جواد پیشگر از کارگردانی نمایش رادیویی «بادبادک ‌باز» براساس رمانی با همین نام نوشته خالد حسینی با ترجمه زیبا گنجی و پریسا سلیمان‌زاده در 10 قسمت برای برنامه «قصه شب» رادیو ایران خبر داد.

این کارگردان نمایش‌های رادیویی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این خبر، گفت: این رمان را امیرحسین نجفی برای رادیو تنظیم کرده است و بازیگرانی مانند احمد گنجی، امیر جوشقانی، اسماعیل بختیاری، محمد عمرانی، مهرداد عشقیان، عباس وفایی، بیوک میرزایی، شمسی صادقی، سعیده فرضی، مینو جبارزاده و مهدی نمینی مقدم در آن نقش‌آفرینی می‌کنند.
وی ادامه داد: «بادبادک باز» به داستان زندگی خانواده‌یی افغانی می‌پردازد که بر اثر هجوم بیگانگان خانه و کاشانه خود را رها کرده و به آمریکا مهاجرت می‌کنند و …

پیشگر با بیان این‌که مهدی شرفی سردبیر، ماهداد توکلی تهیه‌کننده و فرشاد آذرنیا افکتور این برنامه هستند، اظهار کرد: براساس میزان توانایی، ویژگی و خصوصیت موجود در صدا بازیگران این نمایش انتخاب شده‌اند ضمن این‌که تمایلی به استفاده از گویش افغانی در این کار نداشتیم.
وی اعلام کرد: ضبط این نمایش پنج‌شنبه (28 آذر) به پایان می‌رسد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...