حسین محب اهری بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان صبح امروز ـ چهارشنبه ـ از دنیا رفت.

به گزارش ایسنا و به نقل از روابط عمومی معاونت سیما، کیانوش عیاری که این روزها سریال سریال «۸۷ متر» را برای شبکه یک سیما کارگردانی می‌کند، ضمن عرض تسلیت برای درگذشت زنده‌یاد حسین محب‌اهری درباره آخرین همکاری خود با این هنرمند، گفت: از حسین محب اهری برای همکاری با پروژه سریال «۸۷ متر» در نقش یک صحاف دعوت کرده بودیم.

او ادامه داد: زنده‌یاد حسین محب‌اهری علی‌رغم دست و پنجه نرم کردن با یک بیماری سخت، اما پُرتوان و متعهدانه چند پلان در سریال هم بازی کرد، اما در حین ضبط یکی از پلان‌ها حالشان وخیم و روانه بیمارستان شد.

عیاری یادآور شد: این نقش به حال و هوای روزهای آخر زندگی این انسان نیکو و هنرمند شریف و متعهد نزدیک بود و طبق فیلمنامه در پایان این پلان، صحاف فوت می‌کند، اما در حالی که نیمی از سکانس‌های محب اهری باقیمانده است دست تقدیر نقش این بازیگر را ناتمام گذاشت.

مجموعه تلویزیونی «۸۷ متر» کاری از گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما است که در ۴۰ قسمت ۴۵ دقیقه ای در سیما فیلم در دست تولید است و قرار است سال ۹۸ راهی آنتن شود.

اسکار ماتسرات زندگی خود را از روز تولد تا بستری شدن در آسایشگاه روانی، که تا به امروز در آن اقامت دارد، ترسیم می‌­کند... برخلاف ناهنجاری جسمانی، خصوصیتی خیال­‌انگیز به او اعطا شده است که از مرحله جنینی دارای پختگی کامل فکری باشد... رابطه‌­اش با دیگران به تمامی مبتنی بر طبل زدن «کودکانه»ای است که در آن استاد است... سی سال تاریخ آلمان بر طبل حافظه توصیف شده است. ...
زمانی بود که ما حتی جرات پچ پچ کردن هم نداشتیم... غرور ناخواسته‌ای از دستیابی به کهکشان‌ها داریم؛ در حالی که فقر و بدبختی هم در کشورمان داریم... ما فقط از این می‌ترسیم که نکند از گله عقب بمانیم... ما متهم هستیم، فقط ما... ساده ترین و قابل دسترس‌ترین کلید برای آزادی در این نکته قرار دارد، در عدم مشارکت شخصی در دروغ... این مسیر خیلی آسان‌تر از اعتصاب غذا یا شورش است. ...
رویایی که در سال ۱۹۳۱ بنیاد آمریکایی نابینایان و کتابخانه کنگره با تولید کتاب‌های گویا با عنوان «کتاب برای نابینایان» آن را محقق کرد... در دهه ۵۰ و ۶۰ خورشیدی شرکت‌هایی مانند ۴۸ داستان، سازمان صدا سرا، انتشارات قصه جهان‌نما و شهر داستان، تولید کتاب‌های صوتی را به‌صورت نوار شروع کردند ... یک موسسه برای اینکه پول کمتری به راوی بدهد، از صدای کسانی استفاده کند که حتی خواندن ساده از روی کتاب را هم بلد نیستند! ...
سال‌ها بعد، یک نفر باید پیدا شود و خاطرات ما نویسندگان از سانسور را بنویسد... داستان خوب داستانی است که وضعیت بشری را بازگو می‌کند... دخترم به دنیا آمده بود و من دچار افسردگی بعد از زایمان شده بودم. یک شب که احساس می‌کردم، درهای بهشت بر رویم باز شده است، با خود گفتم که تجربه‌های بسیار زیادی بر روی دوشم سنگینی می‌کند. تجربه‌هایی کابوس‌ناک و تلخ... می‌خواستم این کابوس‌ها را به بچه‌هایم منتقل کنم و به همین دلیل شروع به نوشتن کردم ...
ادبیات دفاع مقدس از جنگ تابلویی زیبا برایم رقم زده بود؛ تابلویی سرشار از معنویت، انسانیت، صفا و برادری... به‌تدریج جنگ برایم به یکی از وحشتناک‌ترین رویدادها بدل شد و دریافتم نترسیدنم از جنگ محصول گرفتاری در عاطفه‌ها بوده... ادبیات دفاع مقدس شجاعت و نبردِ ستودنی رزمنده‌های عزیزِ ایرانی در خلیج‌فارس با آمریکایی‌ها در سال‌های پایانی جنگ را روایت می‌کرد اما چندان از صدها میلیون دلار خسارت عملیات‌های تلافی‌جویانه‌ی آمریکایی‌ها در نابودی سکوهای نفتی ایران سخن نمی‌گفت. ...