نخستین جشنواره ملی شعر دانشجویی با اهدای تندیس رودکی به برگزیدگان، به پایان راه خود رسید.

تندیس رودکی به برگزیدگان جشنواره ملی شعر دانشجویی رسید

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، مراسم پایانی این جشنواره امروز (سه‌شنبه، ۱۰ تیرماه) همزمان با روز بزرگداشت صائب تبریزی به صورت مجازی برگزار شد.

برگزیدگان و شایستگان تقدیر این جشنواره در بخش‌های مختلف به این شرح معرفی شدند:

شعر کلاسیک
تندیس رودکی: سیدمهدی موسوی‌نیا (دکتری – دانشگاه سلمان فارسی کازرون – رشته زبان و ادبیات فارسی)
شایسته تقدیر: مارال دلدار (کارشناسی ارشد – دانشگاه علوم پزشکی شیراز – رشته ایمنی‌شناسی پزشکی)

شعر سپید و آزاد
تندیس رودکی: آرش شفاعی بجستان (دکتری – دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی – رشته علوم ارتباطات)
شایسته تقدیر: محمد عسکری (کارشناسی ارشد – دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب – رشته مهندسی کامپیوتر؛ هوش مصنوعی و ربوتیکز)

 ترانه
تندیس رودکی: صادق ابراهیم‌زاده لختکی (کارشناسی ارشد – دانشگاه دامغان – رشته علوم و فناوری نانو؛ نانوفیزیک)
تقدیر:  ندارد

شعر ترجمه
تندیس: ندارد
تقدیر: مریم نفیسی راد (کارشناسی ارشد - دانشگاه علم و صنعت ایران – رشته شیمی؛ شیمی‌فیزیک)

طنز
برگزیده ندارد
تقدیر: حسین تقوی (کارشناسی ارشد – دانشگاه شهید بهشتی – علوم سیاسی)

شعر نیمایی
برگزیده ندارد

پیشتر  نیز به این افراد، تندیس ویژه رودکی در جریان محفل‌های شعری جشنواره در دانشگاه‌های مختلف اهدا شده بود: محمدرضا شفیعی کدکنی، محمدعلی بهمنی (غزل)، ساعد باقری (شعر آیینی)، عبدالجبار کاکایی (ترانه) و ناصر فیض (شعر طنز).

................ هر روز با کتاب ..............

با نوشتن کتاب‌های عاشقانه نمی‌توانستم درآمد کسب کنم، زیرا در ژاپن بازاری برای این ژانر وجود نداشت... یک زن خانه‌دار معمولی است که همیشه کم‌اهمیت‌تر از مردان دیده می‌شود... سمبل زنانی است که نمی‌توانند در جامعه ارتقا پیدا کنند... چند‌سال پیش جنایات بسیاری را زنان جوان رقم می‌زدند؛ حالا کودکان هستند که مردم را می‌کشند... مردم نمی‌دانند چه کاری باید انجام دهند تا از این وضع خارج شوند ...
بچه‌هایی كه بر اثر آسیب‌های اجتماعی و پیشینه مسائل خانوادگی‌شان، انواع مشكلات اخلاقی را داشتند... در حقیقت روزنوشت‌های ماكارنكو از این تجربه واقعی و اصیل است... چه کسی می‌توانست تا این اندازه به شكلی غیرقابل‌تصور، صدها کودک را که زندگی با چنین وضع قساوت‌بار و تحقیرآمیزی مچاله‌شان کرده بود تغییر دهد؟... خودش در جایی از حامله شدن یكی از دختران در همان دوران گزارش می‌دهد ...
ابتدا به‌صورت سناریو نوشته شد؛ فیلم شد و بعد تصمیم گرفتم رمان را بنویسم... بعد از کودتای ۱۹۸۰ در ترکیه چهار سال از زندگی‌ام را در زندان گذرانده بودم، لذا با طرز برخورد حکومت‌های نظامی با دموکراسی آشنایی نزدیک داشتم... من مدت‌هاست که به دنیا از دریچه دولت‌ها نمی‌نگرم... هیچ نمونه‌ای از خوشبختی و سعادت انسان‌ها در سیستم‌های سوسیالیستی و چپ‌گرا حتی در اوج قدرتشان سراغ ندارم ...
زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...