داستان بلند «قتل اُتسویا» نوشته جونیچیرو تانیزاکی به فارسی ترجمه و منتشر شد.

به گزارش مهر، نشر چترنگ داستان بلند «قتل اُتسویا» نوشته جونیچیرو تانیزاکی را با ترجمه محمود گودرزی منتشر کرد.

این داستان روایتی است از یک درام عاشقانه که در قرن نوزدهم در ژاپن رخ می‌دهد.

قهرمان این رمان زن جوانی با عنوان اُتسویا است که که به واسطه زیبایی خود از مردان جوان دلبری و از آنها اخاذی می‌کند. او در این میان با شینوسکه مواجه می‌شود که خیال می‌کند طعمه ساده‌ای برای وی است اما رابطه عاشقانه پرشور میان این دو شکل می‌گیرد و هر دو را به رفتارهایی جنون آمیز وا می‌دارد. 

در بخشی از این داستان می‌خوانیم: در حالی که به سختی می‌توانست باور کند که آن فرد سانتاست، نوک سرد تیغه‌ای شانه‌اش را برید. از آنجا که بلافاصله  واکنش نشان داده بود زخمش چندان عمیق نبود، اما سمت راست بدنش  از انتهای گردن به کلی بی‌حس شده بود، گویی چنگال‌های  آهنین آن را شخم زده باشد. تمام آن قیمت بدنش ناگهان بی‌جان شده بود که تصور می‌کرد نیمی از چهره‌اش محو شده است.

محمود گودرزی پیش از این در نشر چترنگ آثار دیگری از ادبیات داستانی معاصر ژاپن را نیز منتشر کرده است که شامل سه کتاب از ادوگاوا رانپوست که وی را بنیانگذار ادبیات پلیسی در ژاپن نیز معرفی کرده‌اند.

داستان بلند «قتل اُتسویا» در 97 صفحه با قیمت 14500 تومان منتشر شده است.

روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
حاصل شرط بندی دو اعجوبه سینما و ادبیات در یکی از سفرهای تفریحی‌شان به قصد ماهیگیری بود... برداشتی کاملا آزاد بود که تفاوت‌های آشکاری با متن اصلی داشت... انقلابی‌های کوبایی و چینی به زوج آزادیخواه فرانسوی تبدیل می‌شوند... از انسانی بی‌طرف و بی‌اعتنا نسبت به جنگ به یک آزادیخواه مبارز علیه حزب نازی و از یک مرد تنهای سرد به عاشقی جدی تغییر می‌کند ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...
از ذهنیتی که در میان نظامیان ترک درباره‌ی سلسله‌مراتب و برتری فکری وجود دارد و این‌که چه‌قدر با سوء‌تفاهم‌ها و ظواهر درآمیخته سخن می‌گوید... همان‌گونه که اسب مهتر بی‌هیچ شناختی حرکت اسب مقابل‌اش را تقلید می‌کند، انسان عاری از آگاهی هم به تقلیدی کور از همنوعان‌اش دست می‌زند... مردم را به خاطر کمبود مطالعه و اسارت بی‌قیدوشرط‌شان در برابر سنت‌های خالی از تعقل و خرافه‌های موروثی از نیاکان‌شان، به باد انتقاد می‌گیرد ...