• 19 بهمن 1384

    ارنست-همینگوی

    از پدری طبیب و مادری موسیقیدان و نقاش در اوک پارک Oak-Park در حومه شیکاگو زاده شد... همینگوی در هیجده سالگی دواطلبانه در جنگ جهانی اول شرکت کرد، به جبهه ایتالیا رفت و در واحد بهداشت مأمور حمل ونقل زخمیهای جنگ شد. به سختی مجروح گشت، در حدود یک سال در بیمارستان به سر برد و از طرف دولت ایتالیا به دریافت مدال نقره جنگی نایل آمد... با عنوان خبرنگار به اروپا فرستاده شد و در جنگ اسپانیا به نفع جمهوری‌خواهان شرکت کرد... او سخنگوی گروهی ست که به نسل فداشده معروف گشته است. ...

Loading
هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
ناخدا خورشید اقتباس خوش‌ساخت و به شدت بومی ناصر تقوایی از «داشتن و نداشتن» همینگوی است... داستان فیلم در بندر لنگه و حوالی دهه چهل شمسی رخ می‌دهد... کشمکشی میان «خواجه ماجد» طماع، «فرحان» دلال، چند تبعیدی سیاسی، ماموران حکومت و ناخدا خورشید... بخشی از سکانس آشنایی فرحان با ناخدا را ببینید با بازی داریوش ارجمند در نقش ناخدا، علی نصیریان در نقش فرحان و سعید پورصمیمی در نقش «ملول» جاشوی «بمبک» ...
گزیده گفت‌وگوهای نشریه پاریس ریویو با 12 نویسنده... علاقه رمان‌نویسان به مطالعه زندگی‌نامه بسیار عجیب و جالب توجه است... وقتی 13 ساله بودم دو کتابخانه هارلم را سرتا پا خوانده بودم... کرم روزنامه خواندن دارم... منتقدان را به اندازه خودشان جدی بگیرید... صفحه آخر کتاب را ۳۹ بار بازنویسی کردم... برای نویسنده شدن باید «بنویسید»... من نویسنده‌ای کاملا افقی‌ام. اگر درتختخواب یا روی نیمکتی دراز نکشم و سیگار و قهوه کنارم نباشد نمی‌توانم فکر کنم ...
همه می‌خواهند بشریت را تغییر دهند، اما هیچ‌کس به تغییر دادن خودش فکر نمی‌کند!... اسب‌ها خیلی خوشبختند، چون اگرچه آن‌ها هم مثل ما جنگ را تحمل می‌کنند، اما لااقل کسی از آن‌ها نمی‌خواهد ثبت‌نام کنند و یا وانمود کنند که به کارشان ایمان دارند. اسب‌های بیچاره، ولی آزاد! افسوس که شور و اشتیاق کثافت فقط برای ماست... بهترین کتابی ا‌ست که در دو هزار سال گذشته نوشته شده‌است! ...
در این سه مجلد سی نویسنده مطرح از نسل‌ها و دوره‌ها و کشورهای مختلف از شیوه کار و زندگی خود سخن گفته‌اند و از اینکه چطور زندگی می‌کنند و می‌اندیشند، چه می‌خوانند، از چه تأثیر می‌گیرند و تلقی‌شان از ادبیات و نوشتن چیست و به جهان، زندگی و آدم‌ها، تاریخ، جامعه و سیاست و کلا آنچه پیرامونشان رخ داده و رخ می‌دهد چطور می‌نگرند... کارور، مارکز، کوندرا، فاکنر، اکو و... ...
اگرچه درگیر فقر و نیازمند پول است اما روزنامه نگاری را کنار گذاشته و دیگر مطلبی برای نشریات نمی نویسد تا تمام وقت به ادبیات بپردازد... حتی نوشیدن و خوردوخوراکش را هم بر اساس پیش رفتن داستانش تنظیم می‌کند... ۲۰داستان کوتاهی که کانون همه آنها یک نقطه است و آن نقطه نوشتن و تمرین ها و عادت های مربوط به نوشتن است... چون پولی برای خرید کتاب نداشته، کتاب ها را از یک کتابفروشی قرض می‌کرده است ...
