رمان پلیسی جنایی «خونزاد» نوشته جیمز رولینز به‌عنوان هشتمین کتاب مجموعه «نیروی سیگما» با ترجمه هادی امینی توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، جیمز رولینز  با نام اصلی جیمز پاول زاچکوفسکی، نویسنده آمریکایی این‌مجموعه، متولد سال ۱۹۶۱ در شیکاگو است که به‌جز نویسندگی، در زمینه دامپزشکی هم مشغول بوده و هست. او اولین‌رمان خود را در سال ۱۹۹۹ منتشر کرد. یکی از معروف‌ترین آثار او، مجموعه «نیروی سیگما» است که داستان‌هایش با محوریت فعالیت‌های یک مرکز تحقیقاتی درباره پیشگیری‌های تکنولوژی در آمریکا چاپ شده‌اند.

پیش از این‌، ترجمه کتاب‌های «توفان شن»، «نقشه استخوان‌ها»، «حلقه سیاه»، «ویروس یهودا»، «آخرین پیشگو»، «کلید رستاخیز» و «کلونی شیاطین» به‌عنوان مجلدات اول تا هفتم این‌مجموعه منتشر شده‌اند.

در جلد هشتم «نیروی سیگما» آدم‌کشی می‌خواهد رئیس‌جمهور را ترور کند. او ۷۰۰ متر با هدفش فاصله دارد و مگسک تفنگش را روی استخوان پس‌سری پشت گوش چپ رئیس‌جمهور قرار داده چون شلیک به این‌نقطه بیشترین آسیب را به هدف وارد می‌کند. از هر طرف صدای جشن و شادی مردم در پیک‌نیک روز تعطیل به گوش می‌رسد. با این‌حال قاتل داستان روی هدفش متمرکز شده و می‌خواهد رئیس‌جمهور آمریکا را بکشد.

در تاریخ ایالات متحده، سه رئیس‌جمهور دقیقاً در چنین روزی، یعنی چهارم ژوئیه و روز تولد همین کشور درگذشته‌اند؛ توماس جفرسون، جان آدامز و جیمز مونرو. بنابراین به نظر می‌رسد حالا که نوبت به چهارمین رئیس‌جمهور رسیده، داستان هشتمین جلد «نیروی سیگما» چیزی فراتر از تصادف باشد. فرمانده گری پیرس، نفسش را آرام کرد و ماشه را کشید...

«خونزاد» با ۵۵۲ صفحه و قیمت ۷۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...