دومین شماره مجله «گاه نقد»، مجله تخصصی بررسی و نقد کتاب، این‌بار با موضوع «فلسفه و معنای زندگی» روی دکه روزنامه‌فروشی‌ها رفت.

گاه نقدفلسفه و معنای زندگی رسید

به گزارش آنا، نشریه «گاه نقد» در شماره جدید خود با هدف بررسی معانی گوناگون فلسفه زندگی و معنای آن در فرهنگ‌ها و بسترهای مختلف معرفتی و همچنین تأکید بر نبود معنای یکسان برای آنها، به‌صورت تخصصی به موضوع «فلسفه و معنای زندگی» در بازار نشر ایران می‌پردازد. در همین راستا، نویسندگان این مجموعه به بررسی مصداقی آثار مهم منتشرشده در سال‌های اخیر می‌پردازند و سعی خواهند کرد به بیراهه‌های موجود در این آثار نیز اشاره کنند و توجهی بومی به این دانش داشته باشند.

«گفتار»، «دیدار»، «زنهار»، «نقدوار»، «رهیار» و «پیوست» بخش‌های گوناگون این شماره را تشکیل می‌دهند که هرکدام با نگاهی ویژه و به شکل‌های گوناگون، به «فلسفه و معنای زندگی» می‌پردازند.

در بخش «گفتار»، هامون سلامتی، سردبیر این شماره از «گاه نقد»، اهمیت بررسی فلسفه زندگی و معنای زندگی در روزگار معاصر و به‌ویژه توجه به این مفاهیم در بستر فکری و فرهنگی ایرانیان را روشن می‌سازد و بر توجه به تعاریف گوناگون معنای زندگی و نبود معنای یکسان برای آن تأکید می‌کند. سلامتی از تفاوت بی‌معنایی زندگی در فرهنگ‌های گوناگون سخن می‌گوید و به دوگانه معنا دادن به زندگی و یافتن معنای زندگی اشاره می‌کند.

در بخش «دیدار» به معرفی دو نفر از افراد مهمی که در دو سال اخیر در مرکز توجه بوده‌اند، پرداخته شده است. در این بخش، پروژه فکری آلن دوباتن یا همان مدرسه زندگی (The School of Life) بررسی شده و آثار تامس نیگل معرفی می‌شوند.

در بخش «زنهار» و «نقدوار»، بیشترِ آثار منتشرشده در دو سال گذشته با موضوع معنای زندگی بررسی شده‌اند و کوشش شده تا به تنوع آثار توجه شود و تا جایی که ممکن است، از همه دیدگاه‌های گوناگون نمونه‌ای به خوانندگان معرفی شود.

آثار بررسی‌شده در بخش «زنهار»، دربردارنده آثار مربوط به حوزه سنت تحلیلی و قاره‌ای است و بخش «نقدوار» شامل آثاری است که رویکردهای شرقی و بومی و دینی به معنای زندگی را تبیین می‌کنند. بیشترِ آثار معرفی‌شده مربوط به دسته اول‌اند؛ زیرا اغلبِ کتاب‌های منتشرشده نیز متعلق به این حوزه هستند.

در بخش «رهیار» تلاش شده تا به دغدغه‌های بومی توجه بیشتری نشان داده شود؛ ازاین‌رو، مصاحبه مفصلی با دکتر علی‌اصغر خندان انجام شده است. افزون بر این، در یادداشتی کوتاه به بیراهه‌های فضای نشر در حوزه معنای زندگی نیز اشاره شده است.

همچنین پیوست این ویژه‌نامه به معرفی آثار ریچارد رورتی و هگل اختصاص دارد. داده‌های فراوانی که این ویژه‌نامه به مخاطب می‌دهد، نه‌تنها برای استفاده شخصی مفید است، بلکه محققان نیز می‌توانند از آن‌ها برای فرا تحلیل‌هایشان بهره گیرند.

شماره دوم ماهنامه «گاه نقد» به سردبیری هامون سلامتی، در ۱۶۴ صفحه در مراکز پخش و روزنامه‌فروشی‌ها عرضه شده است. همچنین نسخه PDF این شماره در کنار شماره‌های پیشین این ماهنامه در اپلیکیشن طاقچه در دسترس است.

ماهنامه «گاه نقد» به همت سامانه کارشناسی کتاب مجمع ناشران انقلاب اسلامی، با توجه به خلأ موجود در نقد تخصصی حوزه‌های مختلف کتاب تدوین و در حوزه‌های گوناگون ادبیات داستانی، تاریخ، علوم اجتماعی، فلسفه، زبان فارسی و درست‌نویسی، روان‌شناسی و دین عرضه خواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...