جوان-کتلین-رولینگ

پدر و مادرش از طبقه‌ی متوسط بودند و چند وقت یک بار مجبور به جابجایی می‌شدند. به همین دلیل جوآن و خواهرش "دای"، نه در محله و نه در مدرسه، دوستان زیادی نداشتند و غالبا با هم بازی می‌کردند. رولینگ بعد از تمام کردن مدرسه، وارد دانشگاه اکستر انگلستان شد و بر خلاف نظر پدر و مادرش، در رشته‌ی‌ زبان‌ و ادبیات‌ فرانسه، شروع به تحصیل کرد. وی بعد از اتمام دانشگاه،‌ در دفتر یک مجله مشغول به کار شد.


جوآن کتلین رولینگ‌، یا "جـی کـی رولینگ"  j.k rowling در سال‌ 1965 در شهر ییت نزدیک‌ بریستول‌ انگلستان‌ متولد شد. جوآن فرزند اول خانواده بود. پدر و مادرش از طبقه‌ی متوسط بودند و چند وقت یک بار مجبور به جابجایی می‌شدند. به همین دلیل جوآن و خواهرش "دای"، نه در محله و نه در مدرسه، دوستان زیادی نداشتند و غالبا با هم بازی می‌کردند. رولینگ بعد از تمام کردن مدرسه، وارد دانشگاه اکستر انگلستان شد و بر خلاف نظر پدر و مادرش، در رشته‌ی‌ زبان‌ و ادبیات‌ فرانسه، شروع به تحصیل کرد. وی بعد از اتمام دانشگاه،‌ در دفتر یک مجله مشغول به کار شد.

در1990 یک شب هنگامی که از تعطیلات آخر هفته به لندن باز می‌گشت، فکر نوشتن داستان هری پاتر به ذهنش خطور کرد. رولینگ از همان شب شروع به نوشتن اولین کتاب این مجموعه به نام "هری پاتر و سنگ جادو" کرد، ولی به علت مرگ مادرش دچار ناراحتی عمیق روحی شد و کتاب، نیمه‌کاره ماند. سه سال بعد در 1993، جوآن از همسر اولش جدا شد و با دختر کوچکش به اسکاتلند، نزد خواهرش رفت. در آنجا بود که وی بعد از یک دوره آرامش نسبی، کتاب نیمه کاره‌ی "هری پاتر و پروفسور و سنگ جادو" را تمام کرد.

کتاب که تمام شد، تلاش رولینگ برای پیدا کردن ناشری که کتابش را چاپ کند، شروع شد. پس از مدتی ناامیدی، بالاخره انتشارات "بلا موس باری"، ناشر کتابهای کودک، این کتاب را برای چاپ پذیرفت. کتاب "هری پاتر و پروفسور و سنگ جادو" در ژوئن 1997 چاپ شد. برخلاف تصور انتشارات، چاپ اول کتاب به سرعت به فروش رفت. استقبال از کتاب به حدی زیاد بود که برای انتشارات بلاموس باری، جایزه‌ی بیشترین فروش را به ارمغان آورد. در جولای 1998کتاب به آمریکا رفت و مطابق با آنچه در انگلیس رخ داده بود،‌ رکورد فروش سریع را شکست. در این زمان اسم کتاب کوچکتر شد و به "هری پاتر و سنگ جادو" تغییر یافت. رولینگ که با فروش کتاب، پول کافی پس انداز کرده بود، توانست کار معلمی را کنار بگذارد و تمام وقتش را برای نوشتن جلد دوم هری پاتر اختصاص بدهد.

او پس از نوشتن کتاب "هری پاتر و سنگ جادو" تاکنون 6 کتاب دیگر در دنباله‌ی هری پاتر و دو کتاب به نام‌های "کوییدیچ در گذر زمان" و "جانوران جادویی و زیستگاه آن‌ها" نیز نوشته است. در پی نوشتن مجموعه کتب هری پاتر، او در رأی گیری عمومی مجله کتاب انگلستان از خوانندگان مجله، بیشترین رأی را کسب کرد و نام خود را به عنوان بزرگترین نویسنده زنده بریتانیا در تاریخ ادبیات ثبت کرد.

کتاب دوم مجموعه "هری پاتر" با نام "هری پاتر و تالار اسرار" در 1998 در انگلستان به چاپ رسید و در ژوئن1999در ایالات متحده نیز پخش شد. مقارن با انتشار "هری پاتر و تالار اسرار"، شرکت فیلم سازی "برادران وارنر" حق تبدیل کتاب اول هری پاتر به فیلم را خرید. فیلم "هری پاتر و سنگ جادو" که در سال 2001 روی پرده رفت،‌ در یک هفته، بیشتر از 90میلیون دلار فروش داشت و فروش کل فیلم بالغ بر 102میلیون دلار بود. در دسامبر 2001 درآمد رولینگ از فروش کتاب‌هایش به 400میلیون دلار می‌رسید.

فیلم "هری پاتر و تالار اسرار" هم در آوریل 2003 روی پرده رفت. کتاب سوم از این مجموعه با نام "هری پاتر و زندانی آزکابان" را انتشارات آمریکایی "اسکلاستیک" در سپتامبر 1999 چاپ و به 35زبان مختلف جهان ترجمه کرد. از این جلد 3 میلیون نسخه به فروش رفت. و برداشت سینمایی از این جلد، در مارس 2003 توسط شرکت فیلمسازی "فونیکس"روی پرده رفت.

کتاب چهارم "هری پاتر و جام آتش" نام دارد که در جولای 2000 در آمریکا چاپ شد و عنوان پرفروش‌ترین کتاب سال را کسب کرد. فیلم "هری پاتر و جام آتش" هم که توسط کمپانی برادران وارنر ساخته شد، در مارس 2006 روی پرده رفت و با فروش فقط 20 میلیون دلار در هفته‌ی سوم، رکورد خوبی را برجای گذاشت.

کتاب پنجم با نام "هری پاتر و محفل ققنوس"، در ژوئن 2003 و کتاب ششم با عنوان "هری پاتر و شاهزاده دورگه" در جولای 2005 منتشر شدند. فروش روز اول این جلد از هری پاتر، که بالغ بر 1/4 میلیون نسخه بود، همچنان رکورددار پر فروشترین کتاب در یک روز است. کتاب هفتم این مجموعه با نام "هری پاتر و قدیسان مرگ" که آخرین قسمت آن نیز هست، قرار است در آوریل 2007 منتشر شود. اکنون رولینگ 42 ساله با حدود یک میلیارد دلار، ثروتمند‌ترین نویسنده‌ی زن جهان است.

زهره مرتجی

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...