کتاب «درآمدی بر جنبش دانشجویی در ایران» (۱۳۲۰-۱۳۵۷) نوشته هوشنگ جیرانی منتشر شد.

درآمدی بر جنبش دانشجویی در ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷)  هوشنگ جیرانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی «درآمدی بر جنبش دانشجویی در ایران» که در چهار فصل به بررسی تاریخی این جنبش در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ می‌پردازد آمده است: در فصل اول، تاریخچه‌ مختصری از جنبش‌ دانشجویی ایران در فاصله تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ارائه می‌شود.

فصل دوم کتاب از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا تابستان ۱۳۳۹ را که فضای سیاسی کشور بازتر شد، در بر می‌گیرد. همچنین فراز و فرود جنبش دانشجویی، نقش دانشجویان در نهضت مقاومت ملی و حرکت‌های سال ۳۲ به‌ویژه واقعه‌ ۱۶ آذر دانشکده‌ فنی را بررسی می‌کند.

فصل سوم به تحولات جنبش دانشجویی در سال‌های فضای باز سیاسی یعنی ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ اختصاص دارد، که در این فاصله تحولات و رویدادهای مهمی چون تشکیل جبهه‌ ملی دوم و سازمان دانشجویی وابسته به آن رخ داد.

در فصل چهارم کتاب هم سعی شده است به‌طور خلاصه رشد گرایش‌های قهرآمیز که پایگاه دانشجویی داشت و رشد جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

کتاب «درآمدی بر جنبش دانشجویی در ایران» در ۱۳۶ صفحه و با قیمت ۲۰ هزار تومان از سوی نشر خزه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...