نسخه تازه‌ای از کتاب "رباعیات عمر خیام"، حکیم، فیلسوف، منجم و شاعر بلندآوازه ایرانی در مادرید پایتخت اسپانیا انتشار یافت. این کتاب حاوی  178رباعی از خیام است که توسط خانم "کلارا خانس" شاعر اسپانیایی و "احمد طاهری" روزنامه‌نگار ایرانی مقیم این کشور اروپایی انتشار یافته است.

انتشارات "الیانزا ادیتوریال" این کتاب را از هفته جاری با چهار هزار نسخه و  208صفحه در قطع جیبی به قیمت  6.25یورو روانه بازار کرده است.

این ششمین نسخه انتشار یافته از رباعیات خیام به زبان اسپانیایی است اما "الیانزا ادیتوریال"، دو زبانه بودن آن - فارسی و اسپانیایی- و "برگردان عالی" آن را توسط مترجمان، از دلایل خود برای چاپ این شاهکار ادبیات فارسی عنوان کرده است.

این بنگاه انتشاراتی از "خیام" به عنوان "ستاره‌شناس، فلیسوف، پزشک، موسیقیدان و شاعر بلندپایه‌ای" نام برده است که با برخورداری از "روحیه آزادگی" در "دوران تعصب مذهبی حاکمان ترک" در ایران، اشعاری سرشار از "احساس شرقی، زیبایی و ذوق" سروده است.

نسخه تازه رباعیات عمر خیام بر اساس نسخه تصحیح شده توسط "محمدعلی فروغی" و "قاسم غنی"، به زبان اسپانیایی برگشته و خانم خانس بر آن، پیشگفتاری  15صفحه‌ای در شرح زندگی خیام، افکار، ایده‌ها و اشعار او نوشته است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...