نشست نقد و بررسی کتاب صوتی «هیچکس مثل تو مال اینجا نیست» دیروز سه‌شنبه ۲ مهر با حضور جمعی از نابینایان در کتابفروشی چشمه برگزار شد.

به گزارش مهر، کتاب صوتی «هیچکس مثل تو مال اینجا نیست» اثر میراندا جولای و ترجمه فرزانه سالمی با صدای گلاره عباسی تولید شده است.

منتقدان این‌نشست که با حضور ۶۰ نفر از نابینایان کتاب‌خوان کشور همراه بود، مهدی یزانی‌خرم به نمایندگی از نشر چشمه و مجید سرائی پژوهشگر نابینا به نمایندگی از گروه سوینا (سینمای ویژه نابینایان) بودند.

گلاره عباسی، پوریا عالمی میزبان منتقدان این نشست بودند و در کنار اکتای براهنی، منصور ضابطیان، لاله اسکندری، محمد صوفی، اشکان عقیلی، مرتضی علی‌آبادی، سالار تهرانی، یلدا انگالی، سحر صباغ سرشت و امیرحسین مددی به گفتگو درباره کتاب «هیچکس مثل تو مال اینجا نیست» پرداختند.

بنا است از این‌پس در قالب همین‌نشست، هرماه، یک‌جلسه نقد و بررسی از کتاب‌های صوتی برگزار شود. گزارش صوتی این‌برنامه‌ها در پایگاه اینترنتی رادیو سوینا منتشر خواهد شد تا نابینایان کشور امکان استفاده از مطالب این جلسات را داشته باشند.

چنان طنز و ادبیات را درهم می‌آمیزد و وارد می‌کند که دیگر نمی‌دانیم کدام را باور کنیم... زیبایی پاریس و نشئه‌گی ناشی از آن، تبدیل به بدبینی و سوءظن به روسیه می‌شود... نمایشگاهی از آثار نقاشانی که حکومت شوروی نمی‌پسندید. بولدوزر آوردند نمایشگاه را خراب کنند... . نویسندگان را دستگیر و بازجویی کرد. در این میان خشم و غیظ‌شان به سوی ویکتور بیشتر بود چراکه او را فرزند ناخلف حکومت دیدند. ویکتور ماری در آستین پرورده بود. موسی در خانه فرعون ...
ثمره‌ی شصت سال کار مداوم و عمیق اوست... سرگذشت کیمیاگری‌ست که برای دسترسی به علوم جدید، روح خود را به شیطان می‌فروشد... عاشق دختری به نام مارگارت می‌شود و بعد به او خیانت می‌کند... به خوشبختی، عشق، ثروت و تمام لذایذ زمینی دست می‌یابد اما اینها همه او را راضی نمی‌کند... با وجود قرارداد با شیطان مشمول عفو خدا می‌شود... قسمت اول فاوست در 1808 نوشته شد، اما نوشتن قسمت دوم تا پیش از مرگ گوته ادامه پیدا می‌کند. ...
مادر رفته است؛ در سکوت. و پدر با همان چشم‌های بسته و در سنگر خالی دشمن! همچنان رجز می‌خواند... در 5 رشته: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بهترین بازیگر نقش اول زن(مریل استریپ) اسکار گرفت... احساس می‌کند سالهاست به تنهایی بار مسئولیت یک زندگی مثلا «مشترک» را به دوش کشیده است و حالا برای کسب جایگاه اجتماعی و رسیدن به آرزوهای تلف شده‌ی دوران مجردی، خانه را ترک می‌کند ...
سیاست حذف را از طریق «ناپدیدسازی» دانشجویان، اساتید دانشگاه، روزنامه‌نگاران و روشنفکران پی گرفت... تجربه شکست سیاسی در محیط شوخ‌و‌شنگ کودکی ترومایی را ایجاد کرده است که از حواشی ماجراها در‌می‌یابیم راوی نه از آن دوران کنده می‌شود و نه دقیقا می‌تواند آن ایام را به یاد بیاورد... من از پدر هیچ وقت نپرسیدم عمو رودولفو چرا و چگونه مرد. لزومی هم نداشت. چون هیچ کس در سی‌ سالگی به علت سالخوردگی نمی‌میرد ...
یك مطلب را گفته بودیم اما به دو زبان... افكار او همگرایی غیرقابل انكاری با ایدئولوژی نازیست‌ها دارد... «نیهیلیسم» از نظر یونگر بخشی از «استثمار معنوی» انسان مدرن است، نوعی «پوچی درونی» و خالی شدن از ارزش‌های والا؛ اما برای آل‌احمد «نیهیلیسم» ایدئولوژیی ست كه سرمایه‌داری متاخر را در جای خود تثبیت می‌كند... آل‌احمد در آثارش به هیچ ‌وجه مخالف تكنولوژی و ابزار مدرن نیست... ماشین وسیله است و هدف نیست. هدف، نابودی فقر و رفاه مادی و معنوی را برای همه است ...