Loading
اگر راننده‌ی تاکسی بابتِ راننده‌گی، حقوق بگیرد و از مسافر کرایه نگیرد، دیگر دنبالِ مسافر سوار کردن نخواهد بود. توی تاکسیِ نوشتن، مخاطب باید سوار شود، مخاطبِ واقعی. این را به تفصیل در "نفحات نفت" توضیح داده‌ام... وحی و الهام و سایرِ تجربیاتِ معنوی، حینِ نگارش به کار نمی‌آیند. بنابراین به جای این که حین نوشتن، به این موضوعات بیاندیشید، سعی کنید در زنده‌گی‌تان آدمِ خوبی باشید؛ در نوشتن، خودتان را و تجاربِ معنوی‌تان را خواهید نمایاند! ...
فضای ممیزی؛ فضای شفافی نیست. در حالیکه اگر فضا شفاف باشد ممیز تحت فشار قرار می گیرد تا کارش را درست انجام بدهد و در صدور مجوز کم کاری نکند... فیلمی که سال‌ها فکر می کردیم چه فیلم خطرناکی است اکران شد و اتفاقی هم نیفتاد. برای اکران این فیلم نه قانون و نه روش ها عوض شده بلکه این سلیقه مجری بود که تغییر کرد... در ساختار ممیزی باید جایی را برای استیناف و تجدید نظر داشته باشیم تا دوباره کار بررسی شود. ...
فوتبال، خارج از خوش‌آیند و بدآیندِ ما، هنرِ هشتمِ روزگارِ ماست. و چونان باقیِ هنرها چاره‌ای ندارد الا این که مردم‌نهاد باشد و تا این گونه نباشد، هنر نمی‌شود اصالتا... علیِ پروین، عاقبت بعد از سه دهه از گذشتِ انقلابِ اسلامی می‌فهمد دولت بازی را در دست گرفته است. نه پرسپولیسی مانده است و نه تاجی... حقیقت تلخ آن است که نفت با نفت بازی می‌کند و این وسط بخشِ خصوصی هیچ‌کاره‌حسن است. ...
آیات شیطانی را اول بار پنگوئن به سالِ 1988 چاپ زد... پوشیدنِ ردای تحقیق متدلوژیک بر اندامِ لمپنیزم، بسی موهن‌تر از دشنامی است که از دهانِ یک لمپن خیابان‌گرد بیرون می‌آید... فتوای قتل رشدی به دلیل "ساب‌النبی" صادر شده بود، نه بر مبنای ارتداد... آن‌هم در روزگاری که هر سریالِ تلویزیونی در هر شبکه‌ای جرات می‌کند به مقدساتِ مسیحیت و سایرِ ادیان توهین کند... ...
ما مقلدان خوبی برای رمان جهانی نبودیم... هیچ تصویر درازمدت فرهنگی در ذهن مسئولین فرهنگی ما نیست... ضربه‌ای که از متحجرین جمهوی اسلامی می‌خوریم، غیرقابل مقایسه است با ضربات اپوزیسیون... ما اول باید به جهل‌مان ایمان بیاوریم تا بعد بتوانیم برویم دنبال علم... در ادبیات داستانی ما سابقه‌ای نداریم، و این خیلی خواسته گزافی است که ما بخواهیم در طی سی سال یک اثر در خور داشته باشیم ...
هر ایجاد سوالی خدمت نیست و وظیفه‌ی نویسنده هم تنها طرح سوال نیست... این ذهن اوست که مخاطب را احضار می‌کند برای دیدن مراسم نبرد تک‌نفره او با جهان اطرافش... او در نقد این جامعه، دردمندی خود را پنهان نمی‌کند و سعی دارد با انتخاب زوایای ملموس برای خواننده، اشک‌ریزان به جراحی بپردازد... بازی با فرم در این کتاب برای جوان‌ترها که بیشتر دنبال فرم ‌و قالب‌های جدید هستند، جذاب است... ...
بعد از انقلاب هم می‌توان از "باغ بلور" مخملباف نام برد که باز هم همان الگوی چپ جهانی را دارد. البته انگیزه‌های دینی هم در آن دیده می‌شود... ادبیات داستانی انقلاب با یک مشکل مهمی رو به رو بود و آن مشکل بی‌پدری بود... "بوف کور" هدایت در کتابخانه ایالت‌ اوهایو بود، اما در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود... ما به جای اینکه برای مردم بنویسیم، برای مسوولان نوشتیم. ...
تجربه‌های قبلی به ما آموخته بود که سرانجام سوار شدن بر خر امانتی، پیاده شدن است. بنابراین بهتر است قبل از آنکه صاحب خر پیاده‌مان کند، خودمان فکری اساسی به حال خود بکنیم. ضمن آنکه در فاصله زمانی‌ای کمتر از یک سال، آن دوستان هم از ما خواستند که آنجا را تخلیه کنیم... او معتقد بود که محل ساختمان مورد نظر، هر چه به شمال شهر نزدیک‌تر باشد، بهتر است. یکی از مهمترین دلایلش برای این موضوع هم این بود که این امر پرستیژ انجمن را در اذهان بالا می‌برد. ...
انتشار تنها 5 یادداشت توسط 4 نفر از 217 نفر عضو انجمن در طول 19ماه... در حالی‌که برخی از اعضای فعلی انجمن، مدت‌هاست اثری در خور ــ حتی در حد یک یادداشت اینترنتی ــ منتشر نکرده‌اند و رکوردار غیبت در جلسات "سالیانه" بوده‌اند، می‌توان انتظاری از این «انجمن قلم» داشت؟... در سال 83 فردی سودجو با جعل عنوان «انجمن قلم ایران» مجوز نشر گرفته و کمک‌های متعدد از نهادهای فرهنگی! اما تنها تشکل قانونی نویسند‌گان کشور، قادر نیست از حیثیت خود در برابر این سودجویی دفاع کند!! ...
