کتاب صوتی «شاه‌کشی»، داستانی از ابراهیم اکبری دیزگاه منتشر شد. این اثر، داستانی درباره انقلاب و خشم انسانی است که سال‌ها در فضای استبداد زیسته است.

شاه‌کشی ابراهیم اکبری دیزگاه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، کتاب صوتی «شاه‌کشی»، اثر ابراهیم اکبری دیزگاه با همکاری مؤسسه شهرستان ادب و سماوا تولید شد و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت. کتاب که با صدای احمد هاشمی تولید شده است، داستانی درباره انقلاب است.

اکبری دیزگاه که از نویسندگان شناخته‌شده در حوزه داستان است، در کتاب «شاه‌کشی» به ماجرای انتقام یک پسر قمی می‌پردازد که پدرش را در سال 42 در ماجرای فیضیه از دست داده است. این پسر تاریخ خوانده و می‌خواهد در جشن‌های 2500 ساله، شاه را در تخت جمشید ترور کند.

او از طریق دایی خود که مسئول حفاظت آنجا است، به محل جشن راه پیدا می‌کند، همین موضوع سبب می‌شود تا مخاطب با اتفاقات متعددی مواجه شود. در این اثر تصویری از خانواده‌ای را که در دیکتاتوری محمدرضا پهلوی زندگی می‌کرده و از هم پاشیده شده‌اند، به تصویر کشیده می‌شود.

نثر کتاب ساده و روان است اما نویسنده از استفاده از تکنیک‌های روایت داستان نیز غفلت نکرده است. از منظر محتوا، کتاب «شاه‌کشی» آینه‌ای است از خشم و هیاهوی یک انسان هنگامی که از زندگی در بستر استبداد خسته شده و طغیان می‌کند. فضای بسته و مستبدی که یک جوان تحصیل‌کرده را مجاب می‌کند که سلاح به دست بگیرد و در پی انتقام باشد.

داستان «شاه‌کشی»، داستان یک انسان است؛ انسانی افسرده از روزگار تلخ‌تر از زهر و خشمگین از ظلم و جوری که بر خودش، خانوده‌اش و مردمش رفته‌ است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...