چاپ دوم کتاب «نقد چیست؟ و پرورش خود» [Qu'est-ce que la critique? suivi de La culture de soi Michel Foucault] میشل فوکو [michel foucault] با ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده توسط نشر نی منتشر شد.

نقد چیست؟ و پرورش خود» [Qu'est-ce que la critique? suivi de La culture de soi Michel Foucault] میشل فوکو michel foucault

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دومین چاپ کتاب «نقد چیست؟ و پرورش خود» با شمارگان ۷۷۰ نسخه، ۲۵۶ صفحه و بهای ۳۲ هزار تومان منتشر شد. چاپ نخست این کتاب زمستان سال ۹۷ با شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه و بهای ۲۸ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود.

کتاب شامل ترجمه دو سخنرانی از میشل فوکو است که نخستین آن با عنوان «نقد چیست؟» در انجمن فرانسوی فلسفه در سال ۱۹۷۸ انجام شده است. دومین سخنرانی نیز با عنوان «پرورش خود» در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی انجام شده است. در ادامه این سخنرانی سه جلسه پرسش و پاسخ نیز در همین دانشگاه و در گروه فلسفه و گروه تاریخ و گروه زبان فرانسوی برگزار شد که ترجمه این جلسات نیز در کتاب به مخاطبان ارائه شده است.

فوکو در «نقد چیست؟» رویکرد تازه‌ای در نقد را پیشنهاد می‌کند. روش نقدی که در همه جای دنیا و از جمله در ایران رایج است «نقد معرفت‌شناختی» است، اما فوکو بر مبنای پاسخی که کانت به پرسش «روشن‌نگری چیست» می‌دهد و درعین‌حال با فاصله‌گرفتن از آن، سعی می‌کند امکان دیگری را باز کند و نقد را به‌شیوه‌ای تبارشناختی پیش ببرد و از این لحاظ رویکردی متفاوت و مهم است، رویکردی متفاوت با رویکرد مسلط جهانی که نقد را صرفاً از منظری معرفت‌شناختی انجام می‌دهد. «پرورش خود» که سخنرانی مفصلی است از آن‌رو اهمیت دارد که فوکو در این سخنرانی مروری می‌کند بر آن‌چه در جلد دوم و سوم و چهارم کتاب تاریخ سکسوآلیته طرح کرده است.

عمده ترجمه‌های موجود در بازار اندیشه ایران از آثار میشل فوکو به قلم نیکو سرخوش و افشین جهاندیده است که از میان آنها می‌توان به این موارد اشاره کرد: «اراده به دانستن»، «دیرینه‌شناسی دانش»، «مراقبت و تنبیه: تولد زندان»، «ایران: روح یک جهان بی‌روح: و ۹ گفت‌وگوی دیگر با میشل فوکو»، «تئاتر فلسفه: گزیده‌ای از درس‌گفتارها، کوتاه‌نوشته‌ها، گفت‌وگوها و…» و «خاستگاه هرمنوتیک خود: سخنرانی‌ها در کالج دارتموت ۱۹۸۰». کتاب «فوکو» به‌قلم ژیل دلوز نیز با برگردانی از این دو مترجم در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ..............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...