تازه‌ترین مجلد از مجموعه «تقویم تاریخ دفاع مقدس» که به بازخوانی رخدادهای جنگ تحمیلی در اردیبهشت سال ۱۳۶۴ می‌پردازد از سوی موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی روانه بازار کتاب شد.

جلد پنجاه و هفتم از مجموعه تقویم تاریخ دفاع مقدس با عنوان تغییر موازنه قدرت، با بهره‌گیری از اسناد و گزارش‌های نوبه‌ای ارتش و با استناد به مطبوعات و روزنامه‌های آن دوره به قلم سرتیپ سعید پورداراب تدوین شده است.

در بخشی از پیشگفتار این اثر می‌خوانیم: اردیبهشت ۶۴ از جمله ماه‌هایی است که در جبهه‌های جنگ رخدادهای مهمی به وقوع پیوست. ارتش رژیم بعث عراق در این ماه تحرکاتی در جبهه‌ها از خود بروز داد که حاصل آن چیزی جز شکست برای آنها نبود. از سوی دیگر مقاومت شجاعانه‌ دو گردان از لشکر پیاده‌ ارومیه در منطقه‌ سردشت از حوادث مهم این ماه بود. از دیگر رویدادهای مهم در این ماه فرمایشات امام خمینی(ره) در روز ۱۶ اردیبهشت در سالروز میلاد حضرت مهدی (عج) و روز پاسدار در رابطه با ادامه‌ جنگ بود.
بیان این اوامر مؤکد از سوی امام، تکلیف را بر همگان مشخص نمود که باید به دنبال جستجوی راه‌های مختلف برای به زانو درآوردن دشمن بعثی در مناطق عملیاتی بود و لذا جنگ کماکان ادامه یافت. اما در این حال رژیم بعث نیز به صورت گسترده توسط استکبار جهانی و حامیانش در منطقه تجهیز شده بود تا جایی که وخامت اوضاع و نابرابری به حدی رسید که در جلسه‌ای که با حضور حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی با فرماندهان ارشد سپاه پاسداران تشکیل شد، به جزئیات امر اشاره گردید و مقایسه‌ای آماری به عمل آمد و نیازمندی‌ها برای ادامه‌ جنگ و پیروزی در عملیات‌های آتی بیان شد که شرح آن در حوادث روز سی ام این ماه بیان شده است.

جلد پنجاه و هفتم از مجموعه تقویم تاریخ دفاع مقدس به انضمام اسناد و تصاویر، در یک‌هزار و ۳۳ صفحه و قیمت ۱۲۱ هزار تومان توسط موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...