«جانوران نباید لباس بپوشند»، «زیر درخت بید سبز»، «پیرزنی که می‌خواست تمیزترین خانه دنیا را داشته باشد» و «باران، آفتاب و قصه‌ کاشی» چهار کتاب نادر ابراهیمی برای کودکان هستند که پس‌ از سال‌ها تجدید چاپ می‌شوند. نادر ابراهیمی، بسیاری از کتاب‌هایش را خود تصویرگری کرده است.

به گزارش ایبنا، نادر ابراهیمی 49 کتاب برای کودکان و نوجوانان نوشته و انتشارات روزبهان ـ ناشر آثار ابراهیمی ـ بازانتشار این کتاب‌ها را با تصاویر و کیفیت مطلوب‌تر آغاز کرده است.

زهرا رشیدی، مدیر روابط عمومی انتشارات روزبهان می‌گوید، این چهار کتاب در نخستین گام از بازانتشار کتاب‌های ابراهیمی به بازار نشر می‌آیند و تا پایان سال جاری هم شش کتاب دیگر از این نویسنده فقید آماده انتشار خواهد شد.


نادر ابراهیمی، بسیاری از کتاب‌هایش را خود تصویرگری کرده. «پیرزنی که می‌خواست تمیزترین خانه دنیا را داشته باشد» از جمله آنهاست.

در بازانتشار کتاب‌های ابراهیمی، تصاویر و گرافیک برخی از کتاب‌ها تغییر می‌کند و بعضی کتاب‌ها نیز همچون گذشته منتشر خواهد شد.

به گفته مسوولان انتشارات روزبهان، چهار کتاب کودک و نوجوان
نادر ابراهیمی به‌زودی روانه بازار نشر می‌شود.

«کلاغ‌ها» (برنده جایزه اول فستیوال کتاب‌های کودکان توکیو و برنده جایزه اول تعلیم و تربیت از یونسکو)، «سنجاب‌ها»، «دور از خانه» (قصه برگزیده‌ آسیا، از سوی سازمان جهانی یونسکو و کتاب برگزیده شورای کتاب کودک در سال 1347 )، «قصه گل‌های قالی» و «پهلوان پهلوانان؛ پوریای ولی» از جمله کتاب‌های قدیمی ابراهیمی‌اند که به‌نظر می‌رسد به دلیل زمان زیادی که از انتشار آن‌ها می‌گذرد، «روزبهان» آن‌ها را نیز با تغییراتی گرافیکی بازنشر کند.

از دیگر کتاب‌های کودک و نوجوان ابراهیمی می‌توان به کتاب‌های «بزی که گم شد»، «من راه خانه‌ام را بلد نیستم»، «سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن» و «مجموعه قصه‌های انقلاب برای کودکان» اشاره کرد.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...