به گزارش ایبنا، محمدعلی موحد، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در پیامی صوتی به‌ مناسبت آغاز سال تحصیلی ۹۸-۹۹ که امسال زنگ آن در مدرسه ایشان در تبریز زده شد، از معلمان خواست به دانش‌آموزان هنر دوست داشتن و دوست داشته‌ شدن را بیاموزند.

متن کامل پیام صوتی استاد دکتر موحد که در مدارس استان آذربایجان شرقی پخش شد، به این شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
از من خواسته‌‌اند که به مناسبت بازگشایی مدارس و آغاز سال نوی تحصیلی، احساسی را که در دل دارم بر زبان آورم. لحظه و ساعتی که نوای زنگ آغاز سال تحصیلی نویی را اعلام می‌دارد، برای من یکی از مقدس‌ترین و پرمعناترین لحظات است.

پیام من امروز طبعا در درجۀ اول خطاب به معلمان و آموزگاران شریف است. می‌خواهم این عزیزان متوجه این نکته باشند که پدران و مادران این کشور گرامی‌ترین و ارجمند‌ترین چیزی را که دارند به دست شما می‌سپارند. قرار است آنان را خواندن و نوشتن یاد دهید. قرار است اولین جرقه برای روشن کردن مشعل دانش و معرفت در دل‌های کودکان ما به دست شما زده شود، اما در کنار تعلیم خواندن و نوشتن، شما سه چیز مهم‌تر دیگر نیز باید به آنان بیاموزید:

اول آنکه خداوند طبع جست‌وجوگری به ابنای بشر عطا کرده است. بکوشید تا این موهبت الهی را در نهاد فرزندان ما تقویت کنید و نیرو بخشید. مبادا شیوۀ تعلیم شما چنان باشد که آن بارقۀ مبارک ربانی در دل‌های کودکانی که سرنوشت آیندۀ کشور را به دست خواهند داشت سرکوب گردد و خدای‌ناکرده به خاموشی گراید.

دوم چیزی که باید به کودکان ما بیاموزید هنر دوست داشتن و دوست داشته‌ شدن است. مدرسه آموزشگاه دوستی‌های دیرپا، بی‌غل‌وغش و خالی از طمع و ریا است؛ یک جاذبۀ مرموز ملکوتی هست که بچه‌ها را به سوی همدیگر می‌کشاند و آنان بدون ملاحظۀ وابستگی‌های خانوادگی، بدون توجه به جایگاه و پایگاه اجتماعی والدینشان، با یکدیگر می‌جوشند و دوست می‌شوند و این امر مقدسی است؛ بکوشید تا بچه‌ها قدر این دوستی‌ها را بشناسند و رشتۀ مودتی را که با صفا و صمیمیت در میانشان برقرار می‌شود همچنان پاک و بی‌آلایش نگه دارند و این دوستی‌ها را توشۀ زندگی خود بدانند.

سوم آنکه به‌موازات دوستی‌ها و مهربانی‌ها بکوشید تا شیوۀ رقابت سالم را به آنان بیاموزید؛ شیوه‌ای که در سرتاسر زندگی در همۀ ساحت‌های اقتصادی و اجتماعی و اداری و علمی باید راهنمای آنان باشد؛ رقابتی فارغ از کینه و حسد و بدخواهی و کارشکنی و توطئه‌ها و پرونده‌سازی‌ها.

اینک دست دعا به درگاه خداوند برمی‌داریم تا باران رحمت و برکت خویش را از سر و روی فرزندان ما دریغ نفرماید و مدارس ما را از شور و نشاط و شادمانی و اشتیاق و عطوفت و مهربانی لبریز دارد.
یا محول الحول و الاحوال حوّل حالنا إلی احسن الحال
آمین»

نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...
قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...