب «در مسیر آسمان» خاطرات و زندگی نامه شهدای ناجا رونمایی شد.

سبک زندگی شهدای ناجا در مسیر آسمان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم مراسم رونمایی از کتاب «در مسیر آسمان» صبح امروز با حضور جمعی از خانواده‌های شهدای نیروی انتظامی و مقام‌های لشکری از این نیرو در خبرگزاری تسنیم برگزار شد.

در ابتدای این مراسم نویسنده کتاب در مسیر آسمان، هدی ترخان گفت: قبلاً خاطرات شهدای انقلاب و دفاع مقدس را نوشته بودم، اما شهدای ناجا متفاوت بودند چه از نظر مظلومیت و چه این‌که هنوز نمی‌دانیم برای پاسداری از این انقلاب در جای جای این کشور چه خون‌هایی ریخته می‌شود؛ وقتی زندگینامه‌های این شهدا را می‌خواندم دیدم که در تمام این زندگینامه‌ها نقاط مشترکی وجود دارد که منحصر به فرد است و همگی به شهادت ختم شده است؛ وقتی به روایات مراجعه کردم دیدم که درست است این مسیر مشترک است، بر همین اساس نام این کتاب را در مسیر آسمان گذاشتم.

سخنرانی بعدی این مراسم حسین شجری رئیس دفتر فرهنگی و امور شهدای ناجا بود. او گفت: مقام معظم رهبری در بخشی از بیاناتشان می‌فرمایند: در بیان زندگینامه شهیدان باید سعی کنیم سبک زندگی‌شان را تبیین کنیم، باید بدانیم شهیدان چگونه زندگی کردند تا به مرحله مجاهدت و شهادت رسیدند و این سبک زندگی الگویی برای جوانان امروز شود. کتاب در مسیر آسمان فصل جدیدی است که قبلاً با همین موضوع کار شده است اما اکنون حجم زیادتری از شهدای ناجا را در بر می‌گیرد.

وی با اشاره به مؤلفه‌های سبک زندگی شهدا گفت: به‌نظرم از مهمترین مؤلفه‌های سبک زندگی شهدا تقوا در مأموریت، در برخورد با مجرمان و در برخورد با خانواده‌هایشان است. شهدای ناجا همان کسانی‌اند که برای تأمین امنیت و آرامش مردم مقتدرانه با مجرمان برخورد کردند. در مؤسسه فرهنگی هنری شهدای ناجا سعی شده است که در ابعاد جدیدتری تحقیقات درباره شهدا انجام و ماحصل آن در سطح جامعه منتشر شود. تاکنون 1500 شهید را مورد تحقیق قرار دادیم و اخیراً 200 مصاحبه بدان اضافه شده و تا سال آینده قصد داریم تحقیق 13 هزار شهید ناجا را تکمیل کنیم. اولویتمان این است که این کتاب‌ها به دست مردم برسد و بخوانند.

در بخش دیگر این مراسم خانواده‌های شهیدان بایرامی، خدابنده‌لو و احمدنژاد صحبت کردند. پدر شهید بایرامی گفت: شهادت فرزندم جایگاه ویژه‌ای به من داد و البته جایگاه مهم دیگر این بود که مقام معظم رهبری به منزل ما تشریف آوردند. از نیروی انتظامی تشکر می‌کنم که این امنیت را به ما داده است که اگر این امنیت وجود نداشت نمی‌توانستیم در کارهای خود آرامش داشته باشیم. همچنین از خانواده خودم تشکر می‌کنم که چنین فرزندی پرورش داد. امیدوارم به‌نحو احسن بتوانیم قدر نعمت امنیت را بدانیم.

مادر شهید بایرامی نیز در سخنانی گفت: پسری که تربیت کردم باخدا بود و حق هیچ‌کس را پایمال نمی‌کرد. خاطرم هست زمانی که در آموزشی در اصفهان بود همزمان با شهادت شهید محسن حججی بود به من می‌گفت خوش به حال حججی که شهید شد.

سخنران پایان این مراسم سردار محمد شرفی جانشین معاون هماهنگ‌کننده ناجا بود. او گفت: در آموزه‌هایمان چیزی بالاتر از خون شهدا نداریم، اما روایت شده است که قلم علما بالاتر از خون شهیدان است بنابراین قلمی که نویسنده این کتاب زده است بسیار ارزشمند است.

در پایان این مراسم از کتاب «در مسیر آسمان» رونمایی و از خانواده‌های معظم شهدای ناجا تقدیر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...