احصاء العلوم. کتابی از ابونصر محمد فارابی(260-339) فیلسوف نامدار، در طبقه‌بندی دانش‌های رایج روزگار نویسنده که تاثیر مهمی بر آثار نویسندگان شرق و غرب در تبویب دانش‌ها و بخش‌بندی مباحث فلسفی برجای نهاد. فارابی "احصاء العلوم" را منطبق بر آرای افلاطون و ارسطو به پنج فصل یا پنج دانش اصلی تقسیم کرده و ذیل هر یک شاخه‌های فرعی و فرعی‌تر آن دانش را آورده است.

فصل اول درعلم زبان، مشتمل است بر چند شاخه. ارکان هفتگانه علم زبان اعم از الفاظ مرکب، علم قوانین الفاظ مفرد و مرکب، علم قوانین درست نوشتن و درست خواندن و علم قوانین اشعار.

فصل دوم(مهم‌ترین فصل کتاب با دیدگاه تحلیلی و تقسیم‌بندی متین) در منطق مشتمل است بر مختصری در تعریف و فواید منطق و تناسب آن با علوم نحو و عروض و چگونگی استفاده از منطق و انواع آن، که برای اثبات مطلوب و تصحیح اندیشه به کار می‌رود. مانند برهان، جدل، سفسطه، خطابه و شعر. در این فصل از انواع  قیاس و گفتارهای قیاسی نیز بحث شده است. اجزای هفت‌گانه منطق یعنی مقولات (قاطیغوریاس)، عبارت (باری ارمیناس)، قیاس (آنالوطیقای اول)، برهان (آنالوطیقای دوم)، جدل(طوبیقا)، سفسطه(سوفسطیقا)، خطابه(ریطوریقا)، شعر(بوطیقا) در همین مبحث ذرک شده است. این مبحث را ابن طلموس، شاگرد ابن رشد در "المدل لصناعة المنطق" اقتباس کرده و ابن ابی اصبیعه نیز بخشی از آن را را در "عیون الانباء" آورده است.

فصل سوم، در علم تعالیم یا ریاضیات، مشتمل بر هفت شاخه است: علم عدد، هندسه، مناظر، مرایا، مسیقی، اثقال، حیل. فارابی سپس، به ذکر فروع این دانش‌ها و تعاریف آنها پرداخته است.

فصل چهارم، در علوم طبیعی و علم الاهی است. علم طبیعی و اقسام هشت‌گانه آن، یعنی‌ سماع طبیعی، سماء و عالم، کون و فساد، آثار علوی(در عناصر)، آثار علوی(در مرکبات) آنچه درباره گیاهان، آنچه در "کتاب الحیوان" و "کتاب النفس" آمده است. اما علم الاهی منقسم بر سه بخش است: بحث در باب وجود از آن لحاظ که موجود است، بحث در مبادی براهین، بحث در آنچه جسم نیست و جسمیت ندارد.

فصل پنجم در علوم مدنی (اخلاق و سیاست) و فقه و کلام، هر کدام شامل دو بخش عقاید و اعمال است. انواع حکومت، تعاریف مفاهیمی چون سعادت، شقاوت و سیاست در همین بخش آمده است. فقه و تقسیمات آن از جمله علوم شریعت، کلام، تعریف کلام و شیوه متکلمان از دیگر ابواب آخرین بخش کتاب است.

مراد فارابی‌ از تالیف این کتاب ذکر انواع دانش‌های نظری و تجربی و فواید آنها بوده تا راهنمایی باشد برای طالبان علم که بدانند چه دانشی را با چه انگیزه و هدفی فرا گیرند. بسیاری از دانشمندان "احصاء العلوم" را سنگ بنای تدوین دایرة المعارف و دانش‌نامه‌ها دانسته‌اند. بعضی از دانشمندان و نویسندگان متاخر‌تر، چون خوارزمی در "مفاتیح العلوم"، ابو‌علی سینا در اقسام العلوم، ابن خلدون در مقدمه، کوپری‌زاده در مفاتیح السعاده و دیگران به این کتاب فارابی نظر داشته‌اند و از آن تاثیر یافته‌اند. "احصاء العلوم" فارابی از قرن دوازدهم میلادی در اروپا شناخته شده بود و بر آثار نویسندگان قرون وسطا مؤثر افتاد و در مدارس مغرب زمین  به تدریس آن پرداخته‌اند. این کتاب را ظاهرا "دنیل آومورنی"، شاگرد "گرادوس کرموننسیس" وارد انگلستان کرد، در حالی که گفته‌اند کتاب تقسیم فلسفه اثر "دومینیکوس گوندیسالینوس" اسپانیایی در قرن دوازدهم میلادی، اساسا اقتباسی است از "احصاء العلوم" فارابی.

باید گفت که موسیقی نظری فارابی پیش از آن در اروپا شناخته شده بود. همچنین راجر بیکن در قرن سیزدهم میلادی، "احصاء العلوم" را ستوده و محققان را به خواندن آن توصیه کرده و خود در آثار خویش از آرای فارابی تاثیر بسیار پذیرفته است. نیز "ژروم دو موراوی" در رساله موسیقی خود به نام "مبحث موسیقی"، همان تعریفی از موسیقی آورده است که فارابی در "احصاء العلوم" اختیار کرده و نیز فصلی از کتاب خود را به تقسیم موسیقی از نظر فارابی اختصاص داده است و تمام بخش موسیقی "احصاء العلوم" را در آن بیان کرده است. کسانی دیگر  از نویسندگان موسیقی‌شناس اروپایی در قرن‌های سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم میلادی نیز از "احصاء العلوم" فراوان استفاده کرده‌اند.

این کتاب فارابی بارها به زبان‌های لاتینی و اسپانیایی ترجمه شد که از آن میان ترجمه "گوندیسالینوس" سابق‌الذکر و "گرادوس کرمونتیس" معروف‌تر و دقیق‌تر است. نیز ترجمه‌ای مختصر از آن به زبان عبری در دست است. در قرن اخیر بعضی از اسلام‌شناسان اروپا به تحقیق و تصحیح و ترجمه این کتاب دست زدند؛ از ‌آن جمله‌اند "ویدمان" که بخشی از آن را به آلمانی ترجمه کرد؛ "سن بویچ" که با بررسی نسخه نجف و مقایسه آن با ترجمه لاتینی تصحیحات مهمی در این نسخه مغلوط وارد کرد. هم‌چنین در 1932 "آنخل گونثالث پالنسیا" متن نسخه عربی موجود در اسکوریال را با دو ترجمه کهن لاتینی و یک ترجمه اسپانیایی به قلم خودش در مادرید به چاپ رسانید و تحقیقات دیگری نیز در این زمینه انجام داد. همچنین "جرج فارمر" به تحقیقات مفصلی درباره "احصاء العلوم" و تاثیر آن بر نویسندگان و محققان اروپایی قرون وسطا پرداخت که بعضی از آنها در نشریات خاورشناسی منتشر شد. او بویژه به نسخه‌شناسی این کتاب توجه بسیار مبذول داشت و  در 1965 بخش موسیقی این کتاب را با تصحیحات و حواشی سودمند  منتشر کرد.

متن مصحح "احصا‌ء العلوم" در 1948 به کوشش "عثمان امینی" در قاهره منتشر شد. در 1953 نیز پالنسیا آن را با حواشی مجتمع در مادرید به چاپ رسانید. ترجمه فارسی آن به قلم "حسین خدیو جم" در 1348 در تهران منتشر شد.

صادق سجادی. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش  

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...