وقتی دنیای مجازی آرامش کودکان را می‌گیرد | مرور


کتاب «نسل مضطرب» [The anxious generation: how the great rewiring of childhood is causing an epidemic of mental illness] نوشته‌ی جاناتان هایت [Jonathan Haidt]، روان‌شناس اجتماعی و استاد دانشگاه نیویورک، از کتاب‌هایی است که به یکی از مهم‌ترین مسایل نسل امروز می‌پردازد؛ یعنی افزایش اضطراب، افسردگی، تنهایی و مشکلات روانی در میان کودکان و نوجوانان.

نسل مضطرب» [The anxious generation: how the great rewiring of childhood is causing an epidemic of mental illness] نوشته‌ی جاناتان هایت [Jonathan Haidt

نویسنده دراین کتاب سعی می‌کند به یک پرسش‌مهم پاسخ دهد: چه اتفاقی برای کودکان و نوجوانان نسل جدید افتاده است که با وجود امکانات بیشتر، دسترسی آسان‌تر به اطلاعات و پیشرفت فناوری، میزان مشکلات روانی در میان آن‌ها افزایش پیدا کرده است؟

هایت برای پاسخ به این سوال، آمار و پژوهش‌های مختلفی را بررسی می‌کند و تغییرات زندگی کودکان را در سال‌های اخیر مورد توجه قرار می‌دهد. او معتقد است؛ یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که دوران کودکی را تغییر داده، گسترش گوشی‌های هوشمند، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی است. کودکان و نوجوانان امروزی از سنین پایین وارد دنیای مجازی می‌شوند و بخش زیادی از ارتباطات، سرگرمی و حتی تجربه‌های اجتماعی خود را در این فضا دنبال می‌کنند.

اما موضوع دیگری که نویسنده به آن اشاره می‌کند، کاهش بازی و تجربه‌ آزادانه در دنیای واقعی است. درگذشته کودکان زمان بیشتری را بیرون از خانه و بدون نظارت دایمی بزرگ‌ترها می‌گذراندند؛ بازی می‌کردند، با دوستانشان ارتباط برقرار می‌کردند، اختلافاتشان را حل می‌کردند و گاهی با خطرهای کوچک روبه‌رو می‌شدند. همین تجربه‌ها به آن‌ها کمک می‌کرد تا به مرور استقلال، اعتمادبه‌نفس و توانایی حل مساله را یاد بگیرند.

یکی از نکات مهم کتاب این است که بازی برای کودک فقط یک سرگرمی ساده نیست. بازی کردن، به‌خصوص بازی‌های آزاد و بدون دخالت دایمی بزرگسالان، نقش مهمی در رشد مغز و شکل‌گیری مهارت‌های اجتماعی دارد. کودک در هنگام بازی یاد می‌گیرد تصمیم بگیرد، با دیگران همکاری کند، شکست بخورد، دوباره تلاش کند و مشکلاتش را خودش حل کند.

از طرف دیگر، هایت به نقش شبکه‌های اجتماعی نیز توجه زیادی دارد. نوجوان در این فضا دایما خودش را با دیگران مقایسه می‌کند و ممکن است احساس کند زندگی، ظاهر یا موفقیت دیگران از او بهتر است. دریافت تایید از طریق لایک و کامنت، ترس از قضاوت شدن و تلاش برای دیده شدن می‌تواند فشار روانی زیادی ایجاد کند.

کتاب همچنین به این موضوع اشاره می‌کند که محافظت بیش از اندازه از کودکان هم می‌تواند مشکل‌ساز باشد. والدین طبیعتا می‌خواهند فرزندانشان را از آسیب و خطر دور کنند، اما اگر کودک هیچ فرصتی برای تجربه کردن، اشتباه کردن و مستقل شدن نداشته باشد، ممکن است در آینده در مواجهه با مشکلات واقعی زندگی احساس ناتوانی و اضطراب بیشتری کند.

در واقع، هایت دو تغییر مهم را در دوران کودکی امروز مطرح می‌کند: از یک طرف، کاهش تجربه‌های واقعی و بازی‌های آزادانه و از طرف دیگر، افزایش حضور کودکان در دنیای مجازی و شبکه‌های اجتماعی. از نگاه او، این تغییرات می‌توانند در شکل‌گیری نسلی که اضطراب و مشکلات روانی بیشتری را تجربه می‌کند، نقش داشته باشند.

نسل مضطرب» [The anxious generation: how the great rewiring of childhood is causing an epidemic of mental illness] نوشته‌ی جاناتان هایت [Jonathan Haidt

«نسل مضطرب» فقط یک کتاب درباره‌ی گوشی و شبکه‌های اجتماعی نیست؛ بلکه درباره‌ این است که کودکان برای رشد سالم واقعا به چه چیزهایی نیاز دارند. این کتاب والدین و حتی خود نوجوانان را دعوت می‌کند که دوباره به اهمیت ارتباطات واقعی، بازی، استقلال، حضور در اجتماع و تجربه کردن دنیای بیرون توجه کنند.

در نهایت، پیام اصلی کتاب این است که برای داشتن نسلی سالم‌تر، نباید تمام تلاشمان را صرف حذف خطر از زندگی کودکان کنیم؛ بلکه باید به آن‌ها فرصت بدهیم تجربه کنند، بازی کنند، اشتباه کنند، مستقل شوند و کم‌کم یاد بگیرند با چالش‌های زندگی روبه‌رو شوند.

به نظرم «نسل مضطرب» کتابی قابل‌تامل برای والدین، معلمان، نوجوانان و هرکسی است که دغدغه‌ آینده‌ نسل جدید را دارد؛ چون باعث می‌شود به چیزی که شاید برایمان کاملا عادی شده، یعنی حضور دایمی کودکان در دنیای دیجیتال از زاویه‌ای متفاوت نگاه کنیم.

[این کتاب نخستین‌بار با عنوان «نسل زد، نسل نگران: آینده نوجوانان در عصر شبکه‌های اجتماعی، از هراس تا امید» با ترجمه علی سلامی منتشر شده است.]

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...