تو رو خدا شام تشریف بیارین
محمود احمدی‌نژاد گفته: «مشایی چرا باید استعفا بدهد؟» و «اگر کسی از نزدیک با آقای مشایی آشنا شود، نظراتش تغییر خواهد کرد.»
متأسفانه تعداد کسانی که باید نظرشان نسبت به آقای مشایی تغییر کند، خیلی زیاد است. لذا اگر مرحمت کنند نوبت بنده را جلو بیندازند ممنون می‌شوم.
***
زری‌خانوم: پری‌ خانوم‌جون، امشب با بچه‌ها و بابای بچه‌هاتون تشریف بیارین شام در خدمتتون باشیم. آقامجید ما هم زود از سر کار میاد امشب.
پری‌خانوم: شرمنده. ما امشب دعوتیم.
زری‌خانوم: وا! کجا؟
پری‌خانوم: منزل آقای رحیم‌ مشایی اینا.
زری‌خانوم: اِ، چه جالب. با بزرگون رفت‌وآمد می‌کنین!
پری‌خانوم: نه، بابای بچه‌ها یه کم نسبت به عملکرد ایشون انتقاد داشته، دعوتمون کردن که از نزدیک باهاشون آشنا بشیم تا نظراتمون تغییر کنه. شمام بیاین. گفتن امشب آقای شهرام شکیبام دعوت داره که نظرش عوض بشه.
زری‌خانوم: چه خوب. ایشونم میاد؟
پری‌خانوم: آره. البته خودش نمیاد، میارنش.

نوش جان
در خبرها خواندم که «یک نوجوان چینی مدت 5 سال است که هر روز گازوئیل می‌خورد.»
خواهش می‌کنم این برادر غیور چینی‌مان را همراه الباقی اجناس مملکت که چینی‌‌ست از کشور دوست و برادر «چین» وارد کنند. اگر هم نمی‌شود، دست کم یک مدتی قرض بگیرند تا بیاید یک دورة فشرده هم برای ما بگذارد. چون انصافاً خوردن چلو بوقلمون همراه با نفت که این روزها سرسفره‌ها فراوان است و موج می‌زند یک کمی سخت است. هنوز عادت نداریم. ان‌شاء‌الله این مشکل مختصر باقی‌مانده هم به دست توانمند و همت بلند این نوجوان غیور چینی رفع شود.

سوانح
بعد از «سوانح» احمد غزالی، جالب‌ترین چیزی که تا امروز درباره سوانح خوانده‌ام، گزارشی‌‌ست که خبرگزاری «فارس» در سایتش گذاشته است.
در این گزارش آمده: «طی هفت سال گذشته 371 سانحه مرگبار هوایی با 7209 نفر کشته در دنیا رخ داده که سهم ایران از تعداد سوانح هشت سانحه (دودرصد) و از تعداد کشته‌ها 625 نفر (هشت‌درصد) بوده است.»
1- خوشبختانه اگر تعداد سقوط‌هایمان کم بوده (2درصد) در عوض تعداد کشته‌هایمان (8درصد) خوب است. این اعداد نشان می‌دهد که سقوط‌هایمان موفق‌تر از سایر کشورهای جهان بوده که جای تقدیر دارد.
2- ای کاش تعداد هواپیماهای موجود و تعداد پروازها را در کل جهان می‌نوشتند و با ما مقایسه می‌کردند. قطعاً به عدد بزرگتر و افتخارآمیزتری می‌رسیدیم. ما با همین تعداد محدود هواپیما و پروازهایشان این همه سقوط موفق داشته‌ایم، کم که نیست.

شب شعر
درج اخبار فرهنگی و توجه به ادبیات امر بسیار مهمی است که باید ارباب رسانه‌ به آن اهتمام ورزند.
خبرگزاری «فارس» در همین راستا به اخبار فرهنگی جهان نیز گوشه چشمی دارد. خبر زیر را بخوانید:
«فارس»: مراکشی‌ها مسابقه شعرسرایی درباره الاغ‌ها برگزار می‌کنند.
«برگزارکنندگان این جشنواره هدف از برگزاری آن را خارج کردن الاغ‌ها از حاشیه اذعان و به خدمات زیادی که این حیوان در طول تاریخ به انسان‌ها کرده است و جبران بخشی از ظلمی که انسان‌ها به این حیوان صبور روا داشته‌اند، می‌دانند.»
بدین‌وسیله از چند چیز تشکر می‌کنم.
1- من هم به سهم خودم از الاغ به خاطر خدماتش در طول تاریخ به انسان متشکرم.
2- بنده از مسئولان شب شعر الاغ مراکش به خاطر ظلم‌ستیزیشان تقدیر و تشکر می‌نمایم.
3- ضمناً از مسئولان محترم خبرگزاری «فارس» به خاطر اطلاع‌رسانی وسیع و شفافشان کمال تشکر را دارم. موفق باشند و پاینده در این مسیر خطیر.

