در جدیدترین فهرست‌ پرفروش‌های غیرداستانی نشریه نیویورک‌تایمز،‌ نام دو کتاب خاطره‌ به چشم می‌خورد.

به گزارش ایسنا، کتاب‌ خاطره «تحصیل‌کرده» نوشته «تارا وست‌اور» با گذشت مدت زمان قابل توجه ۷۸ هفته همچنان در صدر فهرست پرفروش‌های غیرداستانی بخش جلد سخت (hard cover) قرار گرفته است. «وست‌اور» ‌در کتاب خاطرات خود، داستان‌ غلبه ‌بر سختی‌ها برای تحصیل و کسب مدرک ‌دکتری را روایت می‌کند. شرایط زندگی او، اراده‌اش و تشنگی بی‌پایانش برای یادگیری در این کتاب خاطرات جذاب گنجانده شده است. «تحصیل‌کرده» علاوه بر آن‌که در سال ۲۰۱۸ به عنوان در کتاب برتر سال از سوی نشریه نیویورک‌تامیز برگزیده شد، به عنوان نامزد جایزه ملی منتقدان،‌ مدال «کارنگی» و برنده جایزه «‌گودریدزر» در سال ۲۰۱۸ نیز انتخاب شد. این کتاب با عنوان «دختر تحصیل‌کرده» توسط انتشارات نیلوفر  به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است.

در رتبه دوم اما کتاب جدید «ایبرام ایکس کندی» با عنوان «چطور یک ضدنژادپرست باشیم» قرار گرفته است. این نویسنده آمریکایی در کتاب جدید خود نیازهای اولیه برای خلق یک جامعه برابر از طریق شناخت نژادپرستی و مقابله با آن را به نگارش درآورده است. این اولین هفته‌ای است که کتاب «چطور یک ضدنژادپرست باشیم»‌ در فهرست پرفروش‌های داستانی قرار می‌گیرد.

«شدن» کتاب خاطرات «میشل اوباما» پس از گذشت ۴۰ هفته همچنان در فهرست پنج اثر غیرداستانی پرفروش نیویورک‌تایمز و در رتبه سوم قرار دارد. این کتاب سرگذشت بانوی اول سابق ایالات متحده را از دوران کودکی تا حضورش در کاخ سفید روایت می‌کند. «شدن» توسط مترجمان مختلف به زبان فارسی ترجمه و در انتشاراتی‌های مختلف منتشر شده است

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...