حاصل شرط بندی دو اعجوبه سینما و ادبیات در یکی از سفرهای تفریحی‌شان به قصد ماهیگیری بود... برداشتی کاملا آزاد بود که تفاوت‌های آشکاری با متن اصلی داشت... انقلابی‌های کوبایی و چینی به زوج آزادیخواه فرانسوی تبدیل می‌شوند... از انسانی بی‌طرف و بی‌اعتنا نسبت به جنگ به یک آزادیخواه مبارز علیه حزب نازی و از یک مرد تنهای سرد به عاشقی جدی تغییر می‌کند ...
رابرت جردن آمریکایی داوطلبانه وارد ارتش جمهوری‌خواهان شده است... گروه تحت سلطه زنی به نام پیلار قرار دارد که مظهر اسپانیا و آزادی‌خواهی آن است... اما دختر جوانی نیز هست به نام ماریا که مورد تجاوز فاشیستها قرار گرفته و پیلار او را نجات داده است. جردن شریک زندگی چریکها می‌شود و به ماریا دل می‌بازد، مرگ بالای سر آنها چرخ می‌زند. ...
به کافه‌ای می‌رود و پشت میزی در پیاده‌رو می‌نشیند. زنی رد می‌شود. نگاهی به هم می‌اندازند. زن راهش را ادامه می‌دهد، اما پس از لحظه‌ای بازمی‌گردد، دوباره به هم نگاه می‌کنند و زن سر میز او می‌نشیند. از هر دری سخن می‌گویند، اما جز حرفهای مبتذل چیزی ندارند که به هم بگویند، کاری ندارند که بکنند... در برابر بدبختی روی خوش و حسن خلق نشان دادن یک اصل اخلاقی است، و شاید تنها اصلی است که این کتاب آن را به رسمیت می‌شناسد. ...
با قایق موتوری میان فلوریدا و هاوانا به کار قاچاق مشغول است... برای به دست آوردن هزینه بازگشت خود، گروهی از چینی‌ها را با وعده بردن به ساحل امریکا فریب می‌دهد و پول لازم را فراهم می‌آورد... در زد و خورد با مأموران گمرک دستش قطع می‌شود و سرانجام هنگامی که یک دسته از جوانان انقلابی کوبا را به هاوانا می‌برد در جریان نزاعی که میان آنها درمی‌گیرد کشته می‌شود. ...
در میان آمبولانس‌های خود، تالار ناهارخوری، شراب و زن، زندگی بسیار مطبوعی دارد... وقتی که دوباره به جبهه برمی‌گردد، با پرستاری انگلیسی آشنا می‌شود و تظاهر به دوست داشتن او می‌کند؛ در حالی که دروغ می‌گوید. پرستار هم تظاهر به باورکردن حرف او می‌کند؛ در حالی که چنین نیست... بیزاری و خستگی چنان است که خفقان می‌آورد و فلج می‌کند. کشیشی که برای محتضران دعا می‌خواند، از منظره‌های رنج‌آور جنگ خلق و خویی تلخ پیدا کرده است و تقریباً درحال طغیان است. ...
آرمانشهر سوسیالیستی... دو چوپان نوجوان ایرانی 15ساله و 16ساله که برای چیدن انگور از باغ‌های مرزی آمده بودند... روانه اردوگاه کار در سیبری... تا دلت بخواهد جیب‌بر فراوان بود. جیب اغلب دوستان را یکی دوبار خالی کرده‌بودند... در جامعه‌ی شوروی گدا پیدا نمی‌شود... کادرهای بلندپایه‌ی حزبی و اعضای کا.گ.ب برای خود بیمارستان و فروشگاه مخصوص داشتند... حتی بازرسی اموال دولتی و صدها شغل دیگر که محل درآمد غیرقانونی داشت؛ با رشوه خریداری می‌شد ...
ایران را با شیلی مقایسه کرده‌اند و از اینکه چرا محمدرضا شاه همچون پینوشه با حمایت آمریکا انقلابیون را در ایران سرکوب نکرده و حمام خون راه نینداخته ناراضی هستند... یک نظامی خودساخته و گستاخ با تغییراتی برق آسا برای ایجاد ترقیاتی که بیشتر از سطح فرهنگ و سواد او بود یا جوانی ضعیف که اگر چه تربیت و آموزشی عالی داشت اما عملا در پانزده سال نخست سلطنتش قدرتی نداشت ...
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...