دلایل حمایت من
عالم و آدم، اصولگرا و اصلاح‌طلب، این‌وری و آن‌وری شاکی شده‌اند از بابت معاون اولی اسفندیار رحیم‌مشایی. این میان دو گروه عمده مشعوف شده‌اند از این انتصاب. 1- گروه اول 2- من. گروه اول برای این شادی و شعف دلایل خاص خودشان را دارند و من هم دلایل خودم را. دلایل من روشن است و اهم آنها این که حضور مداوم و مؤثر ایشان در هیأت دولت، موجب رونق طنز و طنزنویسی در کشور می‌شود.
خوشبختانه یک نفر از گروه اول هم دلایلش را برای حمایت از اسفندیار رحیم‌مشایی اعلام کرده که به جهت تنویر افکار عمومی و خصوصی عرض می‌کنم.
علی‌اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی رئیس‌جمهور گفته: «مگر می‌شود احمدی‌نژاد را تأیید‌ و انتصاب او را رد کرد؟»

1- بله می‌شود.
2- مردم به «ریاست جمهوری» احمدی‌نژاد رأی داده‌اند، نه «عصمت» وی.
3- اگر آقای جوانفکر مایلند، اعلام کنند تا بساط «رأی اعتماد» مجلس را هم جمع کنند تا تکلیف یکسره شود.
4- به نظر آقای جوانفکر از این به بعد وقتی اسم آقای «احمدی‌نژاد» آمد باید «صلوات» بفرستیم یا «دعای فرج» بخوانیم یا «جوشن کبیر»؟
5- به نظر آقای رحیم‌مشایی چی؟

مراجعه
سردار مهدی محمدی‌فر، معاون حقوقی و پارلمانی ناجا اعلام کرد: «خسارت‌دیدگان آشوب‌های اخیر به کلانتری‌ها مراجعه کنند».
1- چرا؟
2- عسس بیا منو بگیر.
3- هنگام مراجعه وثیقه و وصیت‌نامه بیاورند یا نه؟
4- قبل از مراجعه به خانواده بگویند کی بر می‌گردند؟
5- نمی‌شه شما تشریف بیارین؟ آخه اینجوری صورت خوشی نداره.

مرد موفق تاریخ
در «فارس» خواندم که سیدمحمد میرباقری، رئیس شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی گفت: «احمدی‌نژاد پیروز جنگ جمل، صفین و احزاب بود.»
با این حساب به زودی جملات زیر را هم از ایشان خواهیم خواند:
1- احمدی‌نژاد نفت را ملی کرد.
2- احمدی‌نژاد سومنات را فتح کرد.
3- احمدی‌نژاد از هفت‌خوان گذشت و کیکاوس را از مازندران نجات داد.
4- احمدی‌نژاد خندق را کند.
5- احمدی‌نژاد آمریکا را کشف کرد.
6- احمدی‌نژاد تابلوی مونالیزا را کشید.
7- احمدی‌نژاد برادران آبمنگل را جداجدا در حمام زیر بازارچه و کشتارگاه و راه‌آهن کشت.

تازه‌ترین اخبار فرهنگی
خبرگزاری «فارس» ویژگی‌های فراوانی دارد، از جمله توجه ویژه به تازه‌ترین اخبار فرهنگی. دیروز که مقارن بود با مبعث رسول اکرم (ص) در صفحه اصلی سایت این خبرگزاری این تیتر را دیدم: «تازه‌ترین شعر میرشکاک برای حضرت محمد (ص)». دیدن نام «یوسفعلی میرشکاک» کافی بود که خبر را باز کنم و بخوانم، چرا که بعد از انتخابات هیچ مطلب و اظهارنظری از او ندیده بودم‌.
متن خبر این بود: ‌یوسفعلی میرشکاک تازه‌ترین سروده‌اش را به مناسبت مبعث رسول اکرم (ص) منتشر کرده است.
‌ز سر بیرون نخواهم کرد سودای محمد را
نمی‌گیرد خدا هم در دلم جای محمد را
و تا آخر این غزل را نوشته بودند، همین.
این چه طرز خبر نوشتن است؟ در کجا منتشر کرد؟ هان؟ برای دوستان «فارس» که این همه به ادبیات اهمیت می‌دهند عرض می‌کنم که این غزل 4 یا 5 سال پیش سروده شده و سال 1385 در کتاب «جای دندان پلنگ» که ناشر آن «کلیدر» بوده چاپ شده است. ضمناً همان سال این غزل در کاست «داغ سودای محمد» با صدای خود شاعر از سوی حوزه هنری منتشر شده است.

1- خبرگزاری فارس دست کم سه سال عقب است.
2- با این حساب سه سال دیگر «فارس» خبر حمایت «یوسفعلی میرشکاک» را از میرحسین موسوی برای انتخابات دهم اعلام خواهد کرد.
3- چند خبر تازه و داغ دیگر از «فارس» که احتمالاً در روزهای آینده خواهیم خواند:
- ترور حسنعلی منصور.
- به توپ بسته شدن مجلس توسط کلنل لیاخوف روس.
- قتل گریبایدوف.
- حمله اشرف افغان به ایران.
- مدفون شدن پمپی زیر خاکسترهای آتشفشانی.
- ساخت هرم برای خئوپس.
- انقراض نسل دایناسورها.

کنگره بین‌المللی
«فارس» خبر داده بود که: چهارمین کنگره بین‌المللی بهداشت، درمان و مدیریت در حوادث و بلایا برگزار می‌شود.
باتوجه به اینکه مهلت ارسال آثار به این کنگره تمام نشده، برای پژوهشگران ارجمند عناوین و موضوعات زیر را پیشنهاد می‌کنم:
1- آیا یقه پیراهن مدیر باید چرک باشد یا نه؟ ادوار تاریخی چه تأثیری بر این جریان دارد؟
2- باتوجه به اینکه مدیران کشور همگی «دکتر» هستند، آیا باید در مواقع بیماری به هم مراجعه کنند یا خودشان طبابت کنند؟ همراه با بررسی عواقب مثبت هریک از اقدامات فوق برای کشور.
3- اگر مدیری دچار حادثه شد باید چه کند؟ افشاگری، تحمل، خواهش، تمنا یا آن کار دیگر؟
4- بررسی نقش مدیران در حوادث و بلایا.
5- بررسی رفتارهای مدیران در مواجهه با «بلایا» و «بلاها»!

خبر‌آن‌لاین

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...