چاپ نخست کتاب «تاویل قرآن از دیدگاه امام خمینی(ره) و مقایسه آن با دیدگاه سیدحیدر آملی» نوشته مهدی رضوانی‌پور، از سوی موسسه چاپ و نشر عروج منتشر و روانه بازار نشر شد.

به گزارش ایبنا، موضوع مورد بحث این رساله، تاویل عرفانی به معنی دریافت لایه‌های باطنی آیات است و در آن سخن از ظاهر و باطن آیات قرآن بوده که به تبیین اجمالی پیشینه تاویل عرفانی قرآن می‌پردازد.

قرآن کریم، معجزه‌ای ابدی برای دینی ابدی است که توسط سروش وحی بر انسان کامل و گل سرسبد موجودات، رسول ختمی مرتبت ـ‌که درود خدا بر او و خاندانش باد‌ـ در طول 23 سال نازل شد و در تاریخ بشر شگفت‌ترین کتاب پدید آمد که به فرموده رسول اکرم(ص): «لا تحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه؛ شگفتی‌های آن به شمارش در نمی‌آید و عجایب آن کهنه نمی‌شود.»

کتابی که به فرموده امام خمینی(س): «کتاب هدایت و راهنمای سلوک انسانیت و مربی نفوس و شفای امراض قلبیه و نوربخش سیر ‌الی‌الله است. بالجمله، خدای تبارک و تعالی به واسطه سعه رحمت بر بندگان، این کتاب شریف را از مقام قرب و قدس خود نازل فرمود و به حسب تناسب عوالم تنزل داده تا به این عالم ظلمانی و سجن طبیعت رسیده و به کسوه ‌الفاظ و صورت حروف درآمده برای استخلاص مسجونین در این زندان تاریک دنیا و رهایی مغلولین در زنجیرهای آمال و امانی، و رساندن آنها را از حضیض نقص و ضعف و حیوانیت به اوج کمال و قوت و انسانیت».

آری، قرآن مجید کتاب تعقل و تفکر، علم و عمل، و راهنمای سعادت و رستگاری در جنبه‌های گوناگون حیات فردی و اجتماعی و وسیله خودسازی و طهارت ضمیر و موجب رهایی از حجاب‌های ظلمانی تعلقات مادی برای نیل به کمال نهایی است که برای همه بشر از کوچک و بزرگ، زن و مرد، دانشمند و عامی، و عالم و عارف، سخن دارد و آنها را به فراخور درک و میزان معرفتشان راهنمایی می‌کند.

ظاهر و باطن قرآن
برای نخستین‌بار رسول اکرم(ص) این بعد از قرآن را فرا روی مسلمانان گشود و در سخنانی گران‌بها که از طریق فریقین نقل شده، قرآن کریم را دارای ظاهر و باطن معرفی فرمود؛ به عنوان نمونه، ابن‌مسعود روایت نزول قرآن بر هفت حرف که هرحرفی از آن دارای ظهر و بطن است را از آن حضرت نقل کرده است. هم‌چنین پیامبر اکرم(ص) در روایت دیگری، هرآیه‌ای از قرآن را دارای ظاهر و باطن و هرحرفی از آن را دارای تاویل دانسته که تنها خداوند و راسخان در علم به آن عالم هستند.

صحابه نیز علاوه بر اشاره به اصل و بعضی از ویژگی‌های باطن قرآن، عملا اقدام به ذکر تاویل باطنی و اشاری برای قرآن کردند. به عنوان نمونه، ابن‌عباس در تفسیر سوره نصر، از ورای ظاهر آن، نزدیک شدن و فرا رسیدن اجل پیامبر(ص) را برداشت می‌کند؛ امری فراتر از مدلول ظاهری آیات که عمربن خطاب در مجلس شیوخ بدر آن را نشانه برتری ابن‌عباس بر آنان می‌شمارد.

اما در دوره تابعین، با سپری شدن زمان نزول قرآن، تطبیق معانی آیات بر غیر مورد نزول گسترش یافت و آیاتی که دارای شان نزول خاصی بودند، بر موارد مشابه خود تطبیق داده می‌شدند. روایات تطبیق که بالغ بر ده‌ها مورد است، بیشتر منسوب به امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است که در دوره تابعین می‌زیسته‌اند. به عنوان مثال، در روایت فضیل‌بن یسار از امام باقر(ع) بطن قرآن به تاویل آن، که سبب حیات باطراوت و تازه قرآن در هر عصر و زمان می‌باشد، معنی شده است. و اینگونه رسالت پیامبر خدا(ص) در تبیین اصل وجود بعد باطنی برای قرآن توسط اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) تداوم می‌یابد.

