کتاب «احیای پولطلا؛ راهبرد خروج از بحران پول اعتباری» (ترجمه و تدوین دکتر سید محمدحسین متولی امامی و استاد محمدحسن غلامی) در انتشارات کتاب فردا به چاپ رسید.

احیای پولطلا؛ راهبرد خروج از بحران پول اعتباری» ترجمه کتاب «رؤیه نقدیه فی أزمه الأموال غیر الحقیقیه» نوشته دکتر ناصر یوسف

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «احیای پولطلا؛ راهبرد خروج از بحران پول اعتباری» ترجمه کتاب «رؤیه نقدیه فی أزمه الأموال غیر الحقیقیه» نوشته دکتر ناصر یوسف و دکتر موسی العربانی، از اساتید برجسته دانشگاه بین المللی مالزی است، به بحران پول اعتباری در دوران معاصر اشاره کرده و رفتار غیرانسانی نظام پولی و بانکی امروز را معلول زیاده‌خواهی بشر در دوران مدرن معرفی کرده است.

این کتاب، با اشاره به خلق پول ظالمانه در نظام بانک جهانی و آثار و تبعات انسانی، اخلاقی و سیاسی آن در جهان معاصر، راهکار خروج از وضع موجود را احیای پول اسلام و بازگشت به دینار طلا می‌داند.

این کتاب توسط اداره اوقاف کویت در سال ۲۰۱۱ میلادی به چاپ رسیده و نشان‌دهنده وجود جریان‌های علمی طرف‌دار پولطلا در جهان اسلام است.

یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که امروزه در جهان اسلام در برابر نظام بانکی شکل گرفته، مخالفت بسیاری از متفکران و صاحب‌نظران نسبت به پدیده خلق پول بانکی است که امکان نظام سرمایه‌داری را فراهم کرده و اجرای احکام و مقاصد اسلامی را به حداقل رسانیده است.

این کتاب در سه فصل تدوین شده که در فصل اول، ریشه بحران پولی و مالی جهان را در لذت‌جویی انسان معرفی می‌کند؛ در فصل دوم، شاخصه‌های پیشرفت با رویکرد اسلامی بیان می‌شود و در فصل سوم، به دینار طلا و آثار مثبت آن در آینده اقتصاد جهانی اشاره می‌کند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...