رمان گرافیکی «ماجراجویی تاریخی» نوشته لیز پیشون با ترجمه آتوسا صالحی توسط نشر افق منتشر شد.

به گزارش مهر، این رمان به‌عنوان سیزدهمین کتاب مجموعه «تام گیتس» منتشر شده است. «دنیای معرکه تام گیتس»، «بهانه‌های باحال و ماجراهای جالب دیگر»، «همه چیز عالی است (یک جورهایی)»، «ایده‌های بیست (حالا بگو نوزده)»، «تام گیتس لنگه ندارد(البته بعضی وقت ها)»، «یک کوچولو خوش شانسی»، «بعله! شاید هم نه»، «شاگرد اول کلاس (بگی نگی)»، «مهارت‌های فوق حرفه‌ای»،  «سگ زامبی می‌تازد» و «پروژه کلاسی من خانواده، دوستان و جانورهای پشمالو» عناوین دوازده‌کتابی هستند که پیش‌ از این‌ ترجمه‌شان در قالب مجموعه «تام‌گیتس» منتشر شده‌اند.

کتاب‌های مجموعه تام گیتس، گرافیک‌رمان هستند که در آن‌ها متن و تصویر کتاب به صورت توام و در هم هستند. شخصیت اصلی این مجموعه پسربچه‌ای  به نام تام است که متن کتاب‌های مربوط به او، تلفیقی از نوشته و نقاشی است. به عبارت دیگر کتاب‌های مربوط به تام گیتس به صورت گرافیک رمان به چاپ می‌رسند. نویسنده این مجموعه، برنده جایزه واترستونز و جایزه ردهاوس شده و این جوایز را در کارنامه کاری خود برای نوجوانان دارد. ترجمه اولین کتاب تام گیتس در سال ۹۴ توسط نشر افق چاپ شد. لیز پیشون، برنده جایزه واترستونز و جایزه ردهاوس شده و این جوایز را در کارنامه کاری خود برای نوجوانان دارد.

چاپ ترجمه اولین‌عنوان «تام گیتس» خردادماه سال ۹۴ توسط نشر افق انجام شد و تا به حال ادامه داشته و به جلد سیزدهم رسیده است.

در کتاب «ماجراجویی تاریخی»، تام گیتس احساس می‌کند داشتن دو جفت مامان‌بزرگ و بابابزرگ خیلی خوب است. مامان و بابای تام گیتس قرار است یک گردش دسته‌جمعی خانوادگی به راه بیاندازند که حسابی تاریخی شود و در ضمن، عاشق هدیه‌دادن هم هستند. به‌همین خاطر تام خیلی خوشحال است. دلیا خواهر تام هم که همیشه با او دعوا دارد، می‌خواهد به گردش بیاید اما تام محلش نمی‌گذارد.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

مهارت فوق‌حرفه‌ای من در حفظ تعادل این‌بار هم، وقتی پسرعموها سعی می‌کنند مرا بترسانند، به کمکم می‌آید. «تام، بپا لیوان‌ها رو نندازی.» کمی تلوتلو می‌خورم، اما لیوان‌ها نمی‌افتند. عمو کوین «لیوانش» را برمی‌دارد. او حسابی سرگرم تعریف کردن داستان «من با کوسه‌ها شنا کردم» معروفش است (که البته همه به‌جز چروکی‌ها قبلا آن را شنیده‌ایم.)
عمه آلیس یادآوری می‌کند او توی آکواریوم بوده، نه توی آب پر از کوسه.
«من فقط می‌خوام یادی از ماجراجویی‌هام بکنم. مثل اون‌دفعه که یه عنکبوت مرده توی ... کجا بود؟»
بابا می‌گوید: «باغ وحش؟» و بعدش بعد لیوان عمو کوین اشاره می‌کند: «بعله!» عمو کوین آه می‌کشد: «چه بانمک!»
بعدش چروکی‌ها می‌گویند می‌خواهند مطلبی را به همه بگویند.
مامان‌بزرگ پت شروع می‌کند: «حالا که حرف ماجراجویی شد و همه دور هم هستیم...»
به‌شان یادآوری می‌کنم: «دلیا توی اتاقشه.»
مامان‌بزرگ پت می‌گوید: «اشکالی نداره. بعدا می‌رم می‌بینمش و یه بیسکویت هم براش می‌برم. نمی‌خوام سرش بی‌کلاه بمونه.» (خوش به حالش!)

این‌کتاب با ۲۴۸ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۷ هزار تومان منتشر شده است.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...