شماره جدید نشریه «کارخانه» در پرونده «بازخوانی نقدهای جدید به نظام سرمایه‌داری» به نقد و معرفی هفت کتاب با موضوع سرمایه‌داری می‌پردازد. نقش شرکت‌هایی همچون آمازون در آینده کتاب و صنعت نشر، یکی دیگر از مطالب خواندنی این شماره است.

به گزارش ایبنا، چهاردهمین شماره ماهنامه تحلیلی «کارخانه» ویژه دی‌ماه 98، با ده‌ها مصاحبه، گزارش، مقاله و یادداشت تحلیلی به سردبیری بهراد مهرجو راهی کیوسک‌های روزنامه‌فروشی شد.
 
بخش «کتاب ضمیمه» این شماره، به سه مقاله با عنوان‌های «سوگ ملی؛ بررسی وضعیت اقتصاد ایران طی یک ماه پر از حادثه» نوشته بهراد مهرجو، «علیه حمایت‌های ناقص؛ شکایت از حمایت‌‌های غیراصولی» به قلم محمود نجفی و «اقتصاد بسته؛ آیا کره شمالی یک الگوی اقتصادی است؟» اثر محمدحسین باقی، اختصاص دارد.
 
آینده کتاب چه سمت‌وسویی دارد؟
یکی دیگر از بخش‌های کتابیِ شماره چهاردهم «کارخانه»، به مقاله‌ای با عنوان «غیر کاغذی‌ها؛ آینده کتاب چه سمت‌وسویی دارد؟» با موضوع کاغذ، بحران‌های محیط زیستی و به‌طور کلی آینده کتاب و صنعت چاپ و نشر اختصاص دارد. در بخشی از این مقاله آمده است: «زمانی که صفحه یک کتاب جدید را در آمازون باز می‌کنیم با چند مسأله مختلف روبه‌رو می‌شویم: قیمت نسخه چاپی، توانایی خرید، مرور کتاب و چندین صفحه از آن که می‌توانیم به‌صورت رایگان ورق بزنیم و مطالعه کنیم و از همه مهمتر نسخه‌ای دیجیتال. هرچه زمان به جلو حرکت می‌کند، حجم کتاب‌هایی که به‌صورت دیجیتال و الکترونیکی مطالعه می‌شوند، بیشتر می‌شود. پلتفرم اصلی برای مطالعه کتاب‌های الکترونیکی، سخت‌افزار و نرم‌افزارهایی نظیر کیندل است. آمازون در حال حاضر، نقش قدرت اصلی پشت پرده کیندل را بازی می‌کند. آمازون هم توانایی این مسأله را دارد، هم توانسته طی سال‌های اخیر، نسلی از مشتری‌ها را برای خود پرورش دهد که تطبیق‌پذیری بهتری با محصولات دیجیتالی نظیر کتاب الکترونیک دارند. محیطی که آمازون آماده کرده است، باعث می‌شود که مشتری نتواند مقابل آن مقاومت کند، به همین خاطر به احتمال زیاد قدرت آمازون در آینده نزدیک هم بیشتر می‌شود. همین مسأله، یعنی قدرت گرفتن آمازون، به احتمال زیاد فرمت دیجیتال هم به سویه اصلی صنعت کتاب و رویه کتابخوانی تبدیل شود.»


کارخانه


کتابخوان کردن با اینترنت!
«کتابخوان کردن با اینترنت!» مطلبی به قلم لیدیا دیفیلیس؛ نویسنده اقتصادی سی‌ان‌ان است که در پی پاسخ به این پرسش محوری است که آیا می‌توان آدم‌ها را به کمک اینترنت و تبلیغات آنلاین، کتابخوان کرد؟ در این مقاله می‌خوانیم: «کار نویسنده‌ها بعد از نوشتن کتاب، تمام نمی‌شود. بخشی از کار آن‌ها دقیقا بعد از چاپ کتاب، شروع می‌شود: جذب مخاطب، باوفاترین خواننده‌ها هم به تلنگری نیاز دارند تا به خرید و خواندن یک کتاب ترغیب شوند. مشکل‌ترین کار نویسنده از همین‌جا آغاز می‌شود: تبلیغات برای کتاب. حالا که دنیای اکثر آدم‌‌ها مجازی شده و سرشان در گوشی تلفن همراهشان است، چه جایی بهتر از همان دنیای مجازی برای تبلیغ کتاب؟ نویسنده‌ها دست به‌کار شده‌اند و تبلیغ برای کتاب خود را از اینترنت شروع کرده‌اند؛ یکی از سایت شخصی‌اش کمک می‌گیرد و یکی دیگر به سراغ یوتیوب می‌رود. راه‌ها برای تبلیغ آنلاین کتاب، بی‌شمار است. اما اصولا تبلیغات برای کتاب در دنیای مجازی چطور انجام می‌شود؟ این تبلیغات برای چه کتاب‌هایی صورت می‌گیرد؟ ور در نهایت چه کتاب‌هایی در تبلیغات آنلاین به فروش می‌روند؟...»

هفت کتاب با موضوع سرمایه‌داری در بوته نقد
«بیست و سه گفتار درباره سرمایه‌داری»، «فاشیسم و بنگاه‌های کلان اقتصادی»، «شهری شدن سرمایه»، «دموکراسی در برابر سرمایه‌داری»، «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول»، «اقتصاد کلان» و «مانیفست ضد سرمایه‌داری» نیز هفت کتابی هستند که در بخش درنگ مورد نقد و بررسی قرار گرفتند.
 
شماره چهاردهم نشریه «کارخانه» در 196 صفحه به بهای 25 هزار تومان از سوی شرکت فولاد مبارکه اصفهان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...