«الریک» [Elric of Melniboné] نوشته مایکل مورکاک [Michael Moorcock] یکی از مهم‌ترین رمان‌ها در ژانر فانتزی است. «الریک ملنیبونِی»، نخستین جلد از این مجموعه با ترجمه نارون گلعلی‌زاده از سوی نشر کران منتشر شد.

الریک» [Elric of Melniboné] نوشته مایکل مورکاک [Michael Moorcock]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، الریک، پادشاه جزیره ملنیبونِی، معروف به جزیره اژدهاست. ساکنان این جزیره، با قوانین و آداب و رسوم کهن خود زندگی می‌کنند و خواهان پایبندی پادشاه‌شان به آن‌ سنت‌ها هستند. الریک تا جایی که می‌تواند مهربانی را چاشنی شیوه حکومت‌داری خود می‌کند و به همین‌خاطر است که مورد سرزنش دیگران قرار می‌گیرد.

حالا الریک، شاهد دسیسه‌بازی افراد قدرتمندی درون حکومت خود است تا آنجا که بیم فروپاشی سرزمینش می‌رود و پایه‌های حکومتش، از درون و بیرون در آستانۀ دستبرد و انهدام قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی الریک با شهامت و سیاست‌ورزی لباس رزم بر تن می‌کند تا سرزمین خود و مردمانش را نجات دهد. در این میان حکایت عشق، آن هم یک عشق رؤیایی، جادویی دلنشین بر این حماسه می‌گستراند.

«الریک ملنیبونِی»، نخستین جلد از این مجموعه، نوشته مایکل مورکاک یکی از مشهورترین نویسندگان سبک فانتزی است.

این رمان را نارون گلعلی‌زاده ترجمه کرده و نشر کران آن را در بسته‌بندی کاملاً متفاوت و خاصی به قیمت ۱۰۰ هزار تومان منتشر کرده است. این رمان، نخستین کتاب منتشر شده از این نشر برای گروه سنی بزرگسال است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...