کتاب «حقوق تجارت» به زودی از سوی انتشارات «کوشامهر» شیراز راهی بازار نشر خواهد شد. مولف در این اثر به بیان حقوق تجارت از دیدگاه اسلام پرداخته و راهکارهای کسب و کار حلال را ارایه کرده است.

نصرالله سیفی، مدیرمسوول انتشارات «کوشامهر» شیراز در گفت‌وگو با ایبنا، با بیان این خبر اظهار داشت: با توجه به نقش تجارت در زندگی اجتماعی انسان، ملت‌ها برای نظم دادن به روابط تجاری، هم در صحنه داخلی و هم در صحنه بین‌الملل، به وضع و تصویب قوانینی دست زده‌اند که سرانجام، حقوق تجارت به وجود آمد. این حقوق، پیوسته رو به تکامل و تحول‌اند و به پویایی خود همراه با پدیده‌های نوین اقتصادی ادامه می‌دهند.

وی ادامه داد: این اثر مجموعه‌ای از حقوق تجاری را دربردارد که مخاطب با مطالعه آنها، با راه و روش تجارت حلال و مطابق با آیین مقدس اسلام آشنا می‌شود.

مدیرمسوول انتشارات «کوشامهر» شیراز یادآور شد: کتاب «حقوق تجارت» در دو فصل به بررسی کلیات حقوق تجارت و اعمال تجاری و تجار پرداخته است.

سیفی افزود: مخاطب در فصل نخست، با تعریف حقوق تجارت و جهات افتراق و تشابه آن با حقوق مدنی، تاریخ حقوق تجارت، تجارت در اسلام و غرب و حقوق تجارت و منابع آن آشنا می‌شود.

وی تصریح کرد: مولف در فصل دوم، به بررسی شرایطی پرداخته که تاجر با توجه به آن شرایط می‌تواند اعمال خود را تجاری تلقی کند. همچنین شرایط تاجر بودن و چگونگی تشخیص تاجر از غیرتاجر، از جمله عناوینی‌اند که مخاطب در فصل دوم با آنها آشنا می‌شود.

چاپ نخست کتاب «حقوق تجارت» اثر سیدمحمدحسین صمدانی در شمارگان هزار نسخه، 146 صفحه و بهای 30 هزار ریال به زودی از سوی انتشارات «کوشامهر» شیراز منتشر و روانه بازار نشر خواهد شد.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...