کتاب «نقش کُردها در تحولات سوریه» نوشته افشین غلامی توسط انتشارات پژوهشیار منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، مطالب این‌کتاب نتیجه مشاهدات میدانی و پژوهش‌های مولف در مقام پژوهشگر و روزنامه‌نگار است که تا پایان سال ۲۰۱۸ به‌عنوان خبرنگار جنگی در منطقه کردستان سوریه حضور داشته و مطالبش را در قالب ۶ فصل اصلی گردآوری و تدوین کرده است.

نویسنده در فصل اول، کردستان سوریه را به‌صورت کلی معرفی کرده است. در فصل دوم هم موضوعاتی چون کردها، مساله خودگردانی و نظریه کنفدرالیسم دموکراتیک مورد بررسی قرار گرفته‌اند. تحولات منطقه خاورمیانه و آینده کردستان سوریه هم موضوع فصل سوم کتاب است که مطالبش، پیش‌تر در نشریات داخلی کشور منتشر شده‌اند.

رقابت آمریکا و روسیه و تاثیرش بر کردستان سوریه هم مقاله‌ای است که در جایگاه فصل چهارم کتاب «نقش کردها در تحولات سوریه» چاپ شده است. گزارشات میدانی نویسنده از کردستان سوریه که در نشریات و روزنامه‌های ایران منتشر شده‌اند هم مطالب پنجمین فصل کتاب را تشکیل می‌دهند. آخرین فصل کتاب هم دربرگیرنده مصاحبه‌ای با رهبران کرد سوریه است.

این‌کتاب با ۲۹۸ صفحه و قیمت ۳۵ هزار تومان توسط انتشارات پژوهشیار منتشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...