کتاب «دی. ایچ. لارنس» [D. H. Lawrence] نوشته الستر نیون Alastair Niven با ترجمه خشایار دیهیمی توسط نشر نو و همکاری نشر آسیم منتشر شد.

به گزارش مهر، این‌کتاب هشتمین عنوان از مجموعه «نسل قلم» [British writers] است که این‌ناشر چاپ می‌کند. نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۱۹۸۴ توسط انتشارات پسران چارلز اسکرایبنرز در نیویورک چاپ شده است.

چاپ دوباره مجموعه «نسل قلم» پس از سال‌ها، بهمن‌ماه ۹۷ توسط نشر نو کلید خورد و ۵ عنوان اولش راهی بازار نشر شدند. این مجموعه و عناوین‌اش برای اولین‌بار ۲۵ سال پیش منتشر شدند و بنیان آن توسط خشایار دیهیمی،‌ آرمان امید، بهرام داوری و حسن ملکی دیگر گذاشته شد. «هرمان ملویل»، «جورج اورول»، «پابلو نرودا»، «آنا آخماتوا» و «کارلوس فوئنتس»‌ ۵ جلدی بودند که زمستان سال گذشته چاپ شدند.

دو کتاب «ارنست همینگوی» و «سورن کی‌یر کگور» هم به‌عنوان کتاب‌های ششم و هفتم این‌مجموعه، مرداد امسال به چاپ رسیدند و حالا «دی.ایچ.لارنس» کتاب هشتم «نسل قلم» است که منتشر می‌شود. به گفته دیهیمی که دبیر این مجموعه است و برای آن مقدمه نوشته، کتاب‌های «نسل قلم» زندگینامه نویسندگان را در بر نمی‌گیرند بلکه شرح و تفسیر و نقد آثار و اندیشه‌های نویسندگان مورد نظر اند. این کتاب‌ها به تعبیر دبیر مجموعه پیش رو، نقطه شروع خوبی برای مخاطبانی هستند که در پی پیدا کردن راهی برای ورود به مضامین و اندیشه‌های این نویسندگان هستند.

کتاب معرفی «دی.ایچ.لارنس» با این جملات شروع می‌شود: هیچ‌یک از کسانی که در جریان تولد دیوید هربرت (ریچارد) لارنس در یازدهم سپتامبر ۱۸۸۵ حضور داشتند، نمی‌توانستند گمان ببرند که این فرزند چهارم و پسر سوم معدنچی در ناتینگهامشر ایستوود روزی نویسنده خواهد شد. ایچ.لارنس علاوه بر داستان‌نویسی، به سرایش شعر و نمایشنامه‌نویسی نیز پرداخته بود و به‌عنوان یکی از پرکارترین خبرنگاران ادبی عصر جدید و یک مقاله‌نویس سرسخت شناخته می‌شود. فعالیت‌های ذوقی‌اش نیز در نقد کتاب، ترجمه، گفتارهای فلسفی،‌ نقاشی و تدریس خلاصه می‌شد.

«معشوق لیدی چترلی» مشهورترین و آخرین رمان این‌نویسنده است. لارنس نویسنده‌ای آسان‌یاب و ساده‌فهم نیست و به‌عنوان یکی از سخت‌خوان‌های ادبیات شناخته می‌شود اما خودش چنین چیزی را نمی‌خواست. قصد و هدف لارنس از نوشتن چنین آثاری این بود که در دوره‌ای که رمان‌های رئالیستی اجتماعی مولفانی چون جان گالزورذی، آرنولد بنت و ایچ.جی.ولز، پسند روز محسوب می‌شدند، لایه‌های زیرین رویه رفتار بشر را کندوکاو کند تا بتواند نیروهای محرکه این رفتارها را کشف کند.

الستر نیون در کتاب پیش‌ رو، به تشریح زندگی و آثار لارنس پرداخته است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

لارنس در بزرگ‌ترین فرزند آنان، ارسلا، بهترین امکان آفرینش شکل تازه‌ای از زندگی را به ودیعه می‌گذارد، زیرا او همواره در حال جستجوست، و دست کم در رنگین‌کمان، زنجیری بر پایش نیست _ «از هیچ و پوچ و از توده‌ای بیشکل، برای خودش چیزی می‌ساخت!» راه او تا حدودی راه روشنفکری و تا حدودی راه جنسی است، اما او برخلاف مادرش سرنوشت خود را «همچون مسافری بر روی کره خاک» می‌پذیرد؛ «او نهایتا و قطعا می‌بایست برود و برود و هدفش را بجوید، هدفی که می‌دانست به آن نزدیکتر و نزدیکتر می‌شود.» در برخی موارد، به نظر می‌رسد که لارنس همان تصویر و تصوّر شارلوت برونته را در جین ایر بازتاب می‌دهد (هرچند او در ۱۹۲۹ در مقاله «هرزه‌نگاری و وقاحت» رمان شارلوت برونته را «اندکی وقیح» می‌نامد، زیرا در آن سخن از نیاز روچستر برای اخته‌شدن پیش از آنکه لیاقت جین را داشته باشد رفته است). لارنس ارسلا را چنین تصویر می‌کند: یک پرنده،‌ کودکی که در شب می‌گرید، آدمی از کره ماه که واقعیتش کاملا مربوط به این جهان نیست. اما نخستین تلاشهای او برای معنا بخشیدن به زندگی‌اش از طریق وقف خود برای خدمت به اجتماع است...

این‌کتاب با ۱۶۱ صفحه، شمارگان ۷۷۰ نسخه و قیمت ۲۲ هزار تومان منتشر شده است.

سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...
جوان، کتاب دارد و پیرمرد چاقو. سکویی نیز در بین طبقات حرکت می‌کند... ساختمان، در کل ۳۳۳ طبقه دارد، بنابراین ۶۶۶ نفر در این جهنم شیطانی هستند... غذاها پس‌مانده‌ طبقات بالاتر است... عدالتی در کار نیست و پیرمرد نیز هم‌طبقه‌‌ای‌های خودش را خورده است... دوگانه نمادین دن‌کیشوت و سانچو پانزا شکل می‌گیرد... افراد می‌توانند به یکدیگر کمک کنند، اما شاهد «جنگ همه، علیه همه» هستیم... جهانی شیطانی، تاریک، ناامید و پوچ. ...