کتاب «آنان که می‌روند و آنان که می‌مانند» [Those who leave and those who stay] سومین رمان مجموعه چهارگانه ناپلیِ النا فرانته با ترجمه فریده گوینده [Elena Ferrante] توسط نشر لگا منتشر شد.

آنان که می‌روند و آنان که می‌مانند» [Those who leave and those who stay] سومین رمان مجموعه چهارگانه ناپلیِ النا فرانته با ترجمه فریده گوینده [Elena Ferrante]

به گزارش مهر، پیش از این دو رمان اول چهارگانه ناپلی با نام‌های «دوست اعجوبه من» و «داستان یک نام جدید» با ترجمه همین‌مترجم توسط این‌ناشر منتشر شده‌اند. ترجمه کتاب چهارم این مجموعه هم با نام «داستان کودک گمشده» در دست انتشار است.

رمان مذکور، روایت‌گر سال‌های میان‌سالی راوی داستان اِلنا و دوست اعجوبه‌اش لی‌لاست است و مانند سایر کتاب‌های مجموعه مورد اشاره، مخاطب را بارها در حالت تعلیق نگاه می‌دارد. نویسنده در این‌جلد از چهارگانه ناپلی، با نگاهی موشکافانه به مسائلی چون زندگی زناشویی، خیانت، مادرانگی، طلاق، خواستن و نخواستن فرزند، ملالتِ روابط جنسی، سرخوردگی جسم و تلاش برای حفظ هویت در ازدواج با ارائه جزئیات به‌ظاهر عادی می‌پردازد.

تحوّلات سیاسی ایتالیای پس از جنگ جهانی دوم، جابه‌جایی قدرت در این کشور و به‌تبع آن در منطقه ناپل، با نگاهی بی‌طرفانه از جمله‌مسائلی هستند که در پس‌زمینه این‌رمان دیده می‌شوند.

این‌کتاب با ۳۸۹ صفحه و قیمت ۵۹ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...