انتشارات سروش چاپ نخست کتاب بدون هراس نوشته وندی شرمن را وارد بازار نشر کرد.

به گزارش مهر؛ وندی شرمن رئیس تیم آمریکا در مذاکرات ۱+۵ ایران، برای بسیاری از ایرانیان یا دست کم برای اهل سیاست نامی آشناست. او در کتاب «بدون هراس» با مرور خاطراتش از تجربیاتی می‌گوید که به او یاری رساندند تا در مقام یک دیپلمات عالی­‌رتبه کارنامه موفقی به زعم خود به جا بگذارد. اگر نگوییم مذاکرات با ایران رویداد محوری کتاب است، به راحتی می‌توان گفت وندی شرمن مذاکره با ایران و برجام را بزرگ­ترین دستاورد زندگی حرفه­ای خود می‌داند.

نکته مهم کتاب این است که به وقایعی تقسیم می‌شود که زندگی شخصی( از دوران کودکی) و زندگی سیاسی( دیپلماتیک) وندی شرمن را دربرمی­‌گیرد، ولی سیر کتاب از الگوی زمانی خطی پیروی نمی‌کند و پیوسته از یک حوزه و یک زمان به حوزه و زمان دیگری گریز می‌زند. در واقع موضوعات مرتبط با ایران و مذاکرات هسته‌ای در تمام فصول، کمتر یا بیشتر، به انضمام مقدمه و موخره جا گرفته­‌اند و در کنار هم تکمیل می­‌شوند.

هرچند سنت خاطره‌­نویسی در میان رجال سیاسی آمریکایی با هدف اقناع مردم خودشان و تایید درستی سیاست­‌های آن کشور و از سوی دیگر جهت­‌دهی به افکار عمومی با زاویه نگاه خاص آن فرد یا کشور انجام می‌شود، ولی با این حال وندی شرمن در جایگاه معاون سیاسی وزارت خارجه دولت باراک اوباما بین سال­‌های" ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵" و مسئول تیم مذاکره کننده آمریکا در مذاکرات ۱+۵ با ایران به اطلاعات مهم و محرمانه مذاکرات هسته­‌ای دسترسی داشته است و خواندن این کتاب ما را به گوشه­‌هایی از رویدادهای پیدا و پنهان مذاکرات نزدیک­‌تر می­‌کند.

یکی دیگر از نکات قابل تامل کتاب این است که برای پرهیز از انتشار و اشاعه یک‌سویه دیدگاه­‌های خاص نویسنده کتاب، علی باقری معاون سابق سیاست خارجی و امنیت بین الملل دبیرخانه شورای امنیت ملی و عضو ارشد تیم مذاکرات هسته­‌ای، در قالب یک مقدمه موضوع مذاکرات را از ابتدا بصورت خلاصه و دقیق برای خوانندگان مرور کرده و نکاتی را در این خصوص متذکر شده است.

چاپ نخست کتاب «بدون هراس» در ۷ فصل و ۳۲۸ صفحه از سوی انتشارات سروش منتشر و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...