کتاب «ابراهیم (مروری بر سیره شهید ابراهیم همت)» نوشته سیدعلی بنی‌لوحی توسط انتشارات راه بهشت منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، سیدعلی بنی‌لوحی نویسنده این‌کتاب جانباز ۴۵ درصد امروز و مسئول ستاد لشگر امام حسین(ع) در دوران دفاع مقدس است که پیش از این‌ کتاب‌های «مبانی دفاع از دیدگاه امام خمینی»، «نبردهای شرق کارون» در مورد عملیات ثامن الائمه، «بوی باران» در مورد شهید مصطفی ردانی‌پور، «خورشید شلمچه» در مورد شهید حسین خرازی، کتاب «احمد» در مورد شهید احمد کاظمی، «عبدالله» در مورد شهید عبدالله میثمی، «یک روز تا چزابه» در مورد عملیات طریق القدس، «هزار قله تا عشق» در مورد شهید حسین خرازی و «زیر درخت کنار» شامل خاطرات دفاع مقدس از وی منتشر و عرضه شده‌اند.

بنی‌لوحی در کتاب جدید خود به مرور رفتار و عملکرد شهید محمدابراهیم همت، فرمانده لشگر ۲۷ محمدرسول‌الله پرداخته که اسفندماه ۶۲ در عملیات خیبر، در جزایر مجنون به شهادت رسید.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

یک بار به حاج همت گفتم: تو مگر چه چیز از این بسیجی‌ها دیده‌ای که این‌قدر به آنها احترام می‌گذاری و دوستشان داری؟ چرا این‌قدر در قلب و روح تو جای دارند؟
گفت: چیزهایی که من از این بسیجی‌ها دیده‌ام، تو هرگز به عمرت نمی‌توانی ببینی. آن‌ها را باید در میدان جنگ شناخت. آن‌جاست که می‌توانی ببینی این‌ها چه انسان‌های بزرگ و شریفی هستند. این بسیجیان نور چشم من هستند. این‌ها برای من ارزش‌شان از هر چیز دیگری بیشتر است.
گفتم: خُب چه می‌کنند؟
گفت: فقط می‌توانم بگویم، زمانی که شما با خیال راحت و در نهایت آرامش توی خانه خودت خوابیده‌ای و مشغول استراحت هستی، این بسیجی‌ها درون سنگرها مشغول مبارزه هستند در حالی که زیر پایشان خاک و بالای سرشان آسمان پر ستاره است، وقتی که همه چشم‌ها در خواب فرو رفته، چشمان اینها پر از اشک می‌شود و به درگاه خداوند ناله می‌کنند. ای کاش من خودم هم می‌توانستم مانند آنها باشم. کاش می‌توانستم درون سنگرهای جبهه در کنار آنها باشم.
گفتم: مگر نیستی؟
گفت: من خاک پای بسیجیان هستم.

این‌کتاب با ۱۶۸ صفحه، شمارگان ۳ هزار نسخه و قیمت ۱۶ هزار تومان منتشر شده است.

یک نفرکمونیست انشایی درباره خمس خواند و آن را نژادپرستی دانست... تمام گروهها حذف شدند و کتابفروشی‌ها و بساط ها جمع شد... رمان ما را عرفی می کند و ما را وارد جامعه می کند. رمان بخوانید تا حرف دیگران را بفهمید... فکر نمی کنم هیچ آخوندی در ایران به اندازه آقای مطهری مطالعه کرده باشد... ما ادعا می‌کنیم همه چیز داریم و همه چیز می فهمیم و مرتب دنیا را متهم می کنیم که به ما نیاز دارد درحالی که ما نیازمندیم... درباره آثار خودم: شرمنده ام! حرف دیگری ندارم. ...
همراهان شاه به او گفته بودند که این مدارس، جوانان را یاغی می‌کند... مکتب‌داران تبریز، این رقیب تازه‌نفس را برنتافتند و مردم را علیه او تحریک کردند... متهم به فعالیت‌های ضد دینی شد... پیش از او، تحصیل دانش، ویژه‌ی طبقه‌ی مرفه بود... ۲۷ جلد کتاب درسی برای سوادآموزان فارسی‌زبان نوشت... بیشتر مدارس او در زمان حیات او تعطیل یا ویران شدند... یکی از ده شخصیت تأثیرگذار و سرنوشت‌‌ساز تاریخ معاصر ایران ...
آقای رئیس جمهور رمان دیکتاتوری است نه رمان دیکتاتور. انتقادی است از فقر (مردم کشور همه فقیرند) و خیانت (هر شهروندی خانواده‌اش را انکار می‌کند) و فساد (وجدانها پست و مبتذل است) که این نظام بی‌حاصل که نمی‌تواند به انجام دادن کاری مثبت به نفع کسی افتخار کند به بار می‌آورد. به همین جهت خواننده از همان ابتدا احساس خفگی می‌کند و این فشار مرتباً شدت می‌یابد و هنگامی که رمان در آخرین فصل خود موسوم به «زنده مدفون» به اوج خود می‌رسد، این احساس به خفقان نزدیک می‌شود. ...
حدیث «الملك یبقی مع الكفر و لایبقی مع الظلم» از سخنان پرآوازه دیگریست که در هیچ منبع حدیثی به عنوان روایت نقل نشده و در قرن یازدهم هجری وارد کتب شده است. البته میرزای نائینی فقیه دوران مشروطه از این حدیث به عنوان نص مجرب (یعنی حدیثی که به تجربه ثابت شده) یاد می‌کند... در منابع روایی حدیثی دال بر نحوست ماه صفر یافت نمی‌شود. همین‌طور بشارت به خروج از ماه صفر و دعاهای دوری از بلا در این ماه. ...
«خشم» نیکول نسبت به نادیده‌گرفتن خودش از سوی چارلی، سبب می‌شود درخواست طلاق کند... نیکول حواسش به جزئیات زندگی است و چارلی دقتی به این جزئیات ندارد... نیکول احساس می‌کند که در بازی زندگی بازنده شده ... کسانی که پاره‌ای از «ما» می‌شوند، هویت تازه‌ای می‌یابند، علاوه بر آنچه داشته‌اند... همه از زاویه منفعت «خود»شان به رابطه نگاه می‌کنند.‌.. نه تاب جدایی دارند و نه توان ساختن رابطه‌ای تازه. ...