مجموعه داستان «مرگ در جنگل» شامل ۲۶ داستان کوتاه از ۲۵ نویسنده مشهور به چاپ پنجم رسید.

مرگ در جنگل

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، مجموعه داستان «مرگ در جنگل» حاصل تنظیم شروود اندرسن و دیگران با ترجمه مشترک صفدر تقی‌زاده و محمدعلی صفریان از سوی انتشارات نشر نو در قالب چاپ پنجم وارد بازار کتاب شد.

این مجموعه که شامل ۲۶ داستان کوتاه از ۲۵ نویسنده مشهور است، یکی از مهم‌ترین کتاب‌ها برای شناخت «داستان کوتاه» است. چرا که مترجمان در ابتدای هر داستان، پیشینه‌ای از زندگی و کار نویسنده به دست می‌دهند که برای فهم جایگاه وی در منظومه داستان‌نویسان کوتاه بسیار راهگشاست.

ادگار آلن پو در آمریکا و نیکلای گوگول در روسیه، گونه‌ای از داستان را بنیان نهادند که اکنون داستان کوتاه نامیده می‌شود. آلن پو داستان کوتاه را چنین تعریف می‌کند: «قطعه‌ای تخیلی که حادثه واحدی را مورد بحث قرار می‌دهد. این قطعه تخیلی بدیع باید بدرخشد، خواننده را به هیجان بیاورد، در او اثر گذارد و از نقطه ظهور تا پایان داستان در خط صاف و همواری حرکت کند».

چاپ جدید مجموعه داستان «مرگ در جنگل و ۲۵ داستان از نویسندگان دیگر» از سوی نشر نو در ۳۸۵ صفحه به قیمت ۶۰ هزار تومان وارد بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...