ترجمه کتاب «مصائب عشق» از شرکت مدرسه زندگی(آلن دوباتن) توسط انتشارات شمعدونی منتشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «مصائب عشق» از شرکت مدرسه زندگی آلن دوباتن به‌تازگی با ترجمه میترا نادری توسط انتشارات شمعدونی منتشر و راهی بازار نشر شده است.

این کتاب اثری از مدرسه زندگی است. مدرسه زندگی در سال ۲۰۰۸ زیر نظر آلن دوباتن نویسنده و فیلسوف سوئیسی- بریتانیایی تاسیس شد. بسیاری از خوانندگان فارسی زبان آلن دوباتن را با کتاب‌هایی چون «تسلی بخشی‌های فلسفه»، «جستارهایی در باب عشق»، «هنر سیر و سفر» می‌شناسند. او دوره دکترای فلسفه را در دانشگاه هاروارد رها کرد و نوشتن کتب فلسفی به زبان ساده را شروع کرد. دوباتن سپس با تاسیس «THE SCHOOL OF LIFE» سعی کرد مدرسه‌ای برای آگاهی و رشد فردی انسان پایه‌ریزی کند.

به باور آلن دوباتن اگرچه در دانشگاه، رشته‌های متعددی در زمینه مدیریت، مهندسی و پزشکی وجود دارد، اما هیچ مدرسه یا دانشگاهی برای آموزش در روابط کاری، روابط عاطفی و روابط جنسی وجود ندارد. با آن که انسان امروز در دنیای پیچیده و پرشتاب کنونی هر لحظه در حال تجربیات این روابط است اما کمتر آگاهی دقیق و درستی نسبت به آنها دارد.

کتاب روانشناسانه «مصائب عشق» سعی دارد مهارت واقعگرایی عاشقانه را آموزش دهد. در کمتر کتابی گفته می‌شود که عاشق و معشوق وقتی به هم می‌رسند چه اتفاقی می‌افتد. در ادبیات کلاسیک، شعر و رمان های عاشقانه ما با تصویری پر درد و رنج از سختی های رسیدن عاشق و معشوق به یکدیگر مواجه می شویم. اما این کتاب رابطه عاشق و معشوق را پس از رسیدن به یکدیگر نشان می دهد.آن‌جایی که مصائب عشق آغاز می شود. دو نفری که پس از عشقی آتشین به هم رسیده اند و اکنون با مصائبش دست و پنجه نرم می‌کنند. نویسنده کتاب با طرح نکاتی صریح و رک در مورد واقعیت های عشق، محکم به صورت خواننده خود سیلی می زند و سعی می کند نگاهی متفاوت و کمتر دیده شده به موضوع عشق بدهد.

در معرفی کتاب پیش‌رو آمده است:

این کتابی است که هرکسی باید پیش از شروع رابطه بخواند و شاید پس از خواندن این کتاب تصمیم بگیرد، همچنان در دوران پررنج مجردی بماند و یا در یک رابطه پر رنج ماندگار شود، چرا که متوجه می‌شود بسیاری از گرفتاری‌هایش ربطی به شریک زندگی‌اش ندارد! این کتاب ما را با واقعیت‌هایی دردناک و هولناک از مصائب عشق آشنا می‌کند. هنگامی که یک رمان عاشقانه یا شعر عاشقانه می‌خوانیم، به مشکلات وکشمکش‌هایی که در زندگی مشترک اتفاق می‌افتد، اشاره ای نشده است. ما اغلب در رمان‌های کلاسیک، فیلم‌ها و هزاران اثر هنری و ادبی با رنجی که عاشق از نرسیدن به معشوق می‌کشد، روبه‌رو می‌شویم. در کمتر کتابی گفته می‌شود که عاشق و معشوق وقتی به هم می‌رسند چه اتفاقی می‌افتد. این کتاب قرار است رابطه را پس از رسیدن به معشوق نشان دهد. آن‌جایی که مصائب عشق آغاز می شود. دو نفری که پس از عشقی آتشین به هم رسیده‌اند و اکنون با مصائبش دست و پنجه نرم می‌کنند. نویسنده کتاب سعی می‌کند، مهارت «واقعگرایی عاشقانه» را آموزش دهد. واقعیت‌های عشق، محکم به صورتمان سیلی می‌زند و ما متوجه نگاه احمقانه خود به عشق می‌شویم. این کتابی است که هرکسی باید پیش از شروع رابطه بخواند و شاید پس از خواندن این کتاب تصمیم بگیرد، همچنان در دوران پررنج مجردی بماند ویا در یک رابطه پر رنج ماندگار شود، چرا که متوجه می‌شود بسیاری از گرفتاری‌هایش ربطی به شریک زندگی‌اش ندارد! این کتاب ما را با واقعیت‌هایی دردناک و هولناک از مصائب عشق آشنا می‌کند.

این‌کتاب با ۷۰ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۵ هزار تومان منتشر شده است.

به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...
آس و پاس بودم... قصد داشتم به زندان بروم. می‌خواستم کسی را بکُشم یا کشته شوم. بهترین دوستم دو ‌سال قبل خودکشی کرده بود... نمی‌خواستم مفت‌خور باشم... من بخشی از هیچ جامعه‌ای نبودم تا اینکه کم‌کم تبدیل به «جوانی عصبانی در نیویورک» شدم... کل جامعه تصمیم گرفته شما را نادیده بگیرد... بعد از ١٠ ‌سال حمل این کتاب، سرانجام آن را در سه ماه در سوییس به پایان رساندم... یک نویسنده باید همه‌ی خطرات نوشتن آنچه را می‌بیند، بپذیرد ...
با عاشق شدن به دختری زیبارو ناخواسته وارد بازی‌های سیاسی می‌شود... دست‌کم در قسمت‌هایی از زندگی‌مان دچار حس فریب‌خوردگی یا به تعبیری عامیانه «حس خریت» بوده‌ایم... آونگ شدن هر روزه‌مان در بین سه فضای عشق، سیاست و خیانت را به عریانی به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه ما گاه خود را در میان خریت‌هایمان در این سه فضا گرفتار می‌بینیم... ...