دومین کتاب از مجموعه «دفتر دانایی» به «رباعیات خیام» با تدوین نو هیوا مسیح اختصاص دارد. مسیح در این کتاب مدعی ارایه صورتی نو از رباعیات خیام با تقطیعی متناسب با شیوه تقطیع شعر نو است.

به گزارش ایبنا، این کتاب شامل مقدمه‌ای به قلم مسیح و توضیحاتی درباره خیام و تدوین نو رباعیات اوست.

در بخش «درباره این کتاب»، توضیحاتی در ارتباط با تدوین نو رباعیات خیام ارائه شده است.

تدوین(تقطیع) نو یا همان زیرهم‌نویسی جدید رباعیات بر مبنای اصول زیرهم‌نویسی شعر نو، ارائه شکل جدیدی از شعر کلاسیک که رفتار جدیدی با مخاطب خواهد داشت، طرح این نکته که شعر کلاسیک فارسی به هیچ‌وجه کهنه و از کارافتاده نیست، فراهم آوردن متنی قدیمی در شکلی جدید، بخشیدن فاعلیتی جدید به متنی کهن و رعایت نکردن شیوه الفبایی مرسوم از مواردی هستند که در تدوین نورباعیات خیام توسط مسیح به‌کار گرفته شده‌اند.

این کتاب براساس «رباعیات خیام» با تصحیح، مقدمه و حواشی، محمدعلی قزوینی و قاسم غنی و ویرایش جدید بهاء‌الدین خرمشاهی تدوین شده است.

دومین کتاب مجموعه «دفتر دانایی 2» با عنوان «رباعیات خیام» با تدوین هیوا مسیح در 208 صفحه، شمارگان 2000 نسخه و قیمت 3000 تومان توسط انتشارات نگاه منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...