«چون بوی تلخ خوش کندر» اثر وحید کهندل، کتاب زندگی‌نامه فرهاد مهراد، خواننده و نوازنده صاحب سبک موسیقی ایران است. این کتاب به زوایای زندگی شخصی این هنرمند می‌پردازد.

به گزارش خبرآنلاین، توجه به زندگی‌نامه اشخاص معروف و محبوب، همواره دغدغه دوست‌داران شخصیت‌ها و هم علاقه‌مندان به کتاب با موضوع زندگی‌نامه است. در این میان هستند کتاب‌هایی که توسط افراد و اقوام نزدیک به شخصیت اصلی کتاب، جعلی و غیر واقعی معرفی می‌شوند.

کتاب زندگی‌نامه فرهاد مهراد با نام «چون بوی تلخ خوش کندر» به نویسندگی وحید کهندل را نشر ماهی چاپ کرده است. پوراندخت گلفام، همسر فرهاد مهراد، محتوای این کتاب را تایید کرده است. «چون بوی تلخ خوش کندر» شامل ۱۳ بخش می‌شود. 

بخش‌های این کتاب بعد از مقدمه پوراندخت گلفام، شامل کودکی و نوجوانی، جوانی، پیش از انقلاب، پس از انقلاب، سال‌های آخر، داستان‌ها، تصویرها، نامه‌ها، یادداشت‌ها، حاشیه‌نویسی‌ها، کارنامه‌ها، دنیا از دوربین فرهاد و عکس‌هاست.

وحید کهندل، نویسنده کتاب، در یادداشت آغازین خود، نوشته است: «البته انتظار نداشته باشید او را خوب بشناسید. چه بسا سردرگم‌تر از قبل شوید، زیرا فرهاد، قصه‌ای بی انتهاست. باشد که همچنان لایتناهی بماند.»

با این‌حال، با مطالعه این کتاب، خواننده به‌قدری می‌تواند به شخصیت فرهاد مهراد در زندگی معمولی، به عنوان یک آدم عادی، ورای شخصیت موسیقایی او، نزدیک شود. 

در بخشی از این کتاب آمده است: «تابستان‌ها که خواهر پوراندخت و همسرش برای دیدن فرزندشان به فرانسه می‌رفتند، مسئولیت رسیدگی به باغ و مرغ و خروس‌هایشان با فرهاد و پوراندخت بود. در نتیجه آن‌ها مدتی را در خانه خواهر پوراندخت می‌گذراندند. هر روز صبح زود، فرهاد سوار پیکان وانت‌شان می‌شد و به منزل خودشان می‌رفت تا هم سری به مادر پوراندخت بزند که در طبقه پایین تنها زندگی می‌کرد و هم به گیاهان خانه آب بدهد، هر صبح، پوراندخت از داخل تخت‌خواب صدای روشن شدن وانت را می‌شنید. روزی به جای صدای وانت، صدای فولکس آقای ربوبی را شنید که ...»

کتاب با اختصاص دادن بخش‌هایی به عکس‌های فرهاد مهراد، به شناخت هر چه بیشتر خواننده نسبت به زندگی روزانه این خواننده و نوازنده کمک می‌کند.

«چون بوی تلخ خوش کندر» با ۳۰۴ صفحه، قیمت پشت جلد ۴۸ هزار تومان و تیراژ ۱۵۰۰ نسخه، توسط انتشارات ماهی در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...