درطول داستان دائم به دنیای ناشناخته‌ها پا می‌گذارد. چه در بسیج، چه در جبهه و چه در شمال و معدن، دنیایی که قبلاً هیچ‌گونه اطلاعاتی درباره‌ی آن نداشته است. با اینکه فاصله‌ی آشنایی ارمیا با مصطفی تا شهادت او، بیش از شش ماه نیست؛ ولی همین همراهی کوتاه مدت، تاثیر عمیقی بر ارمیا می‌گذارد. به‌طوریکه عاشق می‌شود و عارف مسلک پیش می‌رود. دنیای خود را با مصطفی یکی می‌بیند و هرگز نمی‌خواهد از یاد او جدا شود. ...
روایت عشق علی فتاح است، آخرین پسر بازمانده خاندان سرشناس فتاح و مهتاب، دختر نوکر خانه‌زاد این خانواده. .. ابوراصف آینه "نواب" است و قاجار آینه "قوام‌السلطنه". موقعیت داستان هم از قضیه کشف حجاب ایجاد می‌شود. کشف حجاب است که مسیر زندگی مریم، خواهر علی را تغییر می‌دهد و سفر او را به فرانسه باعث می‌شود. همین نقطه ثقل، مسیر داستان را می کشاند به پاریس و ما بخش مهمی از قصه را در پاریس با علی و مهتاب و مریم دنبال می کنیم... ...
آرزوهاى رئیس فعلی انجمن قلم ایران ... صنف ما نویسندگان مشکلات زیاد و فراوانى دارد و انجمن قلم مى تواند عهده دار حل این مشکلات و استیفاى حقوق این اعضا باشد... نسل من از آن سال ها تا به امروز هیچ ارتباطى با کانون نداشته است. چه موافق و چه مخالف... کانون نویسندگان ایران، همان قدر مى توانست رسانه داشته باشد که ما داریم. تازه در بسیارى از مواقع رسانه کانون بیشتر بوده است. ...
اسکار ماتسرات زندگی خود را از روز تولد تا بستری شدن در آسایشگاه روانی، که تا به امروز در آن اقامت دارد، ترسیم می‌­کند... برخلاف ناهنجاری جسمانی، خصوصیتی خیال­‌انگیز به او اعطا شده است که از مرحله جنینی دارای پختگی کامل فکری باشد... رابطه‌­اش با دیگران به تمامی مبتنی بر طبل زدن «کودکانه»ای است که در آن استاد است... سی سال تاریخ آلمان بر طبل حافظه توصیف شده است. ...
زمانی بود که ما حتی جرات پچ پچ کردن هم نداشتیم... غرور ناخواسته‌ای از دستیابی به کهکشان‌ها داریم؛ در حالی که فقر و بدبختی هم در کشورمان داریم... ما فقط از این می‌ترسیم که نکند از گله عقب بمانیم... ما متهم هستیم، فقط ما... ساده ترین و قابل دسترس‌ترین کلید برای آزادی در این نکته قرار دارد، در عدم مشارکت شخصی در دروغ... این مسیر خیلی آسان‌تر از اعتصاب غذا یا شورش است. ...
رویایی که در سال ۱۹۳۱ بنیاد آمریکایی نابینایان و کتابخانه کنگره با تولید کتاب‌های گویا با عنوان «کتاب برای نابینایان» آن را محقق کرد... در دهه ۵۰ و ۶۰ خورشیدی شرکت‌هایی مانند ۴۸ داستان، سازمان صدا سرا، انتشارات قصه جهان‌نما و شهر داستان، تولید کتاب‌های صوتی را به‌صورت نوار شروع کردند ... یک موسسه برای اینکه پول کمتری به راوی بدهد، از صدای کسانی استفاده کند که حتی خواندن ساده از روی کتاب را هم بلد نیستند! ...
سال‌ها بعد، یک نفر باید پیدا شود و خاطرات ما نویسندگان از سانسور را بنویسد... داستان خوب داستانی است که وضعیت بشری را بازگو می‌کند... دخترم به دنیا آمده بود و من دچار افسردگی بعد از زایمان شده بودم. یک شب که احساس می‌کردم، درهای بهشت بر رویم باز شده است، با خود گفتم که تجربه‌های بسیار زیادی بر روی دوشم سنگینی می‌کند. تجربه‌هایی کابوس‌ناک و تلخ... می‌خواستم این کابوس‌ها را به بچه‌هایم منتقل کنم و به همین دلیل شروع به نوشتن کردم ...
ادبیات دفاع مقدس از جنگ تابلویی زیبا برایم رقم زده بود؛ تابلویی سرشار از معنویت، انسانیت، صفا و برادری... به‌تدریج جنگ برایم به یکی از وحشتناک‌ترین رویدادها بدل شد و دریافتم نترسیدنم از جنگ محصول گرفتاری در عاطفه‌ها بوده... ادبیات دفاع مقدس شجاعت و نبردِ ستودنی رزمنده‌های عزیزِ ایرانی در خلیج‌فارس با آمریکایی‌ها در سال‌های پایانی جنگ را روایت می‌کرد اما چندان از صدها میلیون دلار خسارت عملیات‌های تلافی‌جویانه‌ی آمریکایی‌ها در نابودی سکوهای نفتی ایران سخن نمی‌گفت. ...