عادل فردوسی‌پور در تازه‌ترین فعالیت خود، نسخه صوتی کتاب «فوتبال علیه دشمن» را خوانده و روانه بازار کتاب کرده است، اثری که مورد توجه مخاطبان هم قرار گرفته و حسابی آن‌ها را غافلگیر کرده است.

کتاب‌های صوتی چند سالی است که با قوت و کیفیت بیشتری نسبت به گذشته در بازار ایران تهیه و تولید می‌شوند و حسابی هم در بین مخاطبان به شهرت و محبوبیت رسیده‌اند؛ تا جایی که چهره‌های مورد علاقه مردم هم وارد این حوزه شده و با خواندن آثار منتشر شده در بازار نقش مهمی در سوق دادن مخاطبان به سمت کتاب ایفا کرده و می‌کنند.

به گزارش خبرآنلاین، عادل فردوسی‌پور، گزارشگر و کارشناس فوتبال نمونه تازه‌ای از همین چهره‌هاست که کتاب «فوتبال علیه دشمن» نوشته سایمون کوپر را که پیشتر خودش ترجمه کرده بود را خوانده و به بازار عرضه کرده است.

او در کنار فعالیت در عرصه گزارشگری و ورزش همواره دستی هم بر آتش فرهنگ داشت و فارغ از تدریس در دانشگاه، به ترجمه کتاب‌های مختلفی پرداخت که از آن جمله می‌توان به «هنر شفاف اندیشیدن»، «هنر خوب زندگی کردن» و «فوتبال علیه دشمن» اشاره کرد. او به تازگی نسخه صوتی «فوتبال علیه دشمن» نوشته سایمون کوپر را روانه بازار کتاب کرده است، اثری که با اقبال گسترده مخاطبان همراه شده و آن‌ها را به وجد آورده است.

لحن و شیوه خواندن او به واقع منحصر به فرد است و مخاطبانی که با آیتم‌های او در «90» و «فوتبال 120» آشنا باشند حتما از شدت جذابیت کتاب نمی‌توانند دست از گوش کردن آن بردارند.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...