کتاب «رساله‌های تیراندازی» با تصحیح مهران افشاری توسط نشر چشمه منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر،‌ با وجود این‌که تاریخ نگارش چنین رساله‌هایی به دوران ساسانیان و پیش از ظهور اسلام مربوط می‌شود، پس از اسلام هم رساله‌های فارسی و عربی زیادی درباره تیراندازی، کمانداری و جنگاوری نوشته شد. در نسخه‌های خطی از رساله‌های تیراندازی با عناوینی چون «قوس‌نامه» یا «رساله‌های قوسیه» یاد شده است.

رساله‌هایی که نسخه تصحیح‌شده‌شان در کتاب پیش رو چاپ شده، به این ترتیب هستند:

رساله اول: در تیراندازی و کشتی‌گیری و تیغ آب‌دادن و جنگ‌کردن و اسب‌تاختن، رساله دوم: رساله فروسیه، رساله سوم: ایضاح از طاهر ماوراءالنهری، رساله چهارم: هدایة‌الرّمی از محمد بده سید میرعلوی، رساله پنجم، رساله ششم، رساله هفتم: دوازده قاعده تیراندازی، رساله هشتم: چهارده‌باب در تیروکمان، رساله نهم، رساله دهم: منظومه طاهر بلخی.

به‌جز ۱۰ رساله‌ای که کتاب آن را در بر می‌گیرد، پیوست‌ و فهرست‌های زیادی در این کتاب چاپ شده که از صفحه ۲۷۱ تا ۳۵۷ ادامه دارند. فهرست‌هایی که انتهای این کتاب چاپ شده‌اند، به ترتیب عبارت اند از: فهرست منابع و ماخذ، فهرست آیه‌های قرآن مجید، فهرست احادیث و روایات و اقوال عربی، فهرست اشعار رساله‌ها به ترتیب حرف آغازین بیت، فهرست نام کسان، فهرست نامهای جغرافیایی، فهرست نام کتابها و فهرست لغتها، تعبیرها، اصطلاحها و موضوعها.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

چون کمانت زه شود بنگر به هر دو خانه‌اش/ چون ترازو راست باشد آنگهی در تیر آر

اگر محلّ تنها باشد و کمان زه‌کردن خواهد، بدین شکل زه کند: مرد بر زمین مربع بنشیند و کمان را بر ران چپ دارد و گوشه کمان راست به ران اشکال کند. پس به دست چپ قوت کند و کمان بجنباند و به دست راست زه را در ذبّه کند.

دیگر مرد برابر بایستد و گوشه کمان را درون ران چپ در آرد و قبضه کمان را نزدیک پهلوی، جانب پشت برد چنانکه کمان پس پشت رَوَد و زه در سینه مرد باشد به طریق حمایل و گوشه بالا را به دست راست گیرد و به زور پشت و دست راست کمان را بجنباند و به دست چپ زه را در دبّه در آرد.

دیگر اگر بر اسپ سوار باشد گوشه فرودین را در رکاب چپ درآرد و قبضه کمان را بالا برد و به زور هر دو دست کمان را زه کند و بدین شکل اسپ در تک باشد، هم کمان را زه تواند کرد ولیکن بدین شکلها که گفته شده است کمان نرم را زه توان کرد و اگر کمان دیر باز فرود آورده باشد و یا پشکال بر آن گذشته باشد،‌ اول کمان را به آتش نرم کند پس زنجیر دراز کند و زمانی قرارش دهد. بعد، مکان حلقه بالا رود، چون به موازنه زه آید، زه کند.

مهران افشاری درباره چگونگی شکل‌گیری ایده این کتاب نوشته: تابستان سال ۱۳۸۹ شمسی پس از آنکه مرحوم استاد ایرج افشار و این‌جانب با همکاری یکدیگر چند متن از قصه‌های کهن فارسی، خاصه قصه‌های نقالی، را تصحیح کرده بودیم، شادروان آقای افشار پیشنهاد فرمود که متنی دیگر از قصه‌ها را برای تصحیح و تنقیح در دست بگیریم و بنده متقابلا پیشنهاد کردم که به یاری هم مجموعه‌ای از رساله‌های تیراندازی را تصحیح و آماده نشر کنیم و آنچه را هم خود، هر دو، پیش از آن منتشر کرده‌ایم در آن مجموعه بگنجانیم. مرحوم آقای افشار پیشنهادم را پسندید و به فراهم نمودن عکسهای نسخه‌های خطی رساله‌های تیراندازی اهتمام ورزید و حتی در این‌باره با برخی از کتابخانه‌های خارج ایران هم مکاتبه کرد.

درگذشت ایرج افشار در اسفند سال ۸۹ باعث شد تا افشاری کار آماده‌سازی و تدوین مطالب کتاب را به تنهایی ادامه دهد. به این ترتیب به گردآوری دیگر نسخه‌های خطی باقی‌مانده برای تهیه این کتاب رو آورد و پژوهش‌های خود را در این زمینه دنبال کرد. درباره کتاب پیش‌رو لازم است این توضیح را ارائه کنیم که یکی از انواع ادبی به زبان فارسی، رساله‌هایی است که درباره تیراندازی، کمانداری و آداب جنگ نوشته شده‌اند. آن‌چه در این رساله‌ها آمده، درباره چگونگی ساخت تیر و کمان و چگونگی استفاده از آن در جنگ یا شکار است.

این کتاب با ۳۵۷ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۴۳ هزار تومان منتشر شده است.

ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...