تاریخ یعقوبی از قدیم‌ترین تاریخ‌های عمومی به زبان عربی؛ نوشتة احمدبن ابی یعقوب بن جعفربن وهب بن واضح یعقوبی (زنده در 292). این کتاب خلاصه‌ای است از تاریخ جهان از آغاز تا اواسط سدة سوم هجری. بخش نخست کتاب ــ که در بارة تاریخ پیش از اسلام است ــ مقدمه‌ای داشته که در دست نیست. در بخش فعلی کتاب که از میانه داستان آفرینش آغاز شده سرگذشت پیامبران از آدم تا عیسی علیهم‌السلام و پس از آن تاریخچه‌ای از پادشاهان و ملل و ممالک جهان آمده است. یعقوبی در بیان تاریخ پیامبران از قرآن مجید و مآخذ اسلامی و کتب عهدین از جمله اناجیل اربعه نقل و اقتباس کرده است.

وی هرگاه از تاریخ سیاسی اقوام اطلاعات کافی نداشته تاریخ فرهنگی آنان را آورده است. به گفته "هوتسما" مستشرق هلندی مأخذ عمده یعقوبی درباره تاریخ بنی‌اسرائیل پس از کتاب مقدس، کتابی بوده به نام "غار گنجینه‌ها" که یعقوبی بعضی مطالب آن را که با اصول عقاید اسلامی موافق ندیده، حذف کرده است. یعقوبی در فصل "ملوک فارس" به فرهنگ اساطیری و تاریخ ایران باستان پرداخته و درباره نظام کشورداری و سلسله مراتب دولتی ساسانیان اطلاعات ارزشمندی داده است. ظاهرا مأخذ وی در این‌باره "گاهنامگ پهلوی" بوده که خود قسمتی از کتاب بزرگتری به نام "آیین نامگ" بوده است . همچنین در همین جا لازم به اشاره است که "خوذای نامگ" یا تاریخ رسمی ساسانیان، از دیگر منابع یعقوبی است. ازین‌رو تاریخ یعقوبی از کهن‌ترین و مهم‌ترین منابع برای شناخت دورة ساسانیان به شمار می‌رود.

مجلد دوم تاریخ یعقوبی به تاریخ اسلام اختصاص دارد. در آغاز مجلد شرح زندگی پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله و سلّم) از ولادت تا بعثت، هجرت، غزوات، سفیران عرب، کاتبان، همسران پیامبر، خطبه‌ها و مواعظ ایشان، حجة الوداع و وقایع وفات و سپس اوصاف و نسب پیامبر آمده است. شرح رویدادهای روزگار نخستین جانشینان پیامبر یعنی ابوبکر و عمر و عثمان و امام علی و امام حسن (علیهماالسلام) مبحث بعدی است. سپس به دوران حکومت خلفای اموی و عباسی به ترتیب تاریخ جلوس آنان تا حوادث 259 پرداخته شده است. تاریخ عباسیان نزدیک به یک پنجم کتاب را شامل می‌شود چنانکه مسعودی از کتابی با عنوان تاریخ "در اخبار عباسیان و جز ایشان" یاد کرده که احتمالا همان تاریخ یعقوبی است.
 
روش یعقوبی در مجلد دوم تحقیق در روایات و گزینش آنهاست. او برخلاف مورخان اخباری، چون طبری سلسله اسناد روایات را به دست نداده بلکه پس از بررسی و تدقیق در اخبار راویان و سیره‌نویسان و مورخان و تفاوت‌های آنها، گزارشی جامع از اخبار و روایات فراهم آورده است. یعقوبی در مقدمه این جلد ضمن معرفی مآخذ خود، شماری از راویان و اخباریان و نسب‌شناسان مشهور سده‌های دوم و سوم را نام برده است.
 
ویژگی بارز "تاریخ یعقوبی" که نشان از شیعه بودن مؤلف دارد ذکر احوال امامان شیعه (علیهم‌السلام) است. وی به مناسبت ذکر وفات ائمه خلاصه‌ای از سرگذشت و سخنان آنان را تا امام علی النقی (علیه‌السلام) (254) آورده است. یعقوبی ضمن یاد کردن از امام علی (علیه‌السلام) و منزلت او و فضایل اهل بیت (علیهم‌السلام) درباره شخصیت جناب ابوطالب، حدیث غدیرخم، حدیث ثقلین، ماجرای سقیفه، احوال خلفای نخست،  امام حسن (علیه‌السلام) طلحه و زبیر و زبیریان، امویان و قیام زیدبن علی نیز مطالبی آورده است. وی درباره عباسیان میانه‌رو بوده و از حوادثی که برای آنان ناخوشایند بوده مانند: قتل ابن هبیره، ابومسلم خراسانی و سقوط برمکیان، به صورتی مناسب سخن گفته و حتی در وفات امام موسی کاظم (علیه‌السلام) به ذکر روایت عباسی بسنده کرده است. یعقوبی همچنین درباره حوادث نزدیک به عصر خود مانند قیام علی بن محمد صاحب‌الزنج به ملاحظاتی کوتاه اکتفا کرده است. اما این نکات از ارزش و اهمیت تاریخ یعقوبی در تحول علم تاریخ نزد مسلمانان نمی‌کاهد.

یعقوبی در تاریخ‌نگاری شیوه‌ای معتدل داشته و اطلاعاتی که داده از جمله خطبه‌ها و وصایای سیاسی و اخلاقی و نامه‌های رسمی، دقیق و گاه منحصر به فرد است. او در اثر خویش به طرح برخی مباحث جغرافیایی نیز پرداخته و به گاه‌شماری ایرانی و رومی نیز توجه نشان داده است. او در ذکر ولادت عیسی (علیه السلام) و ولادت و بعثت و وفات پیامبر اسلام(صلوات الله علیه و آله) و آغاز دورة هر یک از خلفا اطلاعاتی نجومی داده که برگرفته از آراء منجمانی همچون محمدبن موسی خوارزمی (متوفی 232) و ماشاءالله یهودی (متوفی 200 یا 205) است.

مسعودی (متوفی 345 یا 346) در نگارش تاریخ پیش از اسلام، از یعقوبی پیروی کرده و مطالب بسیاری از او اقتباس نموده است. در سدة ششم هجری مؤلف "مجمل‌التواریخ" و "القصص"، تاریخ یعقوبی را در دست داشته و از آن نقل و اقتباس کرده است.

"تاریخ یعقوبی" نخستین بار به کوشش هوتسما از روی نسخه خطی کتابخانة کیمبریج با مقدمه‌ای به لاتینی در معرفی مؤلف و نقد کتاب در دو مجلد انتشار یافته (لیدن 1883). در این چاپ با وجود دقتی که به کار رفته، پاره‌ای تصحیفات راه یافته، اما در چاپ بعدی کتاب که براساس تحقیق هوتسما در سه مجلد انتشار یافته (نجف 1358) تمام این موارد تصحیح شده است.  هر چند در همین چاپ تصرف‌هایی شده که گاه نابجاست.  در 1339 هجری شمسی (1960 میلادی) چاپ تازه‌ای از روی طبع هوتسما در دو مجلد در بیروت به عمل آمد که اکنون متداول است. تاریخ یعقوبی را محمدابراهیم آیتی به فارسی ترجمه و در 1341 ش در تهران چاپ کرده است.

محمدرضا ناجی . دانشنامه جهان اسلام

زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...