کتاب "ابن سینا و تمثیل عرفانی" اثر هانری کربن به تازگی با ترجمه دکتر انشاء الله رحمتی از سوی اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل حوزه هنری و انتشارات جامی منتشر شد. در این یادداشت در نظر است نگاهی به شخصیت فکری و کتاب ابن سینا و تمثیل عرفانی داشته باشیم.

هانری کُربَن (1903-1979) فیلسوف، شرق شناس، ایران شناس و اسلام شناس و شیعه‌شناس فرانسوی و استاد دانشگاه سوربن پاریس بوده‌ است. او بخشی از عمر خود را در ایران و خاورمیانه زندگی کرد. وی از شاگردان فیلسوفان بزرگی از جمله ادموند هوسرل، ارنست کاسیرر، امیل بریه، اتین ژیلسون و لویی ماسینیون بوده ‌است. همچنین او نخستین مترجم آثار مارتین هایدگر به فرانسوی است. همچنین بر زبان‌های آلمانی، عربی و سانسکریت مسلط بوده ‌است.

وی توسط استادش لویی ماسینیون با شهاب الدین سهروردی آشنا می‌شود و تمام مدت جنگ جهانی دوم را در کتابخانه‌ای در استانبول به مطالعه آثار سهروردی می‌پردازد. وی استاد شیعه‌شناسی دانشگاه سوربن و مدیر بخش تحقیق در مدرسه عالی مطالعات (سوربن) و نیز مدیر بخش ایران‌شناسی انجمن ایران و فرانسه بوده‌است. کربن مدت 25 سال هر سال به ایران می‌آمد و با متفکرینی نظیر علامه طباطبایی، سید جلال الدین آشتیانی، مهدی الهی قمشه‌ای، سید کاظم عصار و سید حسین نصر به گفت و گو درباره فلسفه اسلامی و به خصوص حکمت صدرایی می‌پرداخت.

به تشویق او سید جلال الدین آشتیانی اقدام به گردآوری، تصحیح و انتشار کتب فلسفی سده‌های اخیر ایران کرد. وی غرب را با سهروردی و ملاصدرا آشنا ساخت به طوری که وی را برجسته‌ترین مفسر غربی حکمت معنوی ایران و فلسفه اسلامی دانسته‌اند.

کربن را می‌توان مرید اتین ژیلسون و لویی ماسینیون دانست. و به جای لویی ماسینیون کرسی اسلام شناسی مدرسه‌ی کاربردی مطالعات عالی سوربن را در دست داشت. و نیز به همراه ک.گ. یونگ و م. ایلیاده و دیگران یکی از ارکان محفل "ارانوس" از 1949 تا 1977 به شمار می‌رفت؛ طی مدت بیش از سی سال استاد دانشگاه تهران و عضو موسس دانشگاه یوحنای قدیس اورشلیم بود. هانری کربن وجود دنیایی را برای غرب گشود که تا آن روز کاملا ناشناخته بود: اندیشه‌ی معنوی عمیق عرفای بزرگ شیعی و فلسفه‌ای که در شرق دنیای اسلام؛ به ویژه در ایران پس از مرگ "ابن‌رشد" بسط و توسعه یافته بود.

آثار او روی شناخت و تفکر معنوی اسلامی متمرکز است؛ اما در محتوا و فحوای سه مذهب توحیدی بسط و توسعه می‌یابد؛ و شامل بررسی‌های مفصل در مورد آیین‌ها و مناسک و نیز ترجمه و چاپ متون قدیمی منتشر نشده؛ چه به زبان عربی و چه به زبان فارسی می‌شود که وی شخصاً آنها را از کتابخانه‌های ترکیه و ایران به دست آورده بود.

کتاب "ابن سینا و تمثیل عرفانی" را می‌توان یکی از مهمترین پروژه‌های فکری کربن داست که در راستای "اسلام ایرانی" تالیف کرده است. کربن در این اثر سه هدف مشخص را در طول هم دنبال می‌کند. اولاً بر آن است تا نشان دهد که بر خلاف تصور رایج؛ ابن‌سینا یک فیلسوف مشائی صرف نیست. بنابراین نمی‌توان او را به عنوان رئیس مشائیان مسلمان در مقابل سنت و حکمت اشراق قرار داد. ابن سینا نه تنها در برابر سهروردی قرار نمی‌گیرد؛ بلکه اصولاً سلف فکری و معنوی سهروردی است و حکمت سهروردی ادامه همان راهی است که ابن سینا در حکمت مشرقی خویش آغاز کرده است. بنابراین می‌توان همه‌ی فیلسوفان ایرانی پس از ابن سینا (کسانی مانند سهروردی، میرداماد، ملاصدرا تا حاج ملاهادی سبزواری) را در خانواده‌ی معنوی واحدی جای داد و از آنها با عنوان "سینائیان مسلمان" تعبیر کرد.

