کتاب «عالمگیر» با عنوان فرعی «کووید ۱۹ جهان را تکان می‌دهد» [Pandemic!: Covid-19 shakes the world] نوشته اسلاوی ژیژک با ترجمه هوشمند دهقان منتشر شد.

عالمگیر کووید ۱۹ جهان را تکان می‌دهد [Pandemic!: Covid-19 shakes the world] اسلاوی ژیژک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۹۶ صفحه و با بهای ۲۰هزار تومان از سوی انتشارات صدای معاصر به چاپ رسیده است.

در معرفی این کتاب آمده است: «عالمگیر» در حقیقت درک و دریافت اسلاوی ژیژک فیلسوف معروف اروپا از بحران کروناست و اهمیت و امتیاز اساسی آن در این است که بر خلاف پاره‌ای از آثار او به زبانی ساده و روان نوشته شده است.

ژیژک فصل اول «عالمگیر» را با نقل قولی از انجیل شروع می‌کند. آن‌جا که عیسی پس از رستاخیزش به مریم مجدلیه می‌گوید: مرا لمس مکن (انجیل یوحنا، باب ۲۰، آیه ۱۷) مسیح پس از رستاخیزش به پیروان خود می‌گوید: مرا لمس کنید، در عوض، دیگران را با محبت نوازش کنید و با آنان به مهربانی رفتار کنید.

اسلاوی ژیژک پس از نقل این آیات می‌نویسد: «با این حال امروز در بحبوحه‌ همه‌گیر شدن ویروس کرونا، یکریز به ما سفارش می‌کنند که دیگران را لمس نکنید... فقط از درون است که می‌توانیم به همدیگر نزدیک بشویم، و چشم‌های ما پنجره‌ای است که به درون باز می‌شود. این روزها وقتی آشنایی (یا حتی غریبه‌ای) را می‌بینیم و فاصله‌ مناسب را حفظ می‌کنیم یک نگاه عمیق به چشم طرف مقابل می‌تواند احساساتی بیشتر از نوازشی خودمانی را بروز دهد.»

این فیلسوف سرشناس در فصل چهارم کتاب هم گریزی به ایران می‌زند. او از قول دکتر ایرج حریرچی معاون وزیر بهداشت ایران نقل می‌کند که ویروس کرونا ویروس دموکراتی است؛ فقیر و غنی نمی‌شناسد، مسئول و غیرمسئول نمی‌شناسد.

او معتقد است که در برابر این ویروس، همگی در یک قایق نشسته‌ایم.

فصل‌های بعدی کتاب در خدمت نگاه ناقدانه اسلاوی ژیژک به سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی حکومت‌های دنیاست. ضمن این‌که از جواب دادن به منتقدان خود مثل جورجیو آگامبن هم غافل نمانده است. ژیژک با شور و شوق همیشگی‌اش برای استفاده از تمثیل‌های موجود در فرهنگ عامّه، صفحات کتابش را با گفتارهایی از کوئنتین تارانتینو، هربرت جورج ولز، هگل و مارکس می‌آراید و تصویری موجز و جذّاب از بحرانی به دست می‌دهد که همچنان وجود دارد و زندگی انسان‌ها را تهدید می‌کند.

کتاب «عالمگیر» نه پیچیده است نه فلسفه محض. این کتابچه نشان می‌دهد که چگونه کرونا ویروس دنیا را تکان می‌دهد. به نظر ژیژک دیگر دنیا مثل سابق نخواهد بود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...