پس از دوره تابعین نیز در نیمه نخست قرن دوم هجری، رویکرد گسترده به تاویل قرآن با عنوان تفسیر بطون (تاویل باطنی) آغاز شد. ورود اندیشه‌های کلامی و فلسفی یونانی در حوزه فرهنگ اسلامی باعث شد تا مسلمانان در رویارویی با این فرهنگ جدید، ناگزیر نگرش‌های جدید و عمیق‌تری به منابع معرفتی خود به ویژه قرآن داشته باشند.

توجه به تاویل باطنی قرآن هم‌چنان ادامه یافت و فرقه‌های نوظهور که بعدها «اسماعیلیه» نامیده شدند، با اصالت دادن به آن، ظواهر قرآن را در برابر بطون، فاقد ارزش تلقی کردند و این سبب واکنش عده‌ای از دانشمندان شد.

در قرن سوم هجری، سهل‌بن عبدالله تستری از عارفان اهل سنت، تفسیری نوشت که تماما به بطن قرآن نظر داشت و در قرن چهارم، ابوعبدالرحمن سلمی، تفسیر خود را به نام حقائق‌التفسیر با چنین رویکردی نگاشت. در قرن پنجم، ابوحامد غزالی به مقوله باطن قرآن التفات شایانی کرد و ابوالقاسم قشیری اقدام به تحریر تفسیر به نام لطائف‌الاشارات کرد که سراسر آن، اشارات تفسیری و بیان اسرار باطنی قرآن بود. در قرن ششم و هفتم هجری، محیی‌الدین‌بن عربی تفسیر خود را هم‌چون کشف‌الاسرار و عدةالابرار میبدی براساس نگرش به باطن قرآن نوشت. در قرن هشتم، سیدحیدر آملی کتاب جامع‌الاسرار و تفسیر محیط ‌الاعظم و البحر الخضم را در این راستا به جامعه عرفان اسلامی تقدیم کرد.

تداوم این دیدگاه قرآنی به دوره اخباری‌ها رسید و آنان حتی فهم ظواهر آیات را در اثر ارتباط با باطن قرآن برای غیر معصوم منکر شدند و انبوهی از روایات را در خصوص تفسیر باطنی قرآن، بدون تمییز سره از ناسره نقل کردند و پس از آنان با آغاز دوره اصولیون و فقهای شیعه، ضمن تاکید بر وجود و صحت جنبه بطن قرآن، عدم ارتباط آن با حجیت ظواهر مورد توجه قرار گرفت و پیوندی معقول بین ظهر و بطن قرآن نظیر پیوند لازم و ملزوم برقرار شد.

بدین ترتیب، پیشینه بحث از باطن قرآن و تاویل باطنی آیات همزمان با نزول این کتاب آسمانی و توسط رسول اکرم(ص) آغاز شد و پس از آن توسط صحابه و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) پیگیری شد و سبب بارور شدن این نگرش در میان عقاید و افکار مسلمانان، از جمله شیعیان شد.

اما تاویل قرآن از دیدگاه امام خمینی(ره) و مقایسه آن با دیدگاه سیدحیدر آملی که دقیقا موضوع مورد بحث این کتاب است، موضوعی بدون سابقه می‌باشد و تاکنون به طور مستقل مورد بحث و بررسی قرار نگرفته و تا آنجا که نویسنده این کتاب مدعی شده، هیچ کتاب و رساله‌ای درباره آن به نگارش در نیامده است.

سوالات تحقیق
پرسش‌هایی که این پژوهش در قالب فصول ششگانه در صدد پاسخ به آنها از دیدگاه امام ‌خمینی(ره) و سیدحیدر آملی است عبارت است از:
 
سوال اصلی
دیدگاه حضرت امام در موضوع تاویل قرآن چه تفاوت‌ها و چه شباهت‌هایی با دیدگاه سیدحیدر دارد؟

سوالات فرعی
- مفهوم تاویل چیست و جایگاه آن در آیات محکم و متشابه چگونه است؟
- اصول و مبانی تاویل قرآن و زیرساخت‌های تشکیل‌دهنده دیدگاه حضرت امام و سیدحیدر در مورد تاویل چیست؟
- ملاک‌های تاویل آیات قرآن و موازینی که در هنگام تاویل باید مراعات کرد، چیست؟
- تاویل کننده متصف به «راسخ در علم» دارای چه شرایط باید باشد؟

کتاب حاضر در شش فصل و یک خاتمه سامان یافته است. کلیات پژوهش، مفهوم تاویل و جایگاه آن در آیات محکم و متشابه، اصول و مبانی تاویل، ملاک‌های تاویل، شرایط تاویل کننده و نمونه‌هایی از تاویلات عرفانی امام خمینی(ره) و سیدحیدر آملی، عناوین فصول ششگانه این اثرند.

چاپ نخست کتاب «تاویل قرآن از دیدگاه امام خمینی(ره) و مقایسه آن با دیدگاه سیدحیدر آملی» در شمارگان 1000 نسخه، 201 صفحه و بهای 30000 ریال راهی بازار نشر شد.

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...