در ثانی او بر آن است تا در این تحقیق افق تازه‌ای برای پژوهش درباره‌ی ابن‌سینا نشان دهد. به عبارت روشن‌تر می‌کوشد تا معلوم سازد که فلسفه‌ی ابن سینا برای انسان معاصر فلسفه‌ای کارآمد، راه گشا و امروزین است. درست است که ابن‌سینا در مباحث آکادمیک محض، به خصوص نزد متخصصان و مورخان فلسفه‌ی قرون وسطی همواره مورد بحث قرار گرفته است، لیکن نباید علاقه و اهتمام به اندیشه‌ی وی را در همین چارچوب، محدود کرد. می‌توان ابن سینا را از حصار این محافل آکادمیک بیرون برد و پیام او را برای کسانی که به فلسفه چونان برنامه‌ای زنده و پویا می‌نگرند، معنادار ساخت.

سومین هدفی که کربن از تالیف ابن سینا و تمثیل عرفانی دنبال می‌کند، نقشی است که که حکمت مشرقی ابن‌سینا می تواند در برنامه فکری و معنوی مخصوص خود ایفا کند. این هدف سوم بی‌ارتباط با هدف دوم نیست. کربن که مدعی است حکمت مشرقی ابن سینا قابلیت ورود به فضای فکری و معنوی انسان معاصر را دارد و قادر است این فضا را نشاط و غنایی در خور ببخشد؛ می کوشد تا این مدعا را به صورت ملموس و عینی جامه‌ی عمل بپوشد و در حقیقت خود او نخستین کسی است که قدم در این راه می‌گذارد. کربن این اثر را نیز درست در چارچوب همان برنامه‌ی فکری که در آثار دیگرش نیز دنبال می‌کند تالیف کرده است.

کربن در این کتاب بر آن است که پاسخ معمای حکمت مشرقی ابن‌سینا را صرفاً نه بر پایه حدس و گمان درباره‌ی آثار مفقود شده او و نه بر اساس شباهت میان او و سهروردی بلکه بر پایه‌ی متون موجود وی مستند ساخته و به اثبات رساند. به اعتقاد او مهمترین منابع برای فهم حکمت مشرقی ابن‌سینا، همان چیزی است که او از آن با عنوان سه گانه‌ی تمثیل‌های عرفانی ابن‌سینا تعبیر می‌کند. این سه تمثیل عبارتند از: "حی ابن یقظان"، "رسالة الطیر" و "سلامان و آبسال". پیش از کربن نیز این رساله‌ها مورد توجه بوده‌اند؛ وجود شرح‌های متعدد به خصوص در مورد رساله حی ابن یقظان گواه بر این معنا است. بنابراین بر خلاف آنچه در نگاه نخست از این رساله‌ها متبادر به ذهن می‌شود به هیچ وجه نمی‌توان آنها را صرف تفنن‌های فیلسوفانه‌ی شیخ الرئیس قلمداد کرد. در حقیقت شاگردان ابن سینا و حتی فیلسوفان اسلامی پس از او، این رساله‌ها را به اندازه آثار فلسفی محض ابن سینا در خور اعتناء می‌دانسته‌اند. کافی است استناد سهروردی در آغاز قصة الغربة الغربیة و نیز استناد ملاصدرا در اسفار اربعه به این رساله‌ها را یادآور شویم.

اصالت تحقیق کربن درباره‌ی این رساله‌ها یا به تعبیر خود او تمثیل‌های عرفانی این است که اولا آنها را در قالب یک مجموعه‌ی منسجم، به صورت یک سه گانه تصویر می‌کند چنانکه گویی این سه رساله، سه بخش از اثری واحد یا حتی سه مرحله‌ از سلوکی واحد است. و در ثانی می‌کوشد تا بر پایه‌ی این سه گانه، حکمت مشرقی ابن‌سینا را به دست دهد. بنابراین تحقیق او صرفاً به توضیح مقاصد نویسنده محدود نیست، بلکه همه‌ی تحقیق خویش را در راستای غایت مشخصی که همان تبیین حکمت مشرقی است سامان می‌دهد.

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...