داستان بلند «قتل اُتسویا» نوشته جونیچیرو تانیزاکی به فارسی ترجمه و منتشر شد.

به گزارش مهر، نشر چترنگ داستان بلند «قتل اُتسویا» نوشته جونیچیرو تانیزاکی را با ترجمه محمود گودرزی منتشر کرد.

این داستان روایتی است از یک درام عاشقانه که در قرن نوزدهم در ژاپن رخ می‌دهد.

قهرمان این رمان زن جوانی با عنوان اُتسویا است که که به واسطه زیبایی خود از مردان جوان دلبری و از آنها اخاذی می‌کند. او در این میان با شینوسکه مواجه می‌شود که خیال می‌کند طعمه ساده‌ای برای وی است اما رابطه عاشقانه پرشور میان این دو شکل می‌گیرد و هر دو را به رفتارهایی جنون آمیز وا می‌دارد. 

در بخشی از این داستان می‌خوانیم: در حالی که به سختی می‌توانست باور کند که آن فرد سانتاست، نوک سرد تیغه‌ای شانه‌اش را برید. از آنجا که بلافاصله  واکنش نشان داده بود زخمش چندان عمیق نبود، اما سمت راست بدنش  از انتهای گردن به کلی بی‌حس شده بود، گویی چنگال‌های  آهنین آن را شخم زده باشد. تمام آن قیمت بدنش ناگهان بی‌جان شده بود که تصور می‌کرد نیمی از چهره‌اش محو شده است.

محمود گودرزی پیش از این در نشر چترنگ آثار دیگری از ادبیات داستانی معاصر ژاپن را نیز منتشر کرده است که شامل سه کتاب از ادوگاوا رانپوست که وی را بنیانگذار ادبیات پلیسی در ژاپن نیز معرفی کرده‌اند.

داستان بلند «قتل اُتسویا» در 97 صفحه با قیمت 14500 تومان منتشر شده است.

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...