هیچ یک از شایعات مربوط "به سوی سرنوشت" صحت ندارد و این کتاب توقیف نشده است.

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به خبرنگار مهر که از وی در مورد "سرنوشت" کتاب "به سوی سرنوشت" و اظهار نظرهای متناقض در این‌باره پرسید، گفت: «هیچ یک از شایعات موجود، صحیح نیست و این کتاب به هیچ وجه توقیف نشده است.»

او در پاسخ به این سوال که گفته می شود تجدید چاپ کتاب منوط به اجازه و اصلاح موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) شده است با تکذیب قاطع این مسئله اظهار داشت: «کتاب الان در بازار هست و چاپ جدید آن هم به زودی عرضه می‌شود.»

گفتنی است، دفتر نشر معارف انقلاب از سال 1374 تاکنون، خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی را در قالب کتاب‌های " دوران مبارزه (کارنامه و خاطرات 1357-1313) ، انقلاب و پیروزی ( 58-1357 )، انقلاب در بحران ( 1359) عبور از بحران ( 1360 )، پس از بحران ( 1361 )، آرامش و چالش ( 1362 ) و  "به سوی سرنوشت" ( 1363 ) را تدوین و به علاقه مندان تاریخ انقلاب اسلامی عرضه کرده است.

انتشار کتاب به "سوی سرنوشت" باعث بروز اظهارنظرهای متفاوتی شد و وزارت ارشاد، چاپ مجدد این کتاب را منوط به اجازه و تصحیح موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) دانسته بود.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...