پنجمین شماره ماهنامه فرهنگی و هنری «آرمان هنر» با مطالب متنوعی در حوزه سینما، تئاتر، عکاسی، ادبیات و کتاب منتشر شد.

پنجمین شماره ماهنامه فرهنگی و هنری «آرمان هنر»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جلد این ماهنامه، به گفت‌و‌گوی تفصیلی با «بیژن شکرریز»، استاد فلسفه هنر و کارگردان باسابقه تلویزیون و سینما اختصاص پیدا کرده که در قالب آن، موضوعات مهمی چون ژانر در سینمای ایران، نقد فیلمنامه‌های جدید و معضل سرمایه‌های مشکوک در برخی فیلم‌های سینمایی مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

در پرونده نقد فیلم پنجمین شماره «آرمان هنر» نیز فیلم‌های «میکی وان» آرتور پن، «دون: بخش اول» دنی ویلنوو، «گشت ارشاد3» سعید سهیلی، «بی همه چیز» محسن قرائی، «منصور» سیاوش سرمدی و «دینامیت» ساخته مسعود اطیابی بررسی و نقد شده‌اند.

همچنین در این شماره و در بخش «نقد فیلمنامه»، قسمت سوم مطالعه تطبیقی رمان و فیلمنامه «بینوایان» با عنوان: توصیفات «هوگو» از وضعیت آدمیان درمانده، به قلم پیام رنجبران نویسنده و منتقد، منتشر شده است.

توسعه برنامه‌های فرهنگی جشنواره چهلم (گفتاری از دبیرجشنواره فیلم فجر)، حضور پررنگ دهه شصتی‌ها در ایستگاه چهلم جشنواره فجر، اهمیت بعد معنوی سلامت روان، بدرود با مردی که هیچکس چون او نبود (گزارشی از مراسم تشییع عطا لله امیدوار)، آنان که ره صدساله را یک شبه طی می‌کنند (گزارشی درباره سینما و سرمایه‌های مشکوک)، معرفی سلسله انتشارات «چتر دانش»، انتشار سری جدید مجموعه کتاب‌های «قرار با ستاره» درباره نادر ابراهیمی، به نویسندگی و گردآوری سعید کیائی و نگاهی به کتاب تازه منتشرشده «صورت صورتگران» حاوی ۲۵۶ اثر خودنگاره از ۲۰۵ هنرمند شامل ۱۵۴ مرد و ۵۱ زن به‌ عنوان یکی از کتاب‌های مرجع در زمینه پرتره‌نگاری تاریخ هنر ایران، دیگر عناوین منتشر شده در پنجمین شماره ماهنامه «آرمان هنر» است.

علاقه‌مندان می‌توانند این نشریه را از کیوسک‌های مطبوعاتی خیابان انقلاب از تقاطع خیابان قدس تا میدان انقلاب تهیه کنند. همچنین نسخه الکترونیکی رایگان این ماهنامه نیز در اپلیکیش‌های «طاقچه» و «جار» در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

«آرمان هنر» به مدیرمسئولی «سیده‌الهام کاظمی» و سردبیری «صدرا صدوقی» در 32 صفحه وزیری با قیمت 15‌هزار تومان منتشر می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...