کتاب «روشنگری در محاق؛ عصر طلایی آسیای میانه در حمله اعراب تا حکومت تیمور لنگ» نوشته استیون فردریک استار [S. Frederick Starr] با ترجمه حسن افشار توسط نشر مرکز منتشر شد.

روشنگری در محاق [Lost enlightenment : Central Asia's golden age from the Arab conquest to Tamerlane]  عصر طلایی آسیای میانه در حمله اعراب تا حکومت تیمور لنگ» نوشته استیون فردریک استار [S. Frederick Starr]

به گزارش مهر، روایت اصلی «روشنگری در محاق» [Lost enlightenment : Central Asia's golden age from the Arab conquest to Tamerlane] مربوط برهه بین سال‌های ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ میلادی در آسیای میانه است و روایتگر این‌بحث است که این‌منطقه در آن‌مقطع تاریخی پیشاهنگ جهان در توسعه تجاری و اقتصادی و همچنین اعتلای هنرها و مهم‌تر از همه پیشرفت علمی در بسیاری از رشته بوده است. «روشنگری در محاق» در واقع روایتگر دوران فراموش‌شده‌ای است که دوره توفیقات بوده و نویسنده‌اش در این‌اثر در تلاش بوده علل این توفیقات را تشریح کند.

استیون فردریک استار نویسنده این‌کتاب، رئیس و موسس بنیاد قفقاز و آسیای میانه و برنامه مطالعات جاده ابریشم و مرکز پژوهشی و سیاست‌گذاری وابسته به دانشکده مطالعات بین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز و موسسه سیاست‌های امنیت و توسعه در استکهلم است. او در این‌کتاب درباره مردمی نوشته که در رشته‌های ستاره‌شناسی، ریاضیات، زمین‌شناسی، پزشکی، شیمی، موسیقی، علوم اجتماعی، الاهیات، فلسفه و ... سرآمد دوران بودند.

نویسنده کتاب می‌گوید امروزه کمتر کسی بر مرگ اتحاد شوروی سوگواری می‌کند، اما برای پژوهش‌هایی که با حمایت فرهنگستان علوم اتحاد شوروی درباره آسیای میانه انجام گرفت، باید از آن قدردانی کرد. امتیاز این پژوهش‌ها در ابتنای آنها بر تاریخ علم و ادب و باستان‌شناسی بود. این‌کتاب دربرگیرنده پرسش‌هایی است که نویسنده می‌گوید از حدود ۲ دهه پیش و طی ده‌ها سفر به گوشه و کنار منطقه آسیای میانه، با او همراه بوده‌اند.

کتاب پیش‌رو به‌جز پیش‌گفتار، بازیگران، رویدادنگاری در ابتدا و پی‌نوشت‌ها و نمایه در انتها، ۱۵ فصل دارد که عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت است از:

«مرکز جهان»، «شهرنشینان دنیادوست، سرزمین باستانی»، «ملغمه مهارت‌ها و اندیشه‌ها و مذهب‌ها»، «چگونه شد که اعراب آسیای میانه را فتح کردند و سپس آسیای میانه زمینه را برای فتح بغداد آماده کرد»، «باد شرقی بر فراز بغداد»، «حکیمان خانه‌به‌دوش»، «خراسان، آفتاب تابان آسیای میانه»،‌ «شکوفایی آسیای میانه: سلسله سامانی»، «لحظه‌ای در صحرا: گرگانج در حکومت مامونیان»، «نوبت تُرکان: محمود کاشغری و یوسف بَلاساغونی»، «فرهنگ در عصر چپاولگر ترک: سلطان محمود غزنوی»، «زلزله در کاخ فرمانروای سلجوقی»، «قرن مغول»، «تیمور لنگ و جانشینانش» و «نگاهی به گذشته: ریگ و صدف».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

در قطعه‌ای جسورانه‌تر، ابن‌سینا تا بدان‌جا پیش رفت که مدعی شد اندک کسانی که پیامبر شده‌اند قوه الهام استثنایی داشته‌اند. آنها به مدد این قوه همان حقایق بزرگی را که علوم و الاهیات در جست‌وجویشان هستند درمی‌یابند و به زبانی قابل فهم عرضه می‌کنند. ابن‌سینا هنگامی که نماز می‌خواند این‌ قوه الهام را به فعل درمی‌آورد.

اما این گزاره بزرگ سرانجام موجب حملات ویرانگر به میراث ابن‌سینا شد، شصت سال پس از آن که او خود از دنیا رفته بود. بسیاری از مومنان این ادعا را که وحی همان الهام است، یا کمابیش همان است، اهانت‌آمیز دانستند. گفتند سبب انتقال ثقل وحی از خدا به انسان می‌شود و وحی و دین را تنزل می‌دهد. گویی ابن‌سینا نگفته بود که محمد(ص) رسول خدا و واضع شریعت و قائم قسط در زمین است. بسیاری گمان کردند که او همچون پروتاگوراس (۴۹۰ _ ۴۲۰ پ م) فیلسوف یونان باستان مدعی شده است معیار همه‌چیز انسان است (که هم قوه عاقله دارد هم قوه الهام).
ابن‌سینا به‌خوبی می‌دانست که با نگارش کتاب شفا و آثار فلسفی دیگر به قلمرو فوق‌العاده بحث‌انگیزی گام نهاده است. هم پرسش‌های او و هم پاسخ‌هایی که برایشان می‌یافت خطرناک بودند. برای مثال، ارسطو و فیلسوفان دیگری زمین را ازلی می‌شمردند، در حالی که اسلام زمین را مخلوق مستقیم خداوند می‌شناخت. این‌سینا می‌توانست در این مورد و موارد دیگر موضع بینابینی مبهمی بگیرد. اما او در عوض تلفیق آنها پلی بین‌شان زد و هیچ‌یک را فدای دیگری نکرد. او با مساله شر نیز همین کار را کرد؛ گویا واقعیت آن را کاملا پذیرفت اما در نهایت،‌ خوش‌بینانه، مدعی شد که خیر در جهان بر شر غلبه می‌کند، و آنچه شر به نظر می‌رسد اغلب ناشی از انکار خیر است، و نشان نمی‌دهد که بشر ذاتا پلید باشد.

این‌کتاب با ۵۶۳ صفحه، شمارگان هزار و ۲۰۰ نسخه و قیمت ۱۱۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...