رمان علمی‌ تخیلی «حصار: ایجاد» از سوی انتشارات کتابستان معرفت راهی بازار کتاب شد.

حصار محمدعلی میقانی

به گزارش آنا، کتاب «حصار» جلد اول از یک سه‌گانه علمی‌تخیلی اثر محمدعلی میقانی است که از سوی کتابستان معرفت روانه بازار نشر شد.

«حصار: ایجاد» اولین جلد از سه‌گانه حصار است. حصار داستانی هیجانی با درون‌مایه‌ای خانوادگی و عاشقانه دارد. میقانی در اولین رمانش، به صد سال بعد رفته و داستانش را در شهر گرگان روایت می‌کند. جایی که ناگهان، حصاری عظیم، شهر را دربرمی‌گیرد و آن را تکه‌تکه می‌کند. حصار نفودناپذیر و مرتفع است. ارتفاعش آن‌قدر زیاد است که از جو نیز گذر کرده و ابرها نیز تکه‌پاره شده‌اند.

محسن کهن، قهرمان داستان از یک سو باید کمبودهای محله خودشان را مدیریت کند و از سوی دیگر، همسر و فرزند گمشده‌اش، بیتا و محمدعلی را پیدا کند. گرچه نیما، برادر محسن توانسته به فناوری گذر از حصار دست پیدا کند اما هنگام اولین گذر، دچار آسیب ذهنی می‌شود و تمام آنچه درباره آن فناوری می‌دانسته، فراموش کرده است.

رمان حصار در زمینه معرفی فناوری‌های جدید، قدمی رو به جلو است. اتفاقات ریز و درشتی که حول محور این فناوری‌ها رخ می‌دهد یکی از نکات اساسی رمان حصار است. از این جهت، نگاه نویسنده را می‌توان واجد نوعی نقد دینی به فناوری دانست. مخاطب با خواندن رمان حصار، درمی‌یابد انسان هر اندازه قدرتمند باشد و چیرگی بیشتری بر طبیعت داشته باشد، باز هم خارج از قدرت و توحید در ربوبیت پروردگارش نیست و او با اشاره‌ای انسان سرمست قدرت را مقهور خودش می‌کند.

طراحی جلد کتاب نیز از جذابیت‌های کتاب است. طراح جلد کتاب سعی کرده است از کلیشه‌های روزمره و تقلیدهای دست چندم غربی رها شود و اثری تولید کند که در عین جذابیت، عناصر گرافیکی کتاب ایرانی را نیز نمایان کند.

رمان «حصار: ایجاد»، در ۳۹۸ صفحه و با قیمت ۴۵ هزار تومان از سوی انتشارات کتابستان معرفت روی پیشخوان کتابفروشی‌ها آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...