نامزد بخش داستان هجدهمین دوره جشنواره قلم زرین گفت: علاوه بر آنکه عنصر خیال در رمان «آتون نامه» حرف اول را می‌زند اما از مستندات تاریخی بسیاری نیز برخوردار است.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، کتاب «آتون نامه»، اثر محمداسماعیل حاجی علیان که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است در بین چهار کتاب راه یافته به مرحله نهایی قلم زرین در بخش داستان بزرگسال قرار دارد.

آتون نامه یا ماجرای معمار سقاخانه‌ی اسمال طلا

این رمان کوتاه درباره شخصیت «اسمال طلایی» یا همان اسماعیل خان، فرزند طالب خان از سرداران نام‌آور دوران فتحعلی شاه و کسی است که سقاخانه اسمال طلایی در مشهد مقدس و صحن عتیق به نام اوست. حاجی علیان دست به نوشتن رمانی درباره این شخصیت دوست‌داشتنی در تاریخ مشهد و حرم امام رضا(ع) زده و پرده‌های ابهام را از چهره این شخصیت زدوده است.

حاجی علیان، نویسنده رمان «آتون نامه» در گفتگو با آنا درباره این کتاب گفت: این رمان با تکنیک نامه‌نگاری نوشته شده است. ۱۰ نامه بین اسمال طلایی و خواهرش زبیده در طول جنگ ایران و روس، دوره فتحعلی شاهی ردوبدل می‌شود. زندگی این سردار و اوضاع ایران در آن دوران پرآشوب، محور این رمان حماسی است.

وی افزود: عباس میرزا برای اولین بار دارد ارتش ایران را آموزش نظامی می‌دهد که برای آموزش از مستشاران فرانسوی و انگلیسی استفاده می‌کند. می‌توان گفت فضای این جنگ فضای غالب رمان است.

این نویسنده درباره فرم استفاده شده در این رمان اظهار کرد: در این اثر از فرم نامه‌نگاری استفاده شده که نمونه نامه‌های عاشقانه در تاریخ ادبیات زیاد داریم. از این فرم برای بهتر نشان دادن فرآیند و همچنین برای نشان دادن علاقه و ارتباط مناسب بین خواهر و برادر و مفهوم خانواده در رمان استفاده شده است.

حاجی علیان ابراز کرد: صیانت از سرزمین اولین آیتمی است که در «آتون نامه» به آن پرداخته می‌شود. ضمن اینکه هم‌زمان با صیانت از سرزمین، صیانت از خانواده را هم پیش می‌بریم که افراد برای زنده نگه داشتن نام و آبرو و شرف خانواده چه تلاش‌ها و چه فداکاری‌هایی را باید انجام دهند که این دو محور اصلی داستان است.

وی درباره دلیل نامگذاری این رمان با عنوان «آتون نامه» توضیح داد: رستم‌الحکما جزء یکی از کتاب‌هایی است که در دوره تاریخ فتحعلی‌شاهی نوشته شده؛ در آنجا ذکر شده به کسانی که به دختران آموزش می‌دادند «آتون» می‌گفتند و خواهر اسماعیل، زبیده خاتون «آتون» بوده است. به دختران بافتن، سوزن‌دوزی و تزئینات زندگی زنانه آموزش می‌داده است. به این خاطر لقبی که اسماعیل برای خواهرش در نظر گرفته و در رمان هم راجع به آن صحبت می‌شود. نامه‌ها و مراسلاتی که بین اسماعیل و خواهرش رد و بدل شده یعنی «آتون نامه» را به عنوان نام رمان انتخاب کردم.

این نویسنده بیان کرد: «آتون نامه» شرایط شکل‌گیری شخصیت در اوضاع بحرانی جنگ و ارتقای شخصیت و تحول شخصیت را طی می‌کند. هم‌زمان شرایط اجتماعی را که محمل بروز این شخصیت‌ها می‌شود را بررسی می‌کند و از این منظر اتفاقات ویژه‌ای را رقم می‌زند. ضمن اینکه با فرهنگ یک قومی به اسم «تنگه‌سر» بیشتر آشنا شده و مردمش را بیشتر می‌شناسیم.

حاجی علیان ضمن بیان این نکته که تاریخ دغدغه من است، خاطرنشان کرد: تحقیقات قبل از نگارش «آتون نامه» حدود چهار تا چهار و نیم سال طول کشید و در این حوزه من خیلی از کتاب‌هایی را که راجع به این دوره و جنگ ایران و روس نوشته شده بودند، مطالعه کردم. حتی برای مشی نگارش نامه‌ها، از کتاب‌هایی مثل «منشآت قائم مقام» خیلی استفاده کردم و این کار علاوه بر آنکه عنصر خیال در آن حرف اول را می‌زند اما از مستندات تاریخی بسیاری برخوردار است.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...