کتاب «بوعلی سینا» اثر تحقیقی برخی از اساتید فلسفه و حکمت که نگاه جدیدی به آرای ابن سینا دارد، به زودی منتشر می‌شود.

مسعود رضوی، عضو هیئت تحریریه مجله حکمت و معرفت در گفت‌و‌گو با فارس ضمن اعلام این خبر گفت: این اثر به عنوان مدخل در جلد چهارم دایرةالمعارف بزرگ اسلامی بود که با مساعدت کاظم بجنوردی، رئیس دایرةالمعارف کتابخانه ملی و همکاری یوسف شاه‌حسینی، رئیس بنیاد علمی فرهنگی بوعلی سینا تصمیم به انتشار آن گرفته شد.

وی تصریح کرد: کتاب «بوعلی سینا» در شش فصل تدوین شده که در فصل اول به سرگذشت
ابن‌سینا و فصل دوم به فلسفه ابن‌سینا توجه ویژه دارد.
این پژوهشگر ادامه داد: فصل سوم و چهارم این اثر به نظریات کلامی و مباحث ریاضیات در اندیشه ابن‌سینا
می‌پردازد.

رضوی با بیان اینکه در فصل چهارم و پنجم این کتاب موسیقی و اندیشه‌های ادبی ابن‌سینا
مورد بررسی قرار گرفته است، خاطرنشان کرد: این کتاب بی‌شک از مهم‌ترین رساله‌هایی است که در سال‌های اخیر درباره ابن‌سینا منتشر می‌شود.

این عضو هیأت تحریریه مجله حکمت و معرفت اظهار داشت: در کتاب «بوعلی سینا» تلاش شده از تمام منابع به زبان‌های مختلف از جمله یونانی، انگلیسی، هندی، فرانسوی و ... استفاده شود.

رضوی از جمله اساتیدی که در تدوین این اثر همکاری کرده‌اند را مرحوم شریف‌الدین خراسانی، فتح‌الله مجتبایی، تقی بینش و ... عنوان کرد و گفت: کار حروفچینی این اثر تمام شده و قرار است توسط انتشارات بوعلی سینا منتشر شود.
کتاب «بوعلی سینا» که از مدخل دایرةالمعارف به صورت رساله و کتاب منتشر می‌شود به پیشنهاد و نظارت مسعود رضوی انجام شده